عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان هشدار داد:

افکار مکررخودکشی و انتقام یک فوریت روان‌پزشکی است که باید فوری مراجعه شود

بروز رفتارهای بی‌پروا یا خودتخریبی و همچنین تجربه افکار مکرر مرتبط با خودکشی، مرگ یا انتقام یک فوریت روان‌پزشکی محسوب می‌شود و در چنین شرایطی مراجعه فوری به مراکز تخصصی ضروری است.

با افزایش اختلالات روحی روانی به ویژه افسرده گی و افکار پایان دادن به زندگی، پزشکان و به ویژه روانشناسان برای شیوع این امراض هشدار می دهند. آنطور که آمارهای جهانی نشان می دهد بروز این رفتارها اگرچه در اکثر کشورهای دنیا مشاهده می شود اما در مناطق پر تنش از جمله خاورمیانه نیز در حال گسترش است. به گزارش اخبار اصفهان موضوعی که اینروزها مورد تاکید و هشدار روان درمانگرها و متخصصان این حوزه قرار گرفته، استفاده از راهکارهای صحیح خود مدیریتی در افراد همچنین تلاش مسئولان برای رفع عوامل این بیماری ها در جامعه است.
دکتر سولماز اعلایی، فلوشیپ روانگر و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان در همین رابطه می گوید: با توجه به اینکه بحران جنگ اخیر را پشت سرگذاشته ایم و همچنان در وضعیت نامعلوم شروع یا پایان جنگ قرار داریم، بسیاری از افراد در رده های سنی مختلف با علائم اضطراب و افسرده گی دست به گریبان هستند.

او ادامه می دهد: از این روی آگاهی دهی درباره نحوه مدیریت حالات گوناگون روحی برای افراد موضوعی حائز اهمیت است زیرا احتمال شایع شدن رفتارهای پرخطر و آسیب زننده ناشی از استرس های حاد وجود دارد.
اعلایی درباره نشانه های هشداردهنده می گوید: تلاش افراطی برای اجتناب از افکار، احساسات، مکان‌ها یا افرادی که یادآور حادثه هستند، انزوای اجتماعی شدید، کناره‌گیری از جمع، تغییرات منفی در شناخت و خلق‌وخو، احساس مداوم کرختی عاطفی، ناتوانی در تجربه عشق یا شادی و شکل‌گیری باورهای منفی و تحریف‌شده درباره خود، دیگران یا جهان از علائم ابتلا به بیماری های روانی است.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان توضیح می دهد: واکنش‌های طبیعی معمولاً بلافاصله پس از وقوع حادثه آغاز می‌شوند و در بیشتر موارد طی چند روز تا حدود یک هفته پس از رفع عامل استرس‌زا به تدریج کاهش می‌یابند. تپش قلب، تعریق، لرزش، احساس گیجی و منگی، بی‌خوابی و مشکل در تمرکز از جمله علائمی هستند که در چنین موقعیت‌هایی مشاهده می‌شوند.
این فلوشیپ روانگر درباره تجربه مجدد رویدادهای آسیب‌زا نیز عنوان می کند: در برخی افراد، افکار و تصاویر مزاحم از حادثه به‌طور مکرر به ذهن هجوم می‌آورند و فرد ممکن است طیفی از واکنش‌های هیجانی مانند غم، خشم، ترس یا حتی نوعی کرختی عاطفی را تجربه کند.

اعلایی با اشاره به «اجتناب اولیه» در مواجهه با تروما می گوید: بسیاری از افراد در مراحل ابتدایی تمایل دارند از هر چیزی که یادآور رویداد است فاصله بگیرند، این واکنش‌ها در اغلب موارد با استراحت، دریافت حمایت اولیه و بازگشت به محیطی امن بهبود می‌یابند.
او اضافه می کند: زمانی که این واکنش‌ها ادامه‌دار شده، شدت پیدا کنند یا عملکرد روزمره فرد را مختل کنند، دیگر در محدوده واکنش‌های طبیعی قرار نمی‌گیرند و نیازمند توجه جدی‌تر هستند. بنابراین باید افراد یادبگیرند که چگونه بازگشت تدریجی به زندگی عادی داشته باشند.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان درباره راهکارهای لازم نیز بیان می کند: تشویق افراد به برقراری دوباره روتین‌های روزانه و مشارکت در فعالیت‌های هدفمند، حتی در مقیاس‌های کوچک مانند مرتب کردن خانه یا سامان دادن به وسایل شخصی، می‌تواند احساس کنترل و ثبات را در فرد تقویت کند. حتی در برخی موارد دریافت کمک تخصصی از کارشناسان سلامت روان و استفاده از روان‌درمانی حمایتی یا شرکت در گروه‌های حمایتی ضروری است.

او همچنین در خصوص علائمی که نیاز به مراجعه تخصصی دارند نیز می گوید: اگر نشانه‌هایی مانند کابوس‌های مکرر و آزاردهنده، فلاش‌بک‌های شدید (احساس وقوع دوباره حادثه)، یا واکنش‌های شدید جسمی و روانی به محرک‌های یادآورنده مانند صداهای بلند بیش از یک ماه ادامه داشته باشد و عملکرد طبیعی فرد را مختل کند، مراجعه به متخصص سلامت روان ضروری است.
به گفته این روان‌درمانگر، فراموشی بخش‌هایی از رویداد، بی‌خوابی مزمن، تحریک‌پذیری شدید، طغیان خشم، رفتارهای پرخاشگرانه، هوشیاری بیش از حد و واکنش شدید از جا پریدن نیز می‌تواند از پیامدهای جدی تروما باشد.

اعلایی با تاکید بر جدی گرفتن نشانه های یاد شده، هشدار می دهد: بروز رفتارهای بی‌پروا یا خودتخریبی و همچنین تجربه افکار مکرر مرتبط با خودکشی، مرگ یا انتقام یک فوریت روان‌پزشکی محسوب می‌شود و در چنین شرایطی مراجعه فوری به مراکز تخصصی ضروری است.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان خاطرنشان می کند: ایجاد فضاهایی برای به اشتراک‌گذاری تجربه‌ها، مانند گروه‌های حمایتی یا گروه‌درمانی، به افراد کمک می‌کند درک کنند که در رنج خود تنها نیستند، این تجربه «همگانی بودن» و همچنین «نوع‌دوستی» از طریق کمک به دیگران، احساس توانمندی و امید را در افراد تقویت می‌کند.

به گفته وی، برگزاری مراسم جمعی، آیین‌های سوگواری مشترک و یادبودهای اجتماعی به افراد کمک می‌کند غم و فقدان را در بستر جمعی تجربه کنند و از فردی شدن رنج جلوگیری شود.