۱۸ مهر، روز زایندهرود؛ از شکوه گذشته تا بحران امروز
امروز ۱۸ مهر است، روزی که سالها پیش توسط فعالان محیط زیست به نام روز نکوداشت زایندهرود نامگذاری شد. اما برای مردمان اصفهان، این روز یادآور زخم عمیقی است که بر پیکره شهر نشسته است. زایندهرود برای این شهر، فراتر از یک رودخانه یا منبعی برای کشاورزی و صنعت است. رگی است که زندگی را به قلب اصفهان میرساند و حالا این رگ، سالهاست که خشک شده و شهر شبیه بیماری است که نشانههای حیاتش یکی پس از دیگری رنگ میبازند.
رود زندگیبخش
زایندهرود یا همان زندهرود، همانطور که از نامش پیداست، رودخانه زندگیبخش بود. از بلندای کوههای زاگرس و زردکوه بختیاری آغاز میشد تا با سفری دویست کیلومتری، روح بخشیدن به دشتها و شهرها و در نهایت ریختن در گاوخونی را سرلوحه قرار دهد. این رودخانه که در فهرست میراث طبیعی ایران ثبت شده، روزگاری تپشی داشت که تمام اصفهان را به وجد میآورد. اما امروز، جای آن جریان خروشان را سکوتی رخوتانگیز گرفته است. سکوتی که زیر پایههای سیوسهپل و پل خواجو جا خوش کرده و هر روز از ما میپرسد که چرا اجازه دادیم صدای خنده آب، جای خود را به غبار و خشکی بدهد.
داستان تلخ جدایی، از انتقال آب تا بستر خشک
سقوط زایندهرود از اوج، یکشبه نبود. این تراژدی از دهه هفتاد و با شروع انتقالهای بیرویه آب آغاز شد. نادیده گرفتن حقآبههای تاریخی و برداشتهای بیحد و حصر رودخانه، بهویژه در کوهرنگ، باعث شد تا آب دیگر توان رسیدن به قلب شهر را نداشته باشد. سال ۱۳۷۹ سالی بود که زایندهرود برای اولین بار به طور جدی با خشکی روبرو شد و از سال ۱۳۸۶ به بعد، جریان دائمی خود را در کل مسیر از دست داد.
حالا زایندهرود در شهر اصفهان، تنها در روزهای انگشتشماری از سال، با باز شدن دریچههای سد، برای لحظاتی کوتاه دوباره متولد میشود. همین لحظات کوتاه، برای مردم شهری که عاشق آب هستند، شبیه به معجزهای است که برای مدتی کوتاه، غمهایشان را میشوید .
هویت گمشده در غبار خشکی
پیوند زایندهرود با اصفهان، تمثیلی از تن و جان است. وقتی آب در بستر رود جاری نیست، انگار خستگی بر تمام سنگفرشهای شهر مینشیند و گردشگران با حسرت به بستر خشک رودخانهای مینگرند که زمانی شهر را به بهشتی زمینی تبدیل کرده بود. خشکی زایندهرود یک بحران هویتی است. چون اصفهان بدون زایندهرود، یعنی شهری که بخشی از روحش را گم کرده است.
امروز در روز نکوداشت زایندهرود، بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا بفهمیم که آب، حقی است برای طبیعت، میراثی برای آیندگان و تنها راه نجات برای شهری است که هر روز بیشتر تشنه است. زایندهرود منتظر است تا دوباره جاری شود و شهر را از خواب زمستانی و سکوت مرگبارش بیدار کند.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0