فصل دوم «آسمون نارنجی»؛ روایت جنگ از نگاه پاکبانان و قهرمانان خاموش
سریال تازه آسمون نارنجی با عبور از قاب آرام روزمرگیها به ایستگاه پر التهاب جنگ رسیده است. این مجموعه تلاش دارد قهرمانان خاموش شهر را به تصویر بکشد، مردانی که شب و روزشان میان خاک و باران و زباله گذشت اما در لحظه خطر از میدان خدمت عقب ننشستند.کارگردان و نویسنده این اثر، بار دیگر با نگاهی انسانی به زندگی پاکبانان پرداخته است، همان مردمانی که با دستان کارگر و قلبی بیریا نگهبان زیبایی و سلامت کوچهها هستند. در فصل نخست، آسمون نارنجی تلاش کرد سختیهای زندگی این قشر و احترام آنان به کار و مردم را روایت کند و حالا در فصل دوم، قصه به دل روزهای جنگ و بحران میزند تا پردهای از حماسه ناگفته آنان را به تصویر درآورد.
از روزهای آرام تا لحظههای انفجار
در فصل جدید، روایت از خیابانهای خاموش شهر آغاز میشود، جایی که صدای جارو جای خود را به صدای آژیر میدهد. امیری در گفتوگو با گروه تولید اعلام کرده هدف اصلی این فصل، بازنمایی سهم کارگران و پاکبانان در دوران خطر است. آنان همانهایی بودند که در زیر باران گلوله و موشک، بدون لباس نظامی و بدون سنگر واقعی، وظیفه خود را خدمت به مردم دانستند.
گرچه نامشان در فهرست فرماندهان و رزمندگان بزرگ ثبت نشده اما سهمی بزرگ در حفظ نظم و روحیه شهروندان داشتند. کارگردان تأکید میکند که این سریال نه فقط درباره جنگ بلکه درباره انسان است. انسانی که در سختترین شرایط همچنان به کار، به امید و به خدمت ایمان دارد.
قهرمانان خاموش خیابانها
نقش پاکبانان در روزهای بحران کمتر دیده شده است. بسیاری از آنان در بمبارانها و حملات از جان خود گذشتند تا شهر از آلودگی و ترس خالی بماند. امیری میگوید تعدادی از این قشر به شهادت رسیدند و یادشان در سکوت تاریخ جا مانده است. او این فصل از سریال را ادای دین به تمام شهدای بینامی میداند که لباس کارشان همان پرچم مقاومت بود.
سریال با تکیه بر همین واقعیت، به دنبال بازگرداندن شأن و منزلت اجتماعی کارگر است، چهرهای که سالها پشت زبالهدان شهر پنهان شده اما در دل بحران، روحی بزرگ نشان داده است. کارگردان معتقد است هنر باید این ایثار خاموش را قابل لمس سازد تا نسل آینده بداند فراتر از جبهه، قهرمانان دیگری هم حضور داشتند.
نگاه انسانی به کار و خدمت
آسمون نارنجی در طراحی داستانی خود از زاویهای متفاوت بهره گرفته است. قهرمانانش نه نظامیان حرفهای هستند و نه چهرههای مشهور، بلکه کارگران سادهایاند که به جای اسلحه، جارو به دست گرفتهاند. همین تضاد میان ابزار کار و شرایط جنگ، فضایی انسانی و عاطفی میسازد.
نقش زن و خانواده در این فصل نیز پررنگتر شده است. همسران و فرزندان پاکبانان در انتظار بازگشت پدر، در دل اضطراب و کمبود، تصویر دیگری از پشت صحنه جنگ را نشان میدهند. کارگردان با ظرافت، احساسات این خانوادهها را به گونهای روایت میکند که بیننده خود را در میانه دو جهان ببیند، خانهای ساده با قاب عکس یک پدر خسته و خیابانی که بوی خطر گرفته است.
زبان تصویر و حقیقت
در مسیر ساخت این مجموعه، از لوکیشنهای واقعی شهری و فضای جنگی استفاده شده تا حس واقعی کارگران حفظ شود. امیری با تأکید بر استفاده از بازیگران بومی برخی شهرها خواسته فضایی مستند گونه خلق کند که در عین درام، رنگ واقعیت داشته باشد. او باور دارد تنها از مسیر صداقت میتوان مردم را با انسانهایی معمولی اما بزرگ آشنا کرد.
سریال در سیزده قسمت تازه در حال تولید است و به زودی از تلویزیون پخش خواهد شد. هر قسمت روایتی مستقل از یک پاکبان است؛ از مردی که در لحظه انفجار به جای فرار، مسیر عبور مردم را پاک میکند تا زنی که لباس شوهر شهیدش را در سکوت غبار میشوید.
حماسهای از جنس کار و ایمان
این سریال تلاش دارد نشان دهد قهرمانی همیشه در سنگر و میدان نبرد خلاصه نمیشود. گاهی در خم کوچههای خاکستری، مردی با جارو در دست، کاری میکند که تاریخ باید در برابرش سر فرود آورد. این نگاه تازه به مفهوم ازخودگذشتگی، از هنر یک اثر تلویزیونی فراتر میرود و به بیانی اجتماعی و فرهنگی بدل میشود.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰