به رسمیت شناختن ناراضیان برای همبستگی در برابر حمله خارجی
هنگامهای که وطن مورد تجاوز ناجوانمردانه قرار میگیرد و چشم طمع به خاک وطن میافتد، همه یک صدا میبایست در کنار خاک ایستادگی کنند. این اتفاق چگونه و چطور باید شکل بگیرد و چرا مهم است؟ سیمین کاظمی جامعهشناس در گفتوگو با ایرنا با نگاهی تحلیلی به این مفاهیم، به واکاوی نسبت وطن همبستگی اجتماعی و مسئولیت نخبگان و حاکمیت در حفظ انسجام ملی پرداخته است.در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید:
از نگاه شما وطن و خاک چه اهمیتی دارد و فارغ از هر اندیشه و دیدگاه، چگونه باید در کنار وطن ایستاد؟
وطن، آن مفهوم آشناست؛ چیزی که در روزهای عادی و در آرامشِ صلح، شاید چندان به چشم نیاید و اهمیتش حس نشود. اما درست زمانی که فاصله میافتد میان تو و خاکت، یا وقتی جنگ و تهدید سایه میاندازد بر سرزمینت، ناگهان وطن برای اهالیاش معنا پیدا میکند، برجسته میشود و از دلِ روزمرگی بیرون میزند.
وطن میتواند هر آن چیزی باشد که انسان را به جهان پیوند میزند؛ آدمها، روابط انسانی، خاطرهها و حتی مکانهای آشنا. وقتی اینها در معرض نابودی قرار بگیرند، وقتی تهدید شوند، عواطفِ ما جریحهدار میشود. انگار همان پیوندهای عاطفی عمیق است که هدف گرفته شده. شاید بههمین دلیل است که وطن بیش از آن که یک مفهوم سیاسی باشد، یک مفهوم عاطفی است؛ شبیه همان پیوندی که در کودکی با پدر و مادر یا مراقبانمان داشتهایم.
همبستگی در شرایط بحران چه کمکی به مردم می کند و دقیقاً چه معنایی دارد؟
این بُعد عاطفی، بهویژه وقتی با نگاهی انتقادی به جهان همراه شود، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. این را با نگاه به شرایط امروز ایران میگویم. وقتی در نظم جهانیِ مبتنی بر زور و قدرت، میبینی قدرتی از آن سوی دنیا، برای تأمین منافع خودش، به کشورت لشکر میکشد و در پی سلطهگری است، آن بیعدالتی و زورگویی، حس تعلق به وطن را در انسان زندهتر و حساستر میکند.
با توجه به نارضایتی های گسترده در جامعه بویژه در حوادث دی ماه و دوقطبی های جامعه، مردم چگونه می توانند در این شرایط کنار هم بایستند؟
در چنین موقعیتی، اینکه چگونه باید در کنار وطن ایستاد، پرسشی است که شاید پاسخ واحدی برای همه نداشته باشد. بعضی تنها راه نجات کشور را ایستادگی و مقاومت نظامی میدانند. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که باید با خردورزی و عقلانیت، برای پایان جنگ تلاش کرد و این را راهی مؤثرتر برای حفظ وطن و ابراز وطنخواهی میبینند.
مفهوم همبستگی در جامعهشناسی جایگاه ویژهای دارد، بهویژه در یکی از مکاتب مهم این رشته که همبستگی را شرط بقای جامعه و عامل محافظتکننده آن در برابر آشوب، ناامنی و بیهنجاری میداند. پرسش اینجاست که همبستگی چگونه شکل میگیرد؟
همبستگی با احساس تعلق و ادغام در یک جامعه زاده میشود و پایدار میماند. زمانی که افراد احساس کنند به جمعی تعلق دارند، خود را ارزشمند بدانند، حقوقشان محترم شمرده شود و مورد تبعیض و ستم نباشند، پیوندهایی عمیق و استوار با جامعه پیدا میکنند. اما اگر این احساس تعلق وجود نداشته باشد، گروههای اجتماعی خود را جدا از پیکره جامعه میبینند و این، سرآغاز تنشها و کشمکشهای اجتماعی خواهد بود.
نباید از جامعهای که تبعیض و نابرابری در آن ریشه دوانده، انتظار همبستگی پایدار و مستمر داشت. همبستگی، برخلاف تصور رایج، به معنی داشتن عقیده و نظر یکسان نیست. تحمیل یک عقیده واحد، نه همبستگی واقعی، که نوعی اتحاد تصنعی و سرکوبگرانه است. همبستگی زمانی اصیل و ماندگار خواهد بود که در بستر احترام به تفاوتها و پذیرش تنوعها شکل بگیرد.
در ایران، بحث همبستگی در عرصه عمومی عموماً زمانی مطرح میشود که کشور در شرایط بحرانی قرار میگیرد؛ بهویژه وقتی تهدیدی خارجی، موجودیت کشور را به خطر میاندازد. اما این نوع همبستگی که در چنین مواقعی از آن صحبت میشود، اغلب موقتی است و با فروکش کردن بحران، به فراموشی سپرده میشود و اهمیت خود را از دست میدهد. همین ویژگی، خود میتواند مسئلهساز باشد.
با این حال، اهمیت همبستگی درست در همین شرایط بحرانی خود را نشان میدهد. همبستگی اجتماعی برای عبور از بحرانها ضرورت دارد؛ اینکه اعضای جامعه بتوانند، دستکم برای مدتی، منافع گروهی، جناحی و شخصی را کنار بگذارند و به مصلحت جمعی متعهد شوند. در شرایط جنگی، این مصلحت همان نجات کشور از ویرانی و نابودی است. در چنین سطحی، همبستگی یعنی حمایت متقابل، اتحاد، تقویت ارزشهای انساندوستانه، عبور از خودخواهیها و منفعتطلبیها، و پرورش شفقت و همدلی. چنین ارزشهایی میتواند شرایط بحرانی را برای همگان تحملپذیرتر کند، شانس مقابله با بحران را افزایش دهد و جامعه را با کمترین آسیب از آن عبور دهد.
اگر به همه آنچه گفتید توجه نشود چه خطراتی متوجه مردم و کشور خواهد بود؟
اگر دامنه جنگ آنقدر گسترش یابد که نظام سیاسی و نیروهای نظامی آن تضعیف شوند یا کارکرد خود را در کنترل امور از دست بدهند، ممکن است ستیزههای اجتماعی میان گروههای مختلف، بهویژه میان حامیان نظم فعلی و مخالفان آن، آغاز شود. در این صورت، خیابانها و مناطق مرزی به صحنه جدال، ناامنی و آشوب تبدیل خواهند شد؛ وضعیتی که پیشتر برای برخی کشورها پس از مداخلات نظامی رخ داده است. در چنین شرایطی، هر گروهی تلاش میکند نظم مورد نظر خود را یا با آزمونسازی خیابانی و یا به زور اسلحه محک بزند. بیتردید، کشور به باتلاق جنگهای مداوم فرو خواهد رفت و سرنوشتی شوم در انتظار جامعه خواهد بود.
برای جلوگیری از چنین شرایطی چه باید کرد؟
اگر بخواهیم از وقوع چنین شرایطی و افتادن کشور به ورطه آشوب و ناامنی جلوگیری کنیم، به ویژه با توجه به تجربیات تلخ دیماه و زخمی که هنوز التیام نیافته است، نمیتوانیم آن وقایع و اجتماعی را که به آن اعتراضات دامن زد نادیده بگیریم. برای شکلگیری یک همبستگی اجتماعی واقعی، ضروری است که گروه مسلط و مدافعان نظم موجود – یعنی نظام سیاسی – مخالفان را به رسمیت بشناسند، مطالباتشان را جدی بگیرند و به آنها پاسخ دهند. نمیتوان انتظار داشت که صرفاً به دلیل وقوع جنگ، تمام آن رویدادها به فراموشی سپرده شود؛ این زخمی است که هنوز باز است.
بنابراین، برای حفظ همبستگی در برابر حمله خارجی، لازم است اولاً مخالفان، منتقدان و ناراضیان به رسمیت شناخته شوند و ثانیاً تدابیری اندیشیده شود که به مطالبات و خواستههایشان پاسخ داده شود. این اقدامات از آن رو حیاتی است که افراد ناراضی از وضع موجود، برای تسکین رنجی که کشیدهاند، دل به راهحل خارجی نبندند و حمله خارجی را راهی برای حل مشکلات داخلی تلقی نکنند.
اخیراً برخی برای جلوگیری از آشوبهای خیابانی، حضور مدافعان نظم موجود در خیابانها و تصرف فضاهای عمومی را توصیه میکنند. اما این نمیتواند راهحلی دائمی باشد. باید توجه داشت که ملت ایران، جامعهای است که بخش قابلتوجهی از آن از شرایط موجود ناراضی هستند.
لازم است بدانیم که در حال حاضر در یکی از سیاهترین و بدترین مقاطع تاریخمان قرار گرفتهایم. کشور تحت حمله قدرتهای خارجی قرار دارد و در معرض ویرانی و نابودی است. در چنین شرایطی، ضروری است که جامعه، نخبگان و حاکمیت همگی بکوشند تا از هرگونه خشونت جلوگیری کنند؛ چرا که هر نوع خشونتی، خود چرخهای تازه از خشونت را خلق میکند. بنابراین، بهترین و معقولترین راه، پرهیز از خشونت است.
در شرایط فعلی حاکمیت، مردم و نخبگان چه رفتارهایی باید برای حفظ همبستگی ملی انجام دهد؟
در شرایط کنونی، نخستین گام باید تلاش برای پایان دادن به منازعه نظامی باشد. همزمان، حاکمیت برای تقویت همبستگی در جامعه میتواند اقداماتی نمادین و عملی انجام دهد؛ از جمله آزادی بازداشتشدگان دیماه و زندانیان سیاسی. چنین اقدامی این نوید را به جامعه میدهد که حاکمیت نخستین قدم را برای آشتی با مردم برداشته است. همچنین ضروری است که هرگونه راهحل خشونتآمیز از سوی هر فرد یا گروهی کنار گذاشته شود و متوقف گردد. باید بدانیم که تنها در شرایط صلح و آرامش است که میتوانیم وضعیتی بهتر برای جامعه رقم بزنیم و آیندهای روشنتر بسازیم.




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰