چرا و چگونه زاینده رود خشک شد
برای احیای زاینده رود و دریاچه ارومیه که هر دو از اهمیت ویژه تاریخی و زیست بومی برخوردار هستند به یک اراده ملی نیاز است. اصفهان بدون زاینده رود توانایی مطرح شدن به عنوان یکی از مرکز گردشگری مهم جهانی را ندارد؛
بنابراین برای نجات این رودخانه راهکارهای عملیاتی لازم است که براساس یک اراده ملی و مشارکت گسترده مردمی و حتی جهانی باشد تاکنون جریان های ضد توسعهای فعال در ایران تعمدا تمرکز خود را بر واحدهای صنعتی بویژه صنایع استراتژیک فولاد و پالایشگاه به عنوان مصرف کننده بزرگ آب گذاشتند و تبلیغات گسترده رسانهای علیه این صنایع انجام دادند.
به گزارش اخبار اصفهان; بهمن آرمان یک اقتصاد دان است وی در گفتگو با ما اذعان داشت: درحالی که صنایع بزرگ مصرف کننده آب طی اطلاعیه هایی اعلام کردند برداشت ما از آب زاینده رود به مقدار بسیار کمی است و طبق آخرین اطلاعیه هایی که در دست رسانه های گروهی قرار گرفته کارخانه ذوب آهن اصفهان و فولاد مبارکه اصفهان رسما اعلام کردند برداشت آب آنها از زاینده رود در سال ۱۴۰۵ به صفر کاهش پیدا خواهد کرد.
در دولت آقای خاتمی «آقای بیطرف» وزیر نیرو تصمیم اشتباهی مبنی بر انتقال خط آب از زاینده رود به یزد اتخاذ کرد که این انتقال آب بر روی جریان آب زاینده رود تاثیر منفی غیرقابل انکاری گذاشت و بخش بزرگی از خشکی زاینده رود در اصفهان ناشی از این کار اشتباه است.
از سوی دیگر کاستی هایی که در وزارت کشاورزی وجودداشت باعث شد که از سیستم های سنتی که اصطلاحا غرقابی نام دارند برای آبیاری درختان میوه، گندم و صیفیجات و حتی برنج استفاده شود به این کاستیها مشکل جدیدی نیز افزوده شد و برخلاف محدودیت هایی که پیش از انقلاب وجود داشت در بالادست اصفهان ( پله کله) امکان کارگذاشتن پمپ برای برداشت آب برای مصارف کشاورزی وجودنداشت.
اما بعد از انقلاب بدون هیچ مجوزی این برداشت انجام شد و در نهایت مقدار زیادی آب که باید به سمت اصفهان می آمد نیز روانه باغهای بادام و افزایش تعداد ویلاهای ساخته شده در مسیر رودخانه ی زاینده رود شد و طی این مدت اقدامات اساسی برای تغییر سیستم آبیاری سنتی به سیستم آبیاری قطره ای یا زیرسطحی انجام نشده یا کاشت محصولات با مصرف آب بالا در استان اصفهان کاهش پیدا نکرد.
درواقع مجموعه ای از اقدامات دست به دست هم دادند و وضعیت فعلی بحران آب را در این استان استراتژیک به وجود آوردند. انتقال آب از خلیج فارس یکی از راهکارهای مطرح شده برای حل مشکل آب صنایع،آشامیدنی و آبیاری دیوار سبز شرق اصفهان برای جلوگیری از پیش روی کویر مطرح شد. ولی پرداخت هزینه انجام این پروژه پرهزینه را به شرکت های بزرگ اصفهان از جمله فولاد مبارکه ، ذوب آهن و پترو پالایش اصفهان تحمیل کردند.
درحالی که اینها شرکت های سهامی عام هستند که سهام آنها در بورس مورد معامله قرار میگیرد در حالی که در هیچ یک از نقاط جهان تامین آب، برق و گاز به عنوان مواد اولیهای که در صنعت استفاده می شود برعهده سرمایه گذار نیست بلکه دولتها و مردم باید اینگونه هزینهها را تقبل کنند نه تنها سهامداران شرکت های بورسی که این خود به معنای دست کردن در جیب سهامداران خرد این شرکتها است زیرا منافع اصلی انتقال آب به مردم میرسد.
بنابراین اگر یک شرکت سهامی عام پروژه محور تاسیس میشد و مردم توجیه میشدند که دارایی های خود را در صورت عدم استفاده از سیستمهای آبیاری مدرن و بویژه زیرسطحی و بازچرخانی چندباره فاضلاب و انتقال آب دریا در قالب مشارکت در خرید سهام در زمانی که منابع مالی دولت کافی نیست؛ بکار گیرند و هر نفر از ساکنین شهرهای اصفهان، کاشان، قم، یزد، کرمان و سایر شهرهای که از انتقال آب از خلیج فارس منتفع میشوند به شکل نمادین حدود ۵ یا ۱۰ میلیون تومان سهام این شرکت را خریداری می کردند و دولت هم تعهد میداد که آب به قیمت تمام شده و با یک سود معقول در اختیار مردم و نهادهای مصرف کننده قرار گیرد و مردم هم از سرمایهگذاری خود منتفع شوند هزینهی این پروژه بزرگ تامین، زاینده رود جاری، گردشگری رونق می یافت و به دنبال آن اشتغال مولد ایجاد میشد و رودخانه و هم آب رودخانه جاری و آب صنایع و خانگی برای همیشه تامین خواهدشد.
مسئولین کشور و استاندارها صورت مساله را عنوان می کنند و هرگز راهکاری برای حل این مشکل ارائه نمی دهند بنده هم مانند سایرافراد سخنان استاندار شایسته اصفهان را در مقایسه بین اصفهان و پاریس شنیدم اما استاندار اصفهان نباید ذکر مصیبت کند بلکه باید به موازات آن راهکارهای لازم هم ارائه دهد یعنی از دولت بخواهند که هزینه تامین منابع مالی مورد نیاز تبدیل زمین های کشاورزی از آبیاری سنتی به آبیاری مدرن را که می تواند تا ۵۰ درصد از میزان مصرف آب کم کند و در عین حال میزان برداشت را افزایش دهد؛ در اختیار آنها قراردهد البته باید در نظر داشت چون دولت بودجه لازم را ندارد از طریق انتشار اوراق بهادار اسلامی در بورس اقدام به تامین منابع کند. بازپرداخت آن را در زمان سررسید با انتشار اوراق بهادار جدید یا تعهد به بازپرداخت آن اوراق را بدهد.
در آمریکا تامین هزینه اکثر آزادراهها و پروژه بزرگ ملی با انتشار اوراق بهادار و خرید از سوی مردم و ضمانت دولت انجام میگیرد. دریاچههای مصنوعی آمریکا عمدتا با کمک ارتش این کشور ساخته شده که در ایران هم اکنون قرارگاه خاتم الانبیا می تواند این مسئولیت را برعهده گیرد .
دولت بابت انجام چنین پروژه های هزینه ای پرداخت نکرده است اکنون دولت آمریکا بدهکارترین دولت جهان است بخاطر اینکه کارهای خود را نه از طریق مالیات بلکه از طریق انتشار اوراق قرضه سی ساله تامین می کند که اکثر این اوراق توسط کشورهایی که دارای مازاد تجاری اند از جمله چین، آلمان و کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس خریداری میشوند.
بنابراین سوپاپ اطمینانی را برای دولت آمریکا به وجود آورده که کشورها بیشتر از خود آمریکا نگران ارزش دلار در بازارهای جهانی شوند . بنابراین در کشورما هم باید مردم مستقیما درگیر منافع انتقال آب گردند و دولت هم مصوبه ایی داشته باشد که آب را به قیمت تمام شده و سود معقول در اختیار مردم قرار دهند. قطعا چنین پروژه ای سودآور خواهد بود همانگونه که انجام چنین پروژه ای در عربستان، امارات، کویت و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس سودآور است.
حتی بزرگترین آب شیرین کن جهان در ایالت کالیفرنیای آمریکا قراردارد این پروژه بسیار سودآور است زیرا مشمول سیاست قیمت گذاری دولت نیست بلکه توسط بخش خصوصی ساخته و مدیریت می شود بنابراین در ایران چنین اقداماتی صورت نگرفت درحالی که فلات مرکزی ایران براساس برآوردهای انجام شده برای بهره برداری از معادن و قرار گرفتن شهرهای بزرگ اصفهان، یزد و قم در مرکز ایران به حدود ۹ میلیارد مترمکعب آب نیاز دارند. بنابراین آب مورد نیاز کشور را باید از طریق شیرین کردن آب دریا تامین کرد مردم باید بپذیرند که هزینه زندگی کردن در فلات خشک مرکزی ایران را بپردازند.
اگر مردم توجیه نشوند و وضعیت کنونی همچنان در آینده تداوم داشته باشد نه تنها فرو نشست زمین افزایش پیدا خواهد کرد و دارایی های آنها نیز به علت مهاجرت معکوسی که از اصفهان صورت میگیرد، از بین خواهد رفت.
اگر چنین خطری به آنها گوشزد شود بدون شک سهام شرکت پروژه محور را خریداری خواهند کرد و به زندگی خود ادامه خواهندداد و زاینده رود هم در کنار آن بطور دائمی جاری باشد و به عنوان مرکز جذاب گردشگری در اصفهان باقی بماند چاره ای نیست که تمرکز کشاورزی بروی محصولات کم آب بر ، تغییر سیستم آبیاری از حالت سنتی به مدرن و جمع آوری ایستگاه پمپاژ آب در بالادست اصفهان، بستن کامل لوله انتقال آب به یزد انجام گیرد اگر یزد نیاز به آب دارد از طریق زاینده رود قابل تامین نیست بلکه باید آب مورد نیاز را از طریق شیرین کردن آب خلیج فارس یا دریای عمان تامین کرد. بار اصلی انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی ایران را دو شرکت بزرگ فولاد مبارکه و پایشگاه مستقر در اصفهان برعهده دارند؛این دو شرکت هر دو شرکت های بورسی هستند و دارای صدها هزار نفر سهامدار اند.
براساس آخرین اطلاعات موجود سود هر سهم فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۳ صد تومان برآورد می شود درحالی که اگر هزینه انتقال آب به اصفهان و ساخت دو نیروگاه برق برعهده فولاد مبارکه و پالایشگاه اصفهان که آن هم یک شرکت بورسی و دارای هزاران سهامدار است،نبود بطور مثال فولاد مبارکه می توانست ۲۰۰ تومان سود به هر سهم پرداخت کند تا بازنشستگان و سهامداران با این سود بتوانند بخشی از منابع مالی مورد نیاز خود را تامین کنند. بنابراین اتخاذ تصمیم های اشتباه از سوی مدیران مربوطه و بی مسئولیتی دولت ها باعث شده تامین مالی انتقال آب به فلات مرکزی ایران به این دو شرکت بزرگ واگذار شود. مردم از ساخت نیروگاه و انتقال آب توسط فولاد مبارکه منتفع خواهند شد و برق و آب آنها قطع نخواهد شد.
بنابراین مردم باید در راستای این کاستی ها هزینه مربوطه راهم پرداخت کنند به نظر بنده خط فعلی انتقال آب از خلیج فارس برای رفع کمبودها کافی نیست و در عین حال زاینده رود هم که برای ما اهمیت جهانی دارد؛ روان نخواهدشد تا زمانی که این مشکلات وجوددارد. زیرا افزایش ظرفیت انتقال آب از خلیج فارس باید شدیدا افزایش پیدا کند برای اینکه آب در زاینده رود جاری شود باید خطه لوله اصفهان به یزد به طور کامل قطع شود اگر یزدی ها آب و صنعت می خواهند باید هزینه آن را بپردازند .
نه اینکه آب رودخانه زاینده رود که زمانی یکی از دلایل جذب توریست بود به دنبال این بهره برادری خشک شود. درحالی که هر توریستی که وارد ایران می شود علاوه بر ارزی که با خود می آورد بیش از صد شغل جانبی ایجاد می کند اکنون به میدان نقش جهان تحت تاثیر کاهش توریست خارجی خسارت های زیادی وارد شده و هتل های زیادی خالی هستند و هزاران شغل از بین رفته است.
بنابراین راهکار حل مشکلات این است که مردم مسئولیت خود را بپذیرند دولت نمی تواند همه امور را بدون کمک مردم انجام دهد بویژه دولتی که در شرایط تحریم قراردارد و دارای روابط عادی مالی با بازارهای پولی و سرمایه ای جهان نیست؛ نمی تواند این هزینه ها را تامین کند .بنابراین فشار را باید از بخش تولید برداشت و بر مردم متمرکز کرد.
اگر فشار بر تولید تداوم داشته باشد میزان تولید و صادرات بشدت کاهش پیدا خواهد کرد که به طور مثال مدیر عامل جدید فولاد مبارکه اعلام کرد این امیدواری وجوددارد که در سال ۱۴۰۴ میزان صادرات خود را به ۱ میلیارد دلار برسانیم به نظر می رسد با شرایط فعلی امکان تحقق این شعار وجود نخواهد داشت زیرا قیمت انرژی و ساخته نشدن آزادراههای اصفهان به بندر امام و بندرعباس بطور مستقیم بر قیمت تمام شده تاثیر خواهدگذاشت و توانایی و قدرت رقابت با سایر رقبا در بازارهای اروپا را نخواهیم داشت و در نهایت با بیکاری گسترده ای در استان اصفهان روبه رو خواهیم شد.
ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰