چشمانداز دیپلماسی، ابعاد نظامی و سناریوهای آینده
این روزها و در شرایطی که منطقه خاورمیانه آبستن تحولات پرتنش و درگیریهای نظامی گستردهای است، اظهارات دیاکو حسینی، تحلیلگر مسائل بینالملل، تصویری روشن و در عین حال عمیق از وضعیت فعلی جنگ ایران و آمریکا ترسیم میکند.

به گزارش اخبار اصفهان وی با رد قاطع احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران، ریشه این عدم احتمال را در هراس شدید افکار عمومی آمریکا از تکرار تجربیات تلخ افغانستان و عراق و دشواری دستیابی به اجماع دوحزبی برای چنین اقدامی میداند. این تحلیل، که در بستر تحلیل مسائل بینالملل و با نگاهی عمیق به ابعاد نظامی و دیپلماتیک ارائه شده، بر عوامل متعددی از جمله اهداف استراتژیک آمریکا و اسرائیل، وضعیت دیپلماسی، و پیامدهای احتمالی یک جنگ فرسایشی تمرکز دارد.
چشمانداز استراتژیک آمریکا و اسرائیل: اهداف و محاسبات
حسینی معتقد است که در مرحله کنونی، آمریکا و اسرائیل تصور میکنند به اهداف کلیدی خود از جمله نابودی کامل برنامه هستهای ایران، تضعیف شدید برنامه موشکی و نیروی دریایی، و وادار کردن جمهوری اسلامی به دست کشیدن از گروههای نیابتی در منطقه نزدیک شدهاند. این تصور، موجب شده است که تمایلی برای پذیرش دیپلماسی از سوی این دو کشور مشاهده نشود و در صورت پذیرش هرگونه مذاکره، خواهان تسلیم کامل ایران باشند. این نگاه، که بر پایه ارزیابیهای تاکتیکی و استراتژیک بنا شده، چشمانداز روشنی را برای پایان مسالمتآمیز در کوتاهمدت ترسیم نمیکند.
موقعیت ایران: تلخکامی از جنگ و انتظار برای فردایی بهتر
از سوی دیگر، حسینی اشاره میکند که از سمت ایران نیز تمایلی برای دیپلماسی در شرایط کنونی وجود ندارد. با توجه به ترور رهبر کشور و حملات شدید به شهرهای مختلف ایران، جمهوری اسلامی یا قادر به توافق برای پایان جنگ نیست، یا هر توافقی در این شرایط، منصفانه نخواهد بود. بنابراین، ایران ترجیح میدهد که در موقعیتی بهتر وارد مذاکرات صلح شود. این موضع، بیانگر تلاش ایران برای حفظ کرامت ملی و حصول توافقی عادلانه در فضایی غیر از فشار و اجبار است.
محاسبات زمان و مقاومت: آیا گذر زمان به نفع ایران است؟
یکی از پرسشهای کلیدی که تحلیلگر مطرح میکند، این است که آیا گذر زمان به ایران کمک میکند تا به موقعیت نظامی بهتری برسد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، صبر کردن از منظر استراتژیک عاقلانه است. اما نگرانی جدی وجود دارد که گذر زمان نه تنها کمکی به بهبود شرایط نکند، بلکه با اصرار طرفین بر ادامه حملات، ایران وارد یک جنگ فرسایشی بلندمدت شود. این معضل، نیازمند تحلیل دقیق از تابآوری نظامی و اقتصادی طرفین و همچنین پویاییهای منطقهای و بینالمللی است.
نقش میانجیگریهای بینالمللی و چشمانداز دیپلماسی
حسینی به احتمال اقدامات جدیتر کشورهای آسیایی و اروپایی برای میانجیگری اشاره میکند، به ویژه با توجه به افزایش قیمت نفت و فشار بر منابع مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس و تأثیر آن بر بازارهای جهانی. اما در این میان، پرسش اصلی این است که آیا ترامپ به این میانجیگریها بها خواهد داد؟ تحلیلگر معتقد است که تا لحظه نگارش، هم ایران و هم آمریکا صرفاً بر جنگ متمرکز بوده و تمایلی به دیپلماسی نشان ندادهاند، اما شاید در روزهای آینده بتوان ارزیابی دقیقتری از احتمال آغاز دیپلماسی و موفقیت آن داشت.
جنگ تمامعیار کنونی: تشدید درگیریها و پایانناپذیری نبرد
این تحلیلگر معتقد است که جنگ فعلی شدیدتر از جنگ ۱۲ روزه قبلی است. در حالی که در جنگ پیشین، آمریکا تنها در حمله به تأسیسات هستهای مشارکت مستقیم داشت، در جنگ کنونی، از همان روز نخست به طور گسترده وارد شده است. این امر، یک جنگ تمامعیار بین ایران و آمریکا را رقم زده است. علاوه بر این، هزینه اولیه پرداختی توسط ایران در این جنگ، بسیار شدیدتر از جنگ ۱۲ روزه بوده است. این وضعیت، احتمال پایان جنگ را به شکل بازی با حاصلجمع صفر (پیروزی کامل یک طرف و شکست کامل طرف دیگر) افزایش میدهد، برخلاف جنگ قبلی که با آتشبس پایان یافت.
نقش نتانیاهو و پیشبینی طولانی شدن جنگ
حسینی با اشاره به اینکه ترامپ کاملاً تحت تأثیر نتانیاهو وارد این جنگ شد، معتقد است که پس از پرداخت این همه هزینه، نخستوزیر اسرائیل به ترامپ اجازه نخواهد داد بدون دستیابی به نتایج سیاسی پایدار، به جنگ پایان دهد. بنابراین، پیشبینی میشود که این جنگ بیشتر از جنگ قبلی طول خواهد کشید. عوامل متعددی از جمله تابآوری نظامی ایران و آمریکا و تابآوری اقتصادی کشورهای خلیج فارس، اروپا و مصرفکنندگان آسیایی نفت در زمان اتمام جنگ تأثیرگذار خواهند بود، اما پیشبینی اولیه تحلیلگر این است که جنگ حداقل بین ۲ تا ۳ هفته به طول خواهد انجامید.
تسلیم بیقیدوشرط؛ تعهدات ایران و اهداف نهایی ترامپ و نتانیاهو
در خصوص خواستهی ترامپ مبنی بر تسلیم بیقیدوشرط ایران، حسینی معتقد است منظور او شامل تعهد بلندمدت از سوی ایران برای توقف هرگونه فعالیت هستهای، محدودیت برد و تعداد موشکها، و توقف حمایت از گروههای نیابتی در منطقه است. در ازای این تعهدات، ممکن است ترامپ حاضر به رفع برخی تحریمها شود. با این حال، بسیار بعید است که ایران به چنین توافقی تن دهد. بنابراین، معنای واقعی تسلیم بیقیدوشرط، یا تغییر نظام سیاسی در ایران است یا تغییر نظام سیاستی؛ یعنی حتی اگر ساختار حکومتی باقی بماند، سیاستهای ایران باید به شکلی مبنایی تغییر یابد. این همان هدفی است که نتانیاهو سالها به دنبال آن بوده است.
ناتو در جنگ با ایران: ماده ۵ و اجماعسازی علیه تهران
در خصوص گمانهزنیها مبنی بر ورود ناتو به جنگ با ایران، حسینی بیان میکند که با توجه به حمله ایران علیه پایگاههای منطقهای آمریکا، این کشور میتواند ماده ۵ ناتو را فعال کند. اما در حال حاضر، آمریکا خود را به لحاظ نظامی نیازمند ورود ناتو نمیبیند. مگر اینکه جنگ به مرحله فرسایشی برسد و در آن زمان، آمریکا با هدف سیاسی و به قصد اجماعسازی علیه ایران، ماده ۵ ناتو را فعال کند. این سناریو، نشاندهنده نقش احتمالی ناتو در صورت تشدید یا طولانی شدن درگیریها است.
واقعیتهای میدانی: چرا حمله زمینی آمریکا به ایران منتفی است؟
در نهایت، حسینی مجدداً بر احتمال بعید حمله زمینی آمریکا به ایران تأکید میکند. او دلیل اصلی این احتمال را هراس شدید افکار عمومی آمریکا از تکرار تراژدی افغانستان و عراق و دشواری دستیابی به اجماع دوحزبی برای چنین اقدامی میداند. بنابراین، احتمال ورود زمینی گسترده به ایران منتفی است. با این حال، دو سناریوی محدود برای استفاده از نیروی زمینی محتمل است: نخست، اجرای عملیات ویژه توسط نیروهای کماندویی آمریکا برای اشغال هدفمند بخشهای محدودی از ایران؛ و دوم، ساماندهی نیروهای شبهنظامی خارجی یا داخلی که بتوانند نقش نیروی زمینی یا ایجاد شورشهای محلی را برای آمریکا ایفا کنند. این دو قالب، تنها محدودههایی هستند که احتمال استفاده از نیروی زمینی در آنها وجود دارد و سناریوی لشکرکشی گسترده منتفی است.




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰