مصرف گرايي را کم کنيم، توليد را حمايت!
اگر بخواهيم از يک معضل جهاني به عنوان بيماري اجتماعي در قرن حاضر نام ببريم بي شک تجمل گرايي يکي از اصلي ترين گزينه هاي پيشنهادي است که مي توان آنرا به بيماري قرن حاضر تعبير نمود ، مانند يک خوره يا موريانه ضمن تلف نمودن عمر و وقت و ثروت هاي جوامع ، باعث […]
اگر بخواهيم از يک معضل جهاني به عنوان بيماري اجتماعي در قرن حاضر نام ببريم بي شک تجمل گرايي يکي از اصلي ترين گزينه هاي پيشنهادي است که مي توان آنرا به بيماري قرن حاضر تعبير نمود ، مانند يک خوره يا موريانه ضمن تلف نمودن عمر و وقت و ثروت هاي جوامع ، باعث ايجاد مفاسد و انحرافات زيادي نيز شده است. البته اين معضل تنها مختص به کشور ما نيست اما متاسفانه کشورهاي جهان سوم بيشتر در دام آن افتاده اند و به يقين اين اتفاق بي دليل رخ نداده است زيرا اگر نبودند مردمان جهان سومي که به تجمل گرايي روي آورند ، کشورهاي پيشرفته به چه بهانه اي کالاهاي خود را در اين کشورهاي عرضه مي کردند!
– خشکاندن ريشه فضايل اخلاقي و انساني ، اشاعه و ترويج فرهنگ هاي منحطي مانند، رشوه خواري ، اختلاس ، رباخواري ، دزدي و فساد و فحشا و هزاران مفسده ديگر از ثمرات اشراف گرايي است زيرا انسان تجمل گرا و اشراف گرا توان مبارزه با نفس خود بر عليه خريد بيهوده را ندارد و لاجرم به هر نحوي شرايطي را فراهم خواهد کرد تا به
خواسته هاي خود دست يابد. از ابتداي اسلام تا کنون يکي از مهمترين اهداف مسلمين واقعي مبارزه با اشراف گرايي بوده است. حضرت محمد(ص) فرموده اند: همه با هم برابرند و تنها ملاک برتري تقوي است. لذا با تمام مظاهر آن از جمله تجمل گرايي به جد به مبارزه پرداختند.
از اين رو متوجه خواهيم شد تجمل خواهي که مهمترين ويژگي آن تمايل به اسراف است ، مفاسد زيادي را در پي دارد . بدين ترتيب که تجمل گرايي و اشرافي گري به تدريج سبب فقر و تهي دستي جامعه و حکومت ها خواهد شد .
در جامعه اي که انسان ها ارزشمند مي شوند تنها به واسطه داشتن ماشين و پول و املاک، ديگر ارزش هاي انساني جايي نخواهد داشت و به حتم اسلام نيز از آنجا رخت خواهد بست.
زيرا براي رسيدن به چنين ارزشي در سطح جامعه که تنها ماديات ملاک آن است حاضر هستيم هر کار انجام دهيم از اختلاس گرفته تا دزدي و قتل و غارت و…
– در کشور ما نيز مانند ديگر کشورهاي جهان سوم و در حال توسعه با هزينه هاي گزاف و تبليغات گسترده از سوي کشورهاي معاند ، مردم به
تجمل گرايي روي آوردند و هرچه اين تجمل گرايي در بين مردم بيشتر شد ديگر ارزش ها رنگ باخت و ارزش خود را از دست داد. متاسفانه با اين پيشرفت در تجمل گرايي توليدات داخلي نتوانستند هم سو و هم گام شوند و اين شد که وابستگي ما به ديگران افزايش يافت. اما اکنون در شرايط موجود و با وجود تحريم ها دو حالت و مسير پيش روي ماست اول اينکه
مصرف گرايي را کاملا از خود دور کنيم که با وجود چندين سال عادت غلط به زياده خواهي به سرعت اين مهم مهيا نخواهد شد و ديگر مسير گسترش و حمايت از توليدات داخلي است .
اگر توليدات داخل با کمک دولت و حمايت مردم بتواند هم گام توليدات خارجي قدم بگذارد ديگر نيازي به واردات بي رويه اجناس لوکسي مانند بلورجارت و البسه و …. در کشور نخواهد بود.
البته راه سومي هم وجود دارد که آن تلفيق هر دو روش بالاست يعني مردم از مصرف گرايي خود بکاهند و دولت هم به توليد داخل کمک کند تا نيازهاي مردم را بر طرف کند. اما متاسفانه در حال حاضر مردم و دولت گزينه چهارم يعني «هيچ کدام» را انتخاب کرده اند و نه از مصرف گرايي خود مي کاهند و نه به توليدي هاي داخلي کمکي مي شودو اين دقيقا همان گزينه اي است که کشورهاي جهان اول مي خواهند يعني وابستگي هرچه بيشتر ما به آنها و دادن نفت در مقابل گرفتن کالاهاي بنجل آنها. ان هم با منت و خفت. انتخاب با من و شماست!
کوثر بابایی





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0