پیمان مکه ، پیام به تهران

به نظر می‌رسد که امضا این توافق مشترک واکنشی به تحولات اخیر پس از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، واکنش‌های دفاعی ایران و ناتوانی آمریکا در دفاع از کشورهای جنوب خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی باشد.

پس از ماه‌ها رایزنی‌های پشت پرده، به نوشته رسانه‌ها در مکه رهبران عربستان، ترکیه و پاکستان یک پیمان دفاعی مشترک را امضا کردند که مهم‌ترین تحول دفاعی و نظامی منطقه در سال‌های اخیر محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد که امضا این توافق مشترک واکنشی به تحولات اخیر پس از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، واکنش‌های دفاعی ایران و ناتوانی آمریکا در دفاع از کشورهای جنوب خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی باشد.

به گزارش اخبار اصفهان به نقل از خبرآنلاین، به نوشته رسانه‌ها روز جمعه، ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ (۷ اوت ۲۰۲۶)، شهر مکه مکرمه میزبان نشستی تاریخی و سرنوشت‌ساز میان رهبران سه کشور مهم جهان اسلام بود. رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی و شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان، یک توافق دفاعی سه‌جانبه مشترک را که «پیمان دفاعی مشترک مکه» نام گرفت، امضا کردند. این رویداد با حضور ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و هیئت‌های عالی‌رتبه نظامی همراه بود؛ سفر کاری یک‌روزه‌ای که برهان‌الدین دوران، رئیس اداره ارتباطات ریاست‌جمهوری ترکیه، آن را دیداری در بالاترین سطح توصیف کرده و دیپلمات‌های پاکستانی نیز تاکید دارند که اهمیت ابعاد آن فراتر از بحران‌های جاری خلیج فارس است.

-پیمان مکه از کجا آمد؟

شکل‌گیری این پیمان سه‌جانبه که مذاکرات آن از سال گذشته در جریان بوده، معلول مستقیم تحولات شتابان نظامی و فرسایش شدید بازدارندگی سنتی در منطقه است. ریشه اصلی تصمیم به نهایی‌سازی این سند، به درگیری‌های نظامی اخیر و حملات اسرائیل و آمریکا به ایران و تبعات امنیتی بی‌سابقه‌ای که برای منطقه به همراه داشت بازمی‌گردد. پاسخ‌های موشکی و پهپادی گسترده به زیرساخت‌ها، پایگاه‌های نظامی آمریکا و تأسیسات کلیدی انرژی در منطقه، از جمله تأسیسات گازی رأس‌لفان قطر و مراکزی در بحرین، تکانه‌ای شدید به پایداری امنیتی کشورهای خلیج فارس وارد کرد. اختلال جدی در خطوط مواصلاتی، بسته شدن مقطعی تنگه هرمز و شکل‌گیری محاصره‌های عملی در حوزه دریانوردی، امنیت ترانزیت انرژی را با تهدید جدی مواجه ساخت.

عربستان سعودی با انسداد تنگه هرمز و تهدید انصار… یمن مبنی بر محاصره دریایی در تنگه باب‌المندب خود را در محاصره کاملی می‌بیند که نتیجه ناامنی‌های ناشی از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران است؛ جنگی که توسط آمریکا آغاز شد اما برای جبران خسارات و آسیب‌های آن از سوی واشنگتن هیچ کمکی به عربستان سعودی نشد.

در کنار این تحولات، تشدید مجدد درگیری‌ها در یمن و حملات به اماکن اقتصادی و بندری عربستان (از جمله در نجران)، ابعاد ناامنی را برای ریاض دوچندان کرد. تحلیل‌گران سعودی پیش‌تر تاکید کرده بودند که ریاض در صورت ورود به جنگ ایران، می‌تواند پیمان دفاعی دوجانبه خود با پاکستان را فعال کند؛ اکنون اضافه شدن ترکیه ابعاد تازه‌ای به این معادله می‌دهد.
در طول ۶ ماه گذشته پاکستان برای جلوگیری از اجبار به ورود به جنگی ناخواسته به نیابت از عربستان سعودی، تلاش زیادی کرده‌است تا بتواند از طریق میانجی‌گری میان ایران و آمریکا به جنگ در منطقه پایان دهد.

محرک اصلی استراتژیک برای سران عربستان، «احساس تنهایی امنیتی» و تعمیق بی‌اعتمادی نسبت به چتر حمایتی واشنگتن است. کشورهای خلیج فارس دریافته‌اند که ایالات متحده دیگر تمایلی به ورود مستقیم و پرهزینه برای تضمین امنیت زیرساخت‌های انرژی منطقه ندارد. این خلاء امنیتی و ناکارآمدی چارچوب‌های سنتی، ریاض را بر آن داشت تا به جای اتکای صرف به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به سمت بومی‌سازی امنیت و خلق یک موازنه قدرت جدید حرکت کند. یکی از منابع آنکارا در گفت‌وگو با میدل ایست آی تاکید کرده است: «این توافق موازنه قدرت را در منطقه تغییر خواهد داد و در صورت اجرای موفقیت‌آمیز، ثبات و امنیت مردم این بخش از جهان را ارتقا می‌دهد.»

-هم‌افزایی سه مؤلفه راهبردی

هر یک از اعضای این پیمان سه جانبه یک ویژگی منحصر به فرد دارند که می‌توانند یکدیگر را تکمیل کنند. توافق مکه از لحاظ الگوی ساختاری، پیونددهنده سه پایه متضاد اما مکمل از قدرت در جهان اسلام است که هر کدام دارای مزیت‌های منحصربه‌فردی هستند:
عربستان سعودی (تمکن مالی و ژئوپلیتیک): تنها اقتصاد عضو گروه ۲۰ در جهان عرب، بزرگ‌ترین صادرکننده انرژی و میزبان اماکن مقدس اسلامی (مکه و مدینه) که می‌تواند نقش تامین‌کننده منابع مالی و زیرساختی پیمان را بر عهده بگیرد.

ترکیه (فناوری دفاعی و ساختار ناتو): سرزمینی استراتژیک در میان آسیا و اروپا، دارنده دومین ارتش بزرگ پیمان ناتو و قدرتی نوظهور در صنعت طراحی، ساخت و صادرات تجهیزات و تسلیحات پیشرفته نظامی (نظیر پهپادها و سامانه‌های پدافندی).
پاکستان (توانمندی هسته‌ای و بازدارندگی): تنها کشور دارنده سلاح هسته‌ای در جهان اسلام و یکی از صادرکنندگان نوظهور تسلیحات که دارای ارتش و نیروی انسانی بسیار کارآزموده است.

-نسبت پیمان مکه با ایران

ترکیه از این توافق بیشتر به عنوان ابزاری برای نفوذ در خلیج فارس و توسعه بازار صنایع دفاعی خود بهره می‌برد.ارتباط این توافق با ایران دارای ابعادی پیچیده است که نمی‌توان آن را صرفاً در قالب یک بلوک یکپارچه علیه تهران تحلیل کرد:
جنبه موازنه و مهار: از دیدگاه عربستان سعودی، هدف اولیه این پیمان، ایجاد یک سد بازدارنده در برابر توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران و گروه‌های متحد آن است. ریاض با درک آسیب‌پذیری زیرساخت‌های نفتی و انرژی خود، به دنبال آن است که با تکیه بر فناوری ترکیه و بازدارندگی پاکستان، هزینه‌های هرگونه درگیری تلافی‌جویانه را برای ایران بالا ببرد.

رویکرد محافظه‌کارانه و تعدیل‌کننده پاکستان: بر خلاف تمایل ریاض برای ایجاد یک جبهه سخت علیه ایران، پاکستان خط قرمزی پررنگ در مواجهه مستقیم با تهران دارد. اسلام‌آباد به دلیل داشتن مرزهای طولانی مشترک، چالش‌های امنیتی در بلوچستان، نیاز به ثبات مرزی و روابط انرژی، به هیچ وجه مایل نیست به عنوان ابزار نظامی علیه ایران شناخته شود. از این رو، حضور پاکستان می‌تواند مانع از تبدیل شدن این سند به یک پیمان صرفاً ضدایرانی شده و حتی کانال‌های دیپلماتیک را باز نگه دارد.

روابط متوازن ترکیه: آنکارا اگرچه با ایران در برخی پرونده‌های منطقه‌ای رقابت دارد، اما همزمان روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با تهران حفظ کرده و اخیراً مواضع مشترکی در قبال حملات اسرائیل در منطقه اتخاذ کرده است. ترکیه از این توافق بیشتر به عنوان ابزاری برای نفوذ در خلیج فارس و توسعه بازار صنایع دفاعی خود بهره می‌برد.
در مجموع، این پیمان اگرچه توان بازدارندگی طرف‌های عربی را تقویت می‌کند، اما به دلیل تضاد منافع اعضا، بیشتر رویکردی ترکیبی از «موازنه هوشمند» و «کنترل سطح تنش» را دنبال خواهد کرد.