اقتصاد آمریکا و آنچه کاخ سفید نمیگوید!
اقتصاد آمریکا به تازگی و در بحبوحه حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید، رکوردزنی عجیبی را به ثبت رسانده است. ماجرا از این قرار است که اخیرا میزان بدهی دولت آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است! جالب اینکه سطح بدهی عمومی دولت آمریکا در طی یک دهه به بیش از دو برابر افزایش یافته است. آماری که به زعم بسیاری از ناظران و تحلیلگران یک فاجعه بزرگ برای اقتصاد آمریکا است. نکته قابل تامل اینکه ایلان ماسک، کارآفرین شناختهشده آمریکایی در موضعگیری گفته اگر بدهی آمریکا وارد ۵۰ تریلیون دلار شود این مساله به معنای ورشکستگی اقتصادی دولت این کشور خواهد بود. با این همه، عبور بدهی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار، حامل نکات معناداری است.
به گزارش اخباراصفهان به عنوان مثال، ترامپ تاکنون بارها و بارها مدعی شده که او می تواند عظمت و شکوه را به آمریکا برگرداند و اقتصاد این کشور را به گفته خود ترامپ، وارد عصر طلاییاش کند. اکنون باید از رئیس جمهور آمریکا پرسید در شرایطی که بدهی عمومی این کشور رکوردزنی کرده، دیگر چه معنایی دارد که او از عصر طلایی اقتصاد آمریکا سخن بگوید!؟ اینکه اکنون آمریکا بدهکارترین کشور جهان است، آیا شکل و شمایل عصر طلایی اقتصاد آمریکا را به ذهن متبادر می کند؟
از این رو، انتشار آمار اخیر در مورد بدهی دولت آمریکا، یک ضربه کاری و جدی به ترامپ و اعتبار ادعاهای وی با محوریت بازگرداندن عظمت به آمریکا بوده است. نکته دیگر اینکه آمریکای ترامپ در شرایطی از ماجراجویی در دیگر بخش های جهان و شاخ و شانه کشیدن برای سایر ملت ها حرف می زند که وضعیت بدهی عمومی این کشور فاجعهبار است! این موضوع خود به عینه نشان می دهد که پشتوانه ادعاهای ترامپ سُست است و اتفاقا اگر وی دست به هر کاری بزند که بوی ماجراجویی بدهد، امکان اینکه اثر معکوس برجا بگذارد و سطح بحران های آمریکا را چندین برابر بدتر کند، کاملا وجود دارد. به طور خاص در رابطه با ایران و جنگافروزی علیه کشورمان، این موضوع به عینه قابل مشاهده است.
ترامپ با کلی ادعا وارد شد اما ایران با آمریکا کاری کرده که می بینیم سطح ذخایر راهبردی نفت این کشور برای نخستین بار در ۴۰ سال اخیر به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه سقوط کرده است. این یعنی میزان آسیبپذیری اقتصاد آمریکا به مراتب بیشتر از آن چیزی است که بسیاری می گویند. اضافه بر این ها نباید از یاد ببریم که انتشار آمارهایی نظیر آنچه در این گزارش به آن ها اشاره شد، تا حد زیادی اعتبار موقعیت ادعایی ممتاز آمریکا در اقتصاد جهانی را هم زیر سوال می برد. آمریکا سالهاست که مدعی رهبری اقتصاد جهانی است.
این در حالی است که اکنون بسیاری از خود این سوال را میپرسند که آیا بهتر نیست پیوندهایشان را با آمریکا به عنوان کشوری که بدهی سنگینی دارد، کمتر کنند؟ آیا بهتر نیست ذره ذره با فاصله گرفتن از آمریکا، خود را دور از تبعات فاجعهباری قرار دهند که انفجار بحران بدهی آمریکا و تضعیف اقتصاد این کشور می تواند برای آنها در پی داشته باشد. به نظر می رسد پیام محوری رسیدن بدهی عمومی دولت آمریکا به عدد ۴۰ تریلیون دلار این است: افول هژمونیک آمریکا مساله ای کاملا جدی است.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰