نزاع و درگيري در اولويت اول آسيب هاي اجتماعي

نزاع دسته جمعي به عنوان يکي از مسائل اجتماعي نه تنها متاثر از جنبه‏هاي مختلف حيات بشري است بلکه بر آنها تاثيرگذار خواهد بود.

اغلب درگيري هايي كه در جامعه بين مردم رخ مي دهد، عواقب ناگواري را به دنبال دارد، در حالي كه از ديد كارشناسان اجتماعي اغلب اين درگيري‌ها جزيي است، اما به دليل ايجاد تنش و كش‌دار كردن موضوعات اجتماعي تبديل به معضلي بزرگ مي‌شود.

براساس تجزيه و تحليل صورت گرفته توسط کارشناسان اداره برآورد و افکار سنجي معاونت فرهنگي و اجتماعي پلیس موضوع نزاع و درگيري در اولويت اول آسيب هاي اجتماعي قرار  دارد که باعث اخلال در نظم و امنيت و برهم خوردن تعادل روابط بين فردي و بروز خشونت در جامعه مي شود.

اگر كمي دقيق به موضوع بنگريم متوجه خواهيم شد كه اين پديده سطوح متفاوتي دارد از يك بحث و جدل ساده بر سر كرايه تاكسي گرفته تا نزاع و درگيري قومي_طايفه‏اي و … نوع آن متفاوت است.

نزاع دسته جمعي به عنوان يکي از مسائل اجتماعي نه تنها متاثر از جنبه‏هاي مختلف حيات بشري است بلکه بر آنها تاثيرگذار خواهد بود. اين امر يکي از معضلات جامعه است که به ويژه در مناطق ايلي و عشيره اي به صورت جديدتر مطرح است.

با توجه به اينکه ايران يک کشور قومي است و تاريخ سياسي آن در مقاطع مختلف با نقش فعال اين قبايل گره خورده است به دور از نقش مثبت و گاه منفي اين قبايل هر از چندگاهي در درون اين گروهها برخوردهايي صورت مي‌گيرد که آثار تخريبي آن آسايش و امنيت را از مردم سلب مي‏کند.

بسياري از اين نزاع ها موجب مرگ و مجروح شدن افراد زيادي شده و مشکلات عديده اجتماعي، رواني و اقتصادي را به وجود آورده است. هرگاه در نزاع‌هاي دسته جمعي از سلاح گرم نيز استفاده شود، آمار تلفات اعم از کشته و مجروح افزايش مي‌يابد که با ريشه‌يابي اين معضل مي‌توان زمينه‏ي لازم را براي برنامه‏ريزي و کنترل آن فراهم کرد.

از ديد انتظامي و ضرورتي كه در بررسي ارزشيابي اين موضوع وجود دارد بايد گفت با عنايت به وقوع نزاع و درگيري هاي فردي وجمعي در جامعه  و به ويژه باتوجه به زمينه‌هاي اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي كه درتحول جامعه سنتي به صنعتي و مدرنيته به وجودآمده اين موضوع موجب بروز جرائم ديگري نيز شده است.

اغلب درگيري هايي كه در جامعه بين مردم رخ مي دهد، عواقب ناگواري را به دنبال دارد، در حالي كه از ديد كارشناسان اجتماعي اغلب اين درگيري‌ها جزيي است، اما به دليل ايجاد تنش و كش‌دار كردن موضوعات اجتماعي تبديل به معضلي بزرگ مي‌شود. ايجاد ضربه عاطفي به خانواده افراد نزاع کننده، ايجاد داغ و ننگ بالقوه و ايجاد احساس شرمساري در جامعه ودرسطح محل نزاع و درگيري، سرزنش خانواده قاتلان يا نزاع کنندگان توسط ديگران و انزواي اجتماعي آنان، ايجاد آسيب‎هاي روحي ورواني براي خانواده افراد نزاع کننده در درازمدت، ايجادنزاع ها ودرگيري هاي خانوادگي و فاميلي درسطح محل‌هاي مورد نزاع ، ايجاد دسته بندي هاي فاميلي درجهت حمايت ازخانواده هاي دوطرف، اقدامات تلافي جويانه در جامعه، کينه فردي واجتماعي خانواده طرفين نزاع در دراز مدت و براي سال ها و حتي نسل هاي متمادي را مي توان از پيامد هاي نزاع و درگيري در جامعه دانست.

اين درگيري‌‌ها و رخدادها براي جامعه هزينه‌هايي را دربردارد اما اگر بتوانيم قبل از اينكه اختلافات گسترده‌تر شود جلوي عوامل ساختاري را بگيريم، مشكلاتي چون مسائل اقتصادي اجتماعي و فرهنگي نيز حل شده و جاي خود را به تفاهم، دوستي و توافق با مردم مي‌دهد و اين مسائل ساختاري زودتر حل مي‌شود .

در واقع زندگي ماشيني و درگيري هاي زياد كاري و مسائل زيست محيطي و…  باعث شده  آستانه تحمل افراد بسيار پايين آيد و روابط عاطفي سابق جاي خود را به برخوردهاي خشك و بي روح داده و باعث شده تا  افراد در مقابل كوچكترين مسائلي دست به نزاع و درگيري بزنند.

در چنين شرايطي معمولا افرادي كه نمي توانند مشكلات خود را حل كنند و فرد احساس ناراحتي مي كند و از فشار رواني رنج مي برد، در جاي ديگر، يعني در كانون جامعه رفتار مخربي از آنها سر مي زند و چون در ارتباطات احترام را رعايت نمي كند، بنابراين به خشونت دست مي زند.

در چنين حالتي در جامعه شاهد شكل گيري خشونت هستيم كه افراد با زور و جبر حرف خود را مي زنند و به منافع ديگران بي توجه هستند و هنجار ها اعمال نمي شود و تصور مي كنند با زور و جبر است كه مي توانند حرف خود را پيش ببرند