تروماهای خاموش کودکان دیجیتال تا هشدارهای اجتماعی
چهره غمزده فرزندان عصر دیجیتال در روزهای بدون اینترنت، والدین را وارد هزارتویی تربیتی کرد؛ هزارتویی که نه نقشه روشنی دارد و نه خروجی قطعی. اگرچه نسل دهه هفتاد به قبل، تجربه زیستن بدون اینترنت را در حافظه زیسته خود دارد، اما برای نسل دهه هشتاد و نودی، اینترنت نه یک ابزار، بلکه بخشی از هویت، امنیت روانی و ارتباطات انسانی است.
به گزارش اخبار اصفهان قطعی و کندی اینترنت در ایران، فراتر از یک اختلال فنی، به مسئلهای روانی، اجتماعی و حتی هویتی تبدیل شده است.
اینترنت؛ از ابزار ارتباطی تا ستون امنیت روانی کودکان
مهسا ساداتی روانشناس کودک و نوجوان و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، در گفتوگو با ما تأکید میکند: «نخستین پیامد منفی قطعی اینترنت برای کودکان و نوجوانان، احساس ناامنی است. بچهها حس میکنند هرآنچه دارند، ممکن است ناگهان از آنها گرفته شود. این حس، شبیه ترس از دست دادن والد پس از فوت یک عزیز است و میتواند به حوزههای دیگر زندگی تعمیم پیدا کند.»
از نگاه او، اینترنت برای این نسل صرفاً فضای سرگرمی نیست؛ بلکه محیطی برای یادگیری، ارتباط، هویتیابی و حتی آرامسازی روان است.
فرزندان عصر هوش مصنوعی و شوک بازگشت به جهان آفلاین
ساداتی میگوید: «جدا از اینترنت، هوش مصنوعی زندگی بچهها را بسیار ساده کرده بود. پاسخ تمام سؤالها، آموزشها و حتی بازیها در دسترسشان بود. وقتی اینترنت قطع شد، آنها دچار شوک شدند. ما تجربه جایگزین داشتیم؛ کتاب، گفتوگو، جستوجو. اما برای آنها این مسیر ناآشنا و سخت بود.»
او معتقد است قطعی اینترنت، ناخواسته بچهها را به نسلی قدیمیتر پیوند زد؛ نسلی که مسیر یادگیریاش کندتر اما عمیقتر بود.
فرصت پنهان در دل بحران؛ مهارتهایی که دوباره زنده شدند
این روانشناس کودک و نوجوان نگاه صفر و یکی به قطعی اینترنت ندارد: «بسیاری از والدین همیشه آرزو میکردند بچهها کتاب بخوانند، با خانواده حرف بزنند یا تلویزیون ببینند. قطعی اینترنت، ناخواسته این فضا را ایجاد کرد. بچهها فهمیدند همهچیز با سرچ حل نمیشود و باید مهارتهای جدیدی کسب کنند.»
به گفته او، انعطافپذیری شناختی مغز کودکان باعث میشود بتوانند خود را با شرایط جدید وفق دهند، اما به شرط آنکه این وضعیت دائمی نشود.
حالت گوشبهزنگ؛ تروما پنهان کودکان دیجیتال
ساداتی هشدار میدهد: «مهمترین آسیب، ایجاد حالت گوشبهزنگی است. بچهها نگراناند دوباره اینترنت قطع شود و کارهایشان ناتمام بماند. این ترس از دست دادن، اگر تداوم یابد، میتواند به اضطراب مزمن تبدیل شود.»
او تأکید میکند که گرفتن ناگهانی یک منبع مهم، بدون آمادهسازی روانی، در هر سنی آسیبزاست؛ چه برای کودک و چه برای بزرگسال.
شکاف والد–فرزند؛ میراث فرزندپروری دیجیتال
از نگاه این استاد دانشگاه، قطعی اینترنت آینهای در برابر والدین قرار داد: «بسیاری از ما نقش پدر و مادری را به اینترنت سپرده بودیم. وقتی بچهها در فضای دیجیتال بودند، ما احساس آرامش میکردیم. اما حالا متوجه شدیم شناخت کافی از فرزندانمان نداریم.»
او معتقد است اگر ارتباط خانوادگی پیشتر تقویت شده بود، دوران قطعی اینترنت میتوانست به فرصتی طلایی برای بازسازی روابط تبدیل شود.
قطعی اینترنت و پیامدهای اجتماعی آن از نگاه مهرداد امیری
در بخش دوم این گزارش، مهرداد امیری، پژوهشگر ارتباطات و مسائل اجتماعی، قطعی اینترنت را پدیدهای فراتر از خانواده میداند:«اینترنت در ایران فقط یک زیرساخت نیست؛ بخشی از زیست اجتماعی است. قطع یا محدود شدن آن، نظم روزمره، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را تضعیف میکند.»
به گفته امیری، کودک و نوجوان نخستین قربانیان این وضعیتاند، زیرا ابزار جایگزین مؤثری برای ارتباطات خود ندارند.
اینترنت ملی؛ کوچک شدن جهان کودکان
امیری هشدار میدهد:«وقتی کودکان در فضای مجازی با همسالانی از کشورهای دیگر ارتباط دارند، افق فکریشان گستردهتر میشود؛ از نوع غذا و موسیقی تا شیوه گفتوگو و حل مسئله. محدود شدن اینترنت، جهان آنها را کوچک میکند.»
او معتقد است تجربه زیست فراملی، بخش مهمی از هویت نسل جدید را شکل داده و حذف آن میتواند منجر به سرخوردگی و پرخاشگری شود.
آیندهای با اضطراب مزمن یا آمادگی روانی؟
به باور امیری، اگر قطعی و کندی اینترنت به یک وضعیت تکرارشونده تبدیل شود، پیامدهای آن فقط روانی نیست:
«ما با نسلی مواجه میشویم که به بیثباتی عادت میکند؛ نسلی که همیشه منتظر قطع شدن، حذف شدن و از دست دادن است. این مسئله بر اعتماد اجتماعی، مشارکت مدنی و حتی بهرهوری اقتصادی آینده اثر میگذارد.»
او تأکید میکند که جامعه، خانواده و سیاستگذار باید همزمان برای آمادگی روانی کودکان و پایداری دسترسی دیجیتال برنامه داشته باشند.
قطعی و کندی اینترنت در ایران، صرفاً یک اختلال فنی نیست، روانی است
قطعی و کندی اینترنت در ایران، صرفاً یک اختلال فنی نیست؛ رویدادی است که روان کودکان، روابط خانوادگی و افق اجتماعی نسل آینده را تحت تأثیر قرار میدهد. همانطور که مهسا ساداتی بر ضرورت ارتباط کودکمحور تأکید میکند و مهرداد امیری از پیامدهای اجتماعی آن هشدار میدهد، به نظر میرسد تنها راه عبور از این بحران، ترکیب آگاهی روانشناختی، مسئولیتپذیری والدین و سیاستگذاری هوشمندانه است.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰