وقتی لرزش دستها آهنگ ایستادگی میشود
در تقویم روزی به نام پارکینسون ثبت شده است اما در انجمن خیریه پارکینسون و آلزایمر اصفهان این روز نه برگی از تقویم که ضیافتی برای به آغوش کشیدن اراده بود. روزی که در آن قامتهای استوار همراهان و نگاههای نجیب بیماران به دنیا ثابت کرد که اگرچه ممکن است دستان بلرزند اما قلبهایی که به عشق و ایمان تکیه کردهاند هرگز نخواهند لرزید.

حکایت وصال عقل و عاطفه در مسیر دشوار یک بیماری
به گزارش اخبار اصفهان بهار اصفهان با آن عطر مستکننده نارنج و ترنم لطیف باران همیشه بهانهای برای زیباتر شدن دارد، اما این بار زیبایی نه در میان گلهای چهارباغ که در لبخند بیمارانی شکوفه زد که سالهاست با میهمانی ناخوانده به نام پارکینسون صبورانه همسفرهاند. گزارش ما از جایی آغاز میشود که طنین شعر حافظ همچون دعایی صمیمی در فضا میپیچد: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد، بیتی که تنها یک آرزو نبود بلکه مانیفست یک جریان بزرگ انسانی در روز جهانی پارکینسون شد.
ایستادن در میانه طوفان
پارکینسون برای بسیاری تنها یک نام علمی در کتب پزشکی است اما برای اعضای این انجمن پارکینسون یعنی تلاش مضاعف برای بستن دکمههای یک پیراهن یعنی تمرکز برای نگه داشتن یک فنجان چای و یعنی جنگی تن به تن برای حفظ تعادل. با این حال در این گردهمایی صمیمانه آنچه به چشم نمیآمد ناتوانی بود. حضور خیرین فرهیخته در کنار بیمارانی که با نگاهی سبز و قامتی استوار در سالن حضور داشتند پارادوکسی زیبا خلق کرده بود. گویی هر لرزش دست مضراب سازی بود که آهنگ من هنوز هستم را مینواخت.

یکی از همراهان که سالهاست پا به پای همسرش در مسیر این بیماری گام برداشته با چشمانی درخشان میگفت: پارکینسون شاید گامهای ما را کوتاه کرده باشد اما مسیرمان را طولانیتر و پرمعناتر کرده است. این همان پیوند عقلانی و عاطفی است که انجمن اصفهان سالهااست بذر آن را در دل خانوادهها میکارد. آنها یاد گرفتهاند که بیماری پایان زندگی نیست بلکه فصلی جدید از انسانیت است که در آن همدلی حرف اول را میزند.
شکوه نیکمرامی در سایه بلند اراده
بخش بزرگی از این شکوه مدیون نیکاندیشانی است که فهمیدهاند سلامت آفاق در سلامت تک تک انسانهاست. خیرین اصفهانی که نامشان همیشه با فرهنگ و هنر گره خورده این بار هنر بخشندگی را در طبق اخلاص گذاشتند. آنها نیامده بودند تا تنها نظارهگر باشند؛ آمده بودند تا شانهای باشند برای تکیه دادن و نوری باشند برای تماشای فردا.

در این نشست پیوند میان بخشهای مختلف جامعه به وضوح لمس میشد. هدف تنها گرامیداشت یک روز جهانی نبود، هدف تقویت پیوندی بود که اجازه نمیدهد سختیهای مسیر انسانی را از پای درآورد. وقتی دستان پرمهر یک خیر دستان لرزان یک بیمار را به گرمی میفشرد گویی جریانی از امید از قلبی به قلب دیگر سرایت میکرد. این دقیقا همان معنای واقعی انسانیت است که در کلمات رسمی خبر نمیگنجد اما در فضای عطرآگین آن سالن به خوبی حس میشد.
عشق پلی از میان بحرانها
حقیقت آن است که تپش عشق حتی در سختترین دامنهها انسان را از دل تاریکترین بحرانها عبور میدهد. انجمن پارکینسون و آلزایمر اصفهان با برگزاری این مراسم نشان داد که اراده مرز نمیشناسد. آنها ثابت کردند که اگرچه پارکینسون سعی میکند حرکت را از بدن بگیرد اما نمیتواند حرکت ارواح بلند را متوقف کند.
حضور به لطافت آفتاب و ترنم باران
شرکتکنندگان گواهی بود بر این ادعا که امید در دشوارترین شرایط زیباترین میوهها را میدهد. در پایان مراسم آنچه در ذهنها ماند نه سختیهای بیماری بلکه تصویر انسانهایی بود که با نگاهی سبز به آینده دست در دست هم عهد بستند که نگذارند وجود نازک هیچ همنوعی بیش از این آزرده گزند تنهایی و بیماری شود.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰