استعاره، زبان ناگفته فیلم کوتاه؛ روایت سیاوش گلشیری در پاتوق ۱۴۰

برگزاری نشست تخصصی «استعاره در فیلم کوتاه» در پاتوق ۱۴۰ فیلم کوتاه اصفهان با حضور دکتر سیاوش گلشیری و نمایش چهار اثر سینمایی.

نشست تخصصی «استعاره در فیلم کوتاه» در پاتوق ۱۴۰ فیلم کوتاه اصفهان با حضور دکتر سیاوش گلشیری، نویسنده و پژوهشگر سینما، برگزار شد. در این جلسه چهار فیلم «هلیوس» به کارگردانی مجید صداقت برجی و سارا طالبیان، «صوراحیل» ساخته اسماعیل عظیمی، «جاذبه غیرنیوتونی» اثر علیرضا صادقی و «مرخ» به کارگردانی حسین فیروزه نمایش داده شد و آثار از منظر ساختار روایی، شخصیت‌پردازی، ایده محرک و کارکرد استعاره مورد بررسی قرار گرفتند.

تفاوت‌های بنیادین فیلم کوتاه و بلند

محمد بزرگ، میزبان این نشست، ضمن خوشامدگویی به سیاوش گلشیری، بر اهمیت بحث فیلم‌نامه در جلسات پاتوق تأکید کرد و حضور فیلم‌سازان و پژوهشگران در این نشست‌ها را فرصتی برای تبادل تجربه و گفت‌وگو درباره سینما دانست.

گلشیری در آغاز سخنان خود با اشاره به سابقه فعالیتش در انجمن سینمای جوانان، بر تفاوت سازوکار فیلم کوتاه و فیلم بلند تأکید کرد و گفت فیلم کوتاه را نباید نسخه فشرده‌ای از فیلم بلند دانست. به گفته او، فیلم کوتاه سازوکار مستقل خود را دارد و معمولاً بر پایه یک ایده واحد، شخصیت‌های محدود، زمان و مکان فشرده و یک کنش دراماتیک مشخص شکل می‌گیرد؛ کنشی که در بسیاری از موارد با یک ضربه نهایی به پایان می‌رسد.

نشست تخصصی «استعاره در فیلم کوتاه» در پاتوق ۱۴۰ فیلم کوتاه اصفهان با حضور دکتر سیاوش گلشیری، نویسنده و پژوهشگر سینما، برگزار شد. در این جلسه چهار فیلم «هلیوس» به کارگردانی مجید صداقت برجی و سارا طالبیان، «صوراحیل» ساخته اسماعیل عظیمی، «جاذبه غیرنیوتونی» اثر علیرضا صادقی و «مرخ» به کارگردانی حسین فیروزه نمایش داده شد و آثار از منظر ساختار روایی، شخصیت‌پردازی، ایده محرک و کارکرد استعاره مورد بررسی قرار گرفتند. تفاوت‌های بنیادین فیلم کوتاه و بلند محمد بزرگ، میزبان این نشست، ضمن خوشامدگویی به سیاوش گلشیری، بر اهمیت بحث فیلم‌نامه در جلسات پاتوق تأکید کرد و حضور فیلم‌سازان و پژوهشگران در این نشست‌ها را فرصتی برای تبادل تجربه و گفت‌وگو درباره سینما دانست. گلشیری در آغاز سخنان خود با اشاره به سابقه فعالیتش در انجمن سینمای جوانان، بر تفاوت سازوکار فیلم کوتاه و فیلم بلند تأکید کرد و گفت فیلم کوتاه را نباید نسخه فشرده‌ای از فیلم بلند دانست. به گفته او، فیلم کوتاه سازوکار مستقل خود را دارد و معمولاً بر پایه یک ایده واحد، شخصیت‌های محدود، زمان و مکان فشرده و یک کنش دراماتیک مشخص شکل می‌گیرد؛ کنشی که در بسیاری از موارد با یک ضربه نهایی به پایان می‌رسد. ایده محرک؛ نقطه آغاز روایت کوتاه این پژوهشگر سینما با بررسی فیلم‌های نمایش‌داده‌شده، ضعف در شکل‌گیری کنش دراماتیک و ارتباط میان اجزای روایت را از جمله چالش‌های برخی آثار دانست. او «ایده محرک» را یکی از عناصر کلیدی فیلم‌نامه کوتاه معرفی کرد؛ ایده‌ای که باید شخصیت اصلی و مسئله فیلم را شکل دهد و در ادامه به‌صورت منطقی به پایان اثر متصل شود. گلشیری با اشاره به فیلم کوتاه «اتاق ۸»، آن را نمونه‌ای از پیوند میان ایده محرک، کنش شخصیت و ضربه نهایی دانست و تأکید کرد که اتفاقات پایانی باید از منطق درونی روایت ناشی شوند و صرفاً به‌صورت تصادفی وارد جهان فیلم نشوند. منطق شخصیت؛ پرهیز از کنش‌های تحمیلی گلشیری با اشاره به فیلم‌هایی مانند «روتوش» و «انیمال»، بر ضرورت طراحی درست کنش شخصیت تأکید کرد. به گفته او، رفتار شخصیت باید بر اساس نیاز و منطق درونی او شکل بگیرد، نه صرفاً بر مبنای تصمیم فیلم‌نامه‌نویس. او همچنین نبود تناسب میان انگیزه، ایده محرک و ضربه نهایی را از ایرادهای رایج در فیلم‌های کوتاه دانست و گفت چنین مسئله‌ای می‌تواند روایت را به سمت اتفاقات تصادفی و غیرقابل باور سوق دهد. استعاره در فیلم کوتاه؛ معنا در دل تصویر در بخش اصلی این نشست، موضوع «استعاره در فیلم کوتاه» مورد بررسی قرار گرفت. گلشیری با اشاره به جایگاه استعاره در هنر مدرن و پست‌مدرن توضیح داد که هنرمند می‌تواند به جای بیان مستقیم دیدگاه خود، از عناصر استعاری و شاعرانه برای انتقال معنا استفاده کند. او با اشاره به برخی نمونه‌های فیلم کوتاه ایرانی و خارجی، از جمله «روتوش»، «هستی»، «انیمال» و «دولباگ» ساخته کریستوفر نولان، گفت در بسیاری از این آثار، امر ناگفته بر امر تصریح‌شده غلبه دارد و معنا از طریق کنش‌ها، تصاویر و عناصر بصری شکل می‌گیرد. گلشیری تأکید کرد که استعاره زمانی در فیلم موفق عمل می‌کند که در متن اثر ساخته شود و صرفاً به عنوان فیلم یا استفاده از یک نماد کلیشه‌ای محدود نماند. او با اشاره به مثال «کبوتر سفید» توضیح داد که یک عنصر تصویری لزوماً معنای ثابت و قراردادی ندارد و معنای استعاری آن باید در بستر جهان و تجربه خود اثر شکل بگیرد. نقش عناصر بصری در شکل‌گیری استعاره گلشیری در ادامه بر نقش عناصر بصری در خلق استعاره سینمایی تأکید کرد و گفت استعاره می‌تواند از طریق نور، رنگ، لباس، میزانسن، ترکیب‌بندی، صدا و شیوه تدوین شکل بگیرد. او همچنین با اشاره به مقاله «شیوه‌های بیان در سینما» نوشته دکتر احمد ضابطی جهرمی، مطالعه این مقاله و تماشای نمونه‌های مطرح‌شده در نشست را برای علاقه‌مندان به سینما و فیلم کوتاه پیشنهاد کرد. این نشست با گفت‌وگو درباره نمونه‌های مطرح‌شده و پاسخ به پرسش‌های حاضران به پایان رسید.

ایده محرک؛ نقطه آغاز روایت کوتاه

این پژوهشگر سینما با بررسی فیلم‌های نمایش‌داده‌شده، ضعف در شکل‌گیری کنش دراماتیک و ارتباط میان اجزای روایت را از جمله چالش‌های برخی آثار دانست. او «ایده محرک» را یکی از عناصر کلیدی فیلم‌نامه کوتاه معرفی کرد؛ ایده‌ای که باید شخصیت اصلی و مسئله فیلم را شکل دهد و در ادامه به‌صورت منطقی به پایان اثر متصل شود.

گلشیری با اشاره به فیلم کوتاه «اتاق ۸»، آن را نمونه‌ای از پیوند میان ایده محرک، کنش شخصیت و ضربه نهایی دانست و تأکید کرد که اتفاقات پایانی باید از منطق درونی روایت ناشی شوند و صرفاً به‌صورت تصادفی وارد جهان فیلم نشوند.

منطق شخصیت؛ پرهیز از کنش‌های تحمیلی

گلشیری با اشاره به فیلم‌هایی مانند «روتوش» و «انیمال»، بر ضرورت طراحی درست کنش شخصیت تأکید کرد. به گفته او، رفتار شخصیت باید بر اساس نیاز و منطق درونی او شکل بگیرد، نه صرفاً بر مبنای تصمیم فیلم‌نامه‌نویس.

او همچنین نبود تناسب میان انگیزه، ایده محرک و ضربه نهایی را از ایرادهای رایج در فیلم‌های کوتاه دانست و گفت چنین مسئله‌ای می‌تواند روایت را به سمت اتفاقات تصادفی و غیرقابل باور سوق دهد.

استعاره در فیلم کوتاه؛ معنا در دل تصویر

در بخش اصلی این نشست، موضوع «استعاره در فیلم کوتاه» مورد بررسی قرار گرفت. گلشیری با اشاره به جایگاه استعاره در هنر مدرن و پست‌مدرن توضیح داد که هنرمند می‌تواند به جای بیان مستقیم دیدگاه خود، از عناصر استعاری و شاعرانه برای انتقال معنا استفاده کند.

او با اشاره به برخی نمونه‌های فیلم کوتاه ایرانی و خارجی، از جمله «روتوش»، «هستی»، «انیمال» و «دولباگ» ساخته کریستوفر نولان، گفت در بسیاری از این آثار، امر ناگفته بر امر تصریح‌شده غلبه دارد و معنا از طریق کنش‌ها، تصاویر و عناصر بصری شکل می‌گیرد.

گلشیری تأکید کرد که استعاره زمانی در فیلم موفق عمل می‌کند که در متن اثر ساخته شود و صرفاً به عنوان فیلم یا استفاده از یک نماد کلیشه‌ای محدود نماند. او با اشاره به مثال «کبوتر سفید» توضیح داد که یک عنصر تصویری لزوماً معنای ثابت و قراردادی ندارد و معنای استعاری آن باید در بستر جهان و تجربه خود اثر شکل بگیرد.

نقش عناصر بصری در شکل‌گیری استعاره

گلشیری در ادامه بر نقش عناصر بصری در خلق استعاره سینمایی تأکید کرد و گفت استعاره می‌تواند از طریق نور، رنگ، لباس، میزانسن، ترکیب‌بندی، صدا و شیوه تدوین شکل بگیرد. او همچنین با اشاره به مقاله «شیوه‌های بیان در سینما» نوشته دکتر احمد ضابطی جهرمی، مطالعه این مقاله و تماشای نمونه‌های مطرح‌شده در نشست را برای علاقه‌مندان به سینما و فیلم کوتاه پیشنهاد کرد.

این نشست با گفت‌وگو درباره نمونه‌های مطرح‌شده و پاسخ به پرسش‌های حاضران به پایان رسید.