راهکارهایی برای اصلاح الگوی درمان
سالهاست که در ذهن بسیاری از ایرانیان، مفهوم «درمان خوب» با موضوعی به نام «داروی بیشتر» گره خورده است. هنوز هم در بسیاری از موارد زمانی که بیماری از مطب پزشک خارج میشود، اگر نسخهای شامل یک یا دو قلم دارو داشته باشد، یا سرم و آمپولی برایش تجویز نشده باشد، احساس میکند درمان کاملی دریافت نکرده است. این باور که ریشه در باورهای فرهنگی و تجربههای سالیان طولانی دارد، امروز به یکی از مهمترین چالشهای نظام سلامت کشور تبدیل شده است.
واقعیت این است که مصرف بیرویه و غیرمنطقی دارو، فقط یک مسئله اقتصادی و هدر دادن منابع نیست؛ بلکه موضوعی است که مستقیم و غیرمستقیم دقیقاً با سلامت عمومی ارتباط پیدا میکند. استفاده غیرضروری از آنتیبیوتیکها، تزریق پرشمار سرم تزریقی برای بیماریهای ساده ویروسی، مصرف خودسرانه و افراطی مکملها و اصرار بر درمانهای تزریقی، میتواند عوارض جدی و بلندمدتی برای جامعه ایجاد کند.
بسیاری از متخصصان هشدار میدهند که مصرف نادرست آنتیبیوتیکها، مقاومت میکروبی در ایران را افزایش داده است؛ به این معنا که در آینده، داروهایی که امروز جان بیماران را نجات میدهند، ممکن است دیگر اثرگذاری لازم را نداشته باشند. این مسئله فقط یک نگرانی پزشکی نیست، بلکه تهدیدی برای امنیت سلامت جامعه محسوب میشود.
از سوی دیگر، داروهای تزریقی و تجویز سرمهای غیرضروری نیز برخلاف تصور عمومی همیشه بیخطر نیستند. بسیاری از بیماریهای ویروسی از جمله اکثر سرماخوردگیها با استراحت کافی، مصرف مایعات، تغذیه مناسب و مراقبتهای ساده بهبود پیدا میکنند و نیازی به تجویز سرم یا آمپولها ندارند. در حالی که تزریق غیرضروری میتواند خطر عفونت، عوارض دارویی و حتی هزینههای اضافی برای خانوادهها ایجاد کند.
نکته مهم این است که مصرف منطقی دارو به معنای محروم شدن مردم از درمان نیست. هدف از اجرای برنامههای علمی ذیل برنامه «مصرف منطقی دارو» این نیست که داروی کمتری به دست مردم برسد یا خدمات درمانی محدود شود بلکه هدف، درمان علمیتر، ایمنتر و مؤثرتر است.
این باور در جامعه باید ایجاد شود که بهترین پزشک، پزشکی است که فقط داروهای ضروری را تجویز میکند، نه پزشکی که نسخهای طولانی و پر از دارو مینویسد. در بسیاری از کشورهای دنیا، یکی از شاخصهای پیشرفت نظام سلامت، کاهش درمانهای غیرضروری و افزایش آگاهی عمومی درباره خودمراقبتی و موضوع مصرف صحیح دارو است. ایران نیز برای حفظ سلامت نسل آینده، ناگزیر است به این مسیر وارد شود. ادامه روند فعلی، علاوه بر افزایش هزینههای درمان، میتواند اعتماد عمومی به نظام سلامت را نیز در بلندمدت تحت تأثیر قرار دهد. البته اصلاح الگوی مصرف دارو تنها با توصیه و هشدار ممکن نیست. این تغییر نیازمند همکاری همزمان مردم، پزشکان، رسانهها، بیمهها و نظام سلامت است. در چنین شرایطی رسانههای عمومی باید به جای ایجاد هراس یا القای کمبود دارو، مفهوم «درمان علمی و هوشمند» را ترویج کنند. جامعه پزشکی هم باید مورد حمایت قرار گیرند تا تحت فشار بیماران مجبور به تجویزهای غیرضروری نشوند. همچنین آموزش عمومی درباره خودمراقبتی، مصرف صحیح آنتیبیوتیک و خطرات خوددرمانی باید جدی گرفته شود و سطح سواد سلامت جامعه عمومی باید ارتقا یابد.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا فرهنگ درمان و نسخه نویسی و نسخه پیچی در کشورمان را بازنگری کنیم. باید بپذیریم که همیشه «داروی بیشتر» به معنای «درمان بهتر» نیست و این پذیرش را در زندگی روزمرهمان به کار ببندیم. باید بدانیم که پزشکی که حتی به رغم اصرار بیمار برای او هیچ دارویی تجویز نمیکند و از لزوم استراحت و درمانهای حمایتی میگوید، و پزشکی که نسخهای با تعداد داروی محدود مینویسد، اینها تشانی از دانش و دقت بیشتر او است. مصرف منطقی دارو، نه یک محدودیت، بلکه گامی ضروری برای ارتقای سواد سلامت، افزایش فرهنگ خودمراقبتی، ارتقای سلامت هوشمند، کاهش آسیبها و عوارض درمانی احتمالی و درنهایت آیندهای سالمتر برای کلیت جامعه ایران است.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰