روایت قهرمانی از دل فریمان تا سکوهای جهانی

کشتی فرنگی جایی است که قدرت بدنی بدون تکیه بر انعطاف ذهنی و صبوری، معنایی ندارد. در این تشک، قهرمان کسی نیست که هرگز زمین نخورده باشد، بلکه کسی است که یاد گرفته چگونه در سخت‌ترین لحظات، وقتی تمام درها به رویش بسته شده و نفسش در سینه حبس شده، دوباره بلند شود و راهی برای بازگشت به اوج پیدا کند.

کشتی فرنگی، فراتر از یک رقابت ورزشی، نبردی میان دو روح است که در جستجوی تسلیم کردن حریف‌اند. در این ورزش، هر حرکت، هر پیچ و هر مهار، حاصل سال‌ها رنج و ممارست در محیط‌هایی است که هیچ‌کس صدای نفس‌های سخت کشتی‌گیر را نمی‌شنود.

کشتی فرنگی جایی است که قدرت بدنی بدون تکیه بر انعطاف ذهنی و صبوری، معنایی ندارد. در این تشک، قهرمان کسی نیست که هرگز زمین نخورده باشد، بلکه کسی است که یاد گرفته چگونه در سخت‌ترین لحظات، وقتی تمام درها به رویش بسته شده و نفسش در سینه حبس شده، دوباره بلند شود و راهی برای بازگشت به اوج پیدا کند.

در میان این نبردها، نام وحید دادخواه می‌درخشد، جوانی ۲۶ ساله از شهرستان فریمان که مسیر رسیدن به پیراهن ملی را با تکیه بر پشتکار خالص طی کرده است. او که از قهرمانی‌های رده نوجوانان و جوانان جهان تا نبردهای سخت بزرگسالان را تجربه کرده، نمادی از استعدادهای پاکی است که با وجود کم‌برخوردار بودن در امکانات، هرگز از رویای خود دست نکشید.

این قهرمان ملی به دعوت باشگاه کشتی شجاعت شهر جدید بهارستان به اصفهان آمد و در حاشیه این سفر با وی به گفتگو پرداختیم . در این گفتگوی ویژه و اختصاصی، با او درباره روزهای نخست ورود به تشک، چالش‌های مسیر و رویای دوباره درخشش در مسابقات آسیایی سخن گفته‌ایم تا بدانیم اراده یک قهرمان چگونه شکل می‌گیرد.

کشتی

به گزارش اخباراصفهان در میان این نبردها، نام وحید دادخواه می‌درخشد، جوانی ۲۶ ساله از شهرستان فریمان که مسیر رسیدن به پیراهن ملی را با تکیه بر پشتکار خالص طی کرده است. او که از قهرمانی‌های رده نوجوانان و جوانان جهان تا نبردهای سخت بزرگسالان را تجربه کرده، نمادی از استعدادهای پاکی است که با وجود کم‌برخوردار بودن در امکانات، هرگز از رویای خود دست نکشید. در این گفتگوی ویژه و اختصاصی، با او درباره روزهای نخست ورود به تشک، چالش‌های مسیر و رویای دوباره درخشش در مسابقات آسیایی سخن گفته‌ایم تا بدانیم اراده یک قهرمان چگونه شکل می‌گیرد.

از کجا و چگونه وارد دنیای کشتی شدی؟

من متولد شهرستان فریمان در خراسان رضوی هستم. علاقه من به کشتی ریشه‌های خانوادگی داشت و در محیطی بزرگ شدم که همه عاشق کشتی بودند. حدود سال‌های ۸۹ و ۹۰، در همان دوران نوجوانی، با حمایت خانواده وارد باشگاه شدم. در شهرستان ما، کشتی محبوب‌ترین ورزش است و همین فضای انگیزشی باعث شد من هم وارد این مسیر شوم و به تدریج پیشرفت کنم.‌

کشتی

مسیر موفقیت‌های تو از چه زمانی استارت خورد و چه دستاوردهایی در کارنامه داری؟

پیشرفت من زیر نظر دو استاد بسیار باوفا و روشنفکر آغاز شد. سال‌های ۹۲ و ۹۳ نقطه عطف من بود،  از مسابقات شهرستانی و استانی شروع کردم و خیلی زود توانستم در مسابقات ایران قهرمان شوم. از همان‌جا مسیر حرفه‌ای من و حضور در تیم ملی آغاز شد. در رده نوجوانان، افتخار قهرمانی جهان را کسب کردم و سال ۲۰۱۶ در گرجستان، نایب‌قهرمان نوجوانان جهان شدم. سپس در رده جوانان، سال ۲۰۱۸ قهرمان آسیا شدم و در مسابقات جهانی نیز حضور یافتم، هرچند مدال نیاوردم اما تجربه بزرگی بود.

در مسیر رسیدن به اوج، چه چالش‌هایی پیش روی تو بود؟

صادقانه بگویم، مسیر من پر از فراز و نشیب بود. دوران کرونا یکی از سخت‌ترین ضربه‌ها را به رده سنی ما زد. ما در حلقه وصل انتقال از جوانان به بزرگسالان بودیم و این فاصله دو سه ساله، دوری از تیم ملی را دوچندان کرد. اما در ۲۳ سالگی دوباره انتخاب شدم تا در جهانی شرکت کنم؛ متأسفانه درست چند روز پیش از اعزام به آلبانی، به دلایل امنیتی و اداری، ویزای ما صادر نشد و فرصت حضور در آن رقابت را از دست دادیم. بعد از آن هم دوران خدمت سربازی را گذراندم و در کنار آن، باشگاه شخصی‌ام را در شهرستان راه انداختم تا هم ورزش حرفه‌ای کنم و هم به نسل جدید کمک کنم.

تغییر وزن در کشتی یک تصمیم حساس است ، از ۹۷ کیلو به ۱۳۰ کیلو رفتی،  این تصمیم چه نتایجی داشت؟

بله، تصمیم گرفتم وزن خود را تغییر دهم. در وزن ۱۳۰ کیلو، در مسابقات المپیاد دانشجویی داخل ایران اول شدم. قرار بود برای المپیک دانشجویان به برزیل اعزام شوم، اما باز هم با مشکل لایسنس و روادید مواجه شدم و نتوانستم بروم. با این حال، این تغییر وزن به من کمک کرد تا پتانسیل‌های جدیدی را در خودم کشف کنم.

تجربه مسابقات خارجی برای تو چگونه بوده؟

کشورهای زیادی را دیده‌ام ، از هند و بلغارستان گرفته تا صربستان، گرجستان، آذربایجان، ترکیه، اسلواکی، اتریش و روسیه. در بسیاری از این کشورها چندین بار در رده‌های مختلف مسابقه دادم و خوشبختانه جز مورد خاصی در جوانان جهان، همیشه با مدال بازگشتم. یک نکته جالب این است که من همیشه حس می‌کردم مسابقات داخلی سخت‌تر از خارجی است ، چون در ایران، تراکم قهرمانان و پتانسیل ورزشکاران در هر وزن بسیار زیاد است. ما در ایران با نامبر وان‌های دنیا رقابت می‌کنیم و برای همین، پیروزی در داخل کشور، خود یک موفقیت بزرگ است.‌

آخرین موفقیتت چه بود و حالا چه هدفی در سر داری؟

آخرین موفقیتم دی ماه سال گذشته، در مسابقات انتخابی دانشجویان بود که قهرمان شدم، هرچند دوباره در اعزام خرداد ماه موفق نشدم. اما نگاه من به آینده است. هدف فعلی من، درخشش در لیگ برتر و سپس قهرمانی کشور است. قهرمانی کشور برای من حیاتی است، چون مسیر اصلی برای گرفتن پیراهن تیم ملی در مسابقات آسیایی است. تمام برنامه‌ریزی‌هایم را برای این هدف می‌برم.

اگر بخواهی از سخت‌ترین نقاط مسیرت بگویی، چه چیزهایی بود که تو را به چالش کشید؟

سخت‌ترین بخش، شاید همان موضوع حریف تمرینی بود. تصور کنید برای یک جلسه تمرین، باید ۲۰۰ کیلومتر مسیر را بروم و برگردم،  این دغدغه از دوران نونهالی با من بود و برای یک کشتی‌گیر سنگین‌وزن، نبود حریف تمرینی واقعاً سخت است و پیشرفت را دشوار می‌کند. اما با گذشت زمان و کمک خدا، یاد گرفتم چطور از دل این سختی‌ها عبور کنم.

‌فقط نبود امکانات نبود در دنیای ورزش، با حاشیه‌ها و شخصیت‌های متفاوتی روبرو می‌شوی. هر کسی صاحب سبک و غروری است و گاهی ناملایماتی از سوی مسئولین یا تصمیماتی پیش می‌آید که شاید با لیاقت ورزشکار هم‌خوانی نداشته باشد. در جوانی، این مسائل خیلی روی من اثر می‌گذاشت و سدی می‌شد در برابر تمرکز من بر روی هدفم. اما امروز، با تجربه‌ای که به دست آورده‌ام، یاد گرفته‌ام که حاشیه بسازم و به جای ناراحتی، تمام تمرکزم را روی پیشرفتم بگذارم و به خدا توکل کنم. هر چه سن بالاتر می‌رود، دغدغه‌های انسان متفاوت می‌شود و نیازهای جدیدی به وجود می‌آید، اما خوشبختانه هر چقدر سختی‌ها بیشتر شده، توانم هم برای مقابله با آن‌ها بیشتر شده است.

اگر بخواهی از کسانی که در این مسیر همراهت بوده‌اند یاد کنی، چه می‌گویی؟

من همیشه یک شعار دارم و آن هم  تشکر واقعی است ، تشکر از کسانی است که زمانی که تو هنوز چیزی نبودی، یا قهرمان نبودی و کسی به تو نیاز نداشت، کنارت ماندند. کسانی که بی‌منت در روزهای سخت همراه تو بودند، واقعاً لایق احترامند.
‌در رأس این مسیر، خانواده‌ام هستند پدر، مادر، برادر و خواهرم که عشق و علاقه من بودند. همچنین مربیان عزیزم روشندل و باوفا که نه تنها در بحث بدنی، بلکه در مسائل روحی، فکری و درس‌های زندگی کنارم بودند. از دوستان بی‌منتی که در لحظات نیاز و سختی دستم را گرفتند، همچون دکتر رشید لمیر و آقای سید حسین حسینی  و آقای محمد علیپور و  سایر دوستان و همشهریانم  صمیمانه تشکر می‌کنم،  هر کسی که در این مسیر سهمی داشته، حتی کوچک‌ترین کمک‌ها، برای من ارزشمند است و هرگز فراموش نمی‌شوند.