غیرفوتبالیها آفت فوتبال به خصوص در اصفهان
امیر عطابخش از چهرههای جنجالی و متفاوت ورزش ایران است؛ مدیری که وقتی از سپاهان و ذوب آهن حرف می زند از تعصب قرمز می شود . از هوادار و زاینده رود حرف می زند بغض می کند .
فردی که مسیر حرفهای خود را از روزنامهنگاری ورزشی در روزنامه نصف جهان، هفته نامه تندر و پیام آغاز کرد و سپس بهعنوان نخستین مدیر رسانهای باشگاه ذوبآهن وارد عرصه مدیریت شد. او در طول سه دهه فعالیت، سمتهای متنوعی در باشگاههای ذوبآهن، فولاد ماهان، گیتیپسند و گلگهر سیرجان داشته و تجربه مدیریت تیمهای فوتسال و بسکتبال را نیز در کارنامه دارد. عطابخش با حضور در هیئتمدیره گلگهر، نقش مهمی در صعود این تیم به لیگ برتر ایفا کرد و همواره بر ضرورت ساخت زیرساختهای ورزشی و پرورش استعدادهای بومی تأکید داشته است.
اظهارنظرهای او در حوزه فوتبال و مدیریت ورزشی، اغلب تند، متفاوت و خارج از چارچوبهای رایج است. او بارها از ضعف سرانه ورزشی در اصفهان، نبود بازیکنان بومی در تیمهای بزرگسالان، ترکیب غیرتخصصی هیئتمدیره باشگاهها و مشکلات مالی ذوبآهن انتقاد کرده است. عطابخش معتقد است که مکتب مدیریتی اصفهان میتواند الگویی ملی باشد، اما تا زمانی که ساختار مالی و مدیریتی اصلاح نشود، ورزش اصفهان در مسیر افول قرار خواهد گرفت.
بخش اول: مسیر حرفهای و تجربههای مدیریتی
شما مسیر حرفهای خود را از روزنامهنگاری آغاز کردید، مسیری که به مدیریت ورزشی رسید، چه شد که وارد مدیریت ورزشی شدید؟
از سال ۱۳۷۵ وارد روزنامهنگاری ورزشی شدم و با نشریات مختلف همکاری داشتم، نصف جهان و تندر و پیام در سال ۱۳۷۹ به باشگاه ذوبآهن رفتم و نخستین مدیر رسانهای باشگاهها شدم. این ورود نقطه آغاز مسیر مدیریتی من بود و بعدها در بخشهای روابط عمومی، ورزش قهرمانی، ورزش کارگری و حتی امور مالی فعالیت کردم.
خب برای مان بگویید حضور و تجربه شما در باشگاه ذوبآهن چه دستاوردهایی داشت؟
ذوبآهن برای من یک مدرسه مدیریتی بود. در کنار مدیرانی مثل حسین کفعمی و سعید آذری یاد گرفتم که مدیریت ورزشی فقط اداره تیم نیست، بلکه ساختار و سیاستگذاری اهمیت دارد. ببینید سعید آذری که متاسفانه ورزش ایران ایشان را از دست داد، چون ایران نیستند دیگر الگوی تیم داری و باشگاه داری است. یک ورزشی همه جانبه در ایران. از زمانی که وزنه بردار بودند تا قهرمانی های کشوری و آسیایی. بعد هم در دوران مدیریت شان اوجِ شکوفایی باشگاه ذوب آهن بود. هر روز در کنار آقای آذری بودن کلاس مدیریت ورزشی بود .
شما در فولاد ماهان و گیتیپسند هم فعالیت داشتید. فعالیت هایی که در آن دوران برای باشگاه شاهد کسب رتبه و جایگاه های متععدی بودیم، آن زمان چگونه گذشت؟
فولاد ماهان و گیتیپسند تجربههای متفاوتی بودند. در فولاد ماهان تیم بسکتبال را مدیریت کردم و نایبقهرمان غرب آسیا شدیم، همین روند منجر به قهرمانی آسیا هم شد. در گیتیپسند هم با چالشهای فوتسال مواجه بودیم. این تجربهها نشان داد که مدیریت چندرشتهای نیازمند نگاه جامع است، باید هر روز و هر لحظه آپدیت بود . مطالعه کرد، مشورت کرد و پیشرو بود.
تجربه شما در بسکتبال فولاد ماهان چه دستاوردی داشت؟
تیم بسکتبال فولاد ماهان نایبقهرمان غرب آسیا شد و سپس قهرمان آسیا. این افتخار بزرگی بود و نشان داد که مدیریت علمی میتواند موفقیتآفرین باشد.
نقش شما در صعود گلگهر سیرجان به لیگ برتر چه بود؟
بهعنوان عضو هیئتمدیره و قائممقام، تلاش کردم زیرساختهای سیرجان را بسازیم. تأکید من بر پرورش استعدادهای بومی بود و خوشبختانه این سیاست پذیرفته شد. نتیجه آن، صعود تیم به لیگ برتر و ایجاد پایگاه ورزشی در کرمان بود.
پیکان چطور؟ از دوران پیکان برای مان بگویید.
باشگاه پیکان بحث کاملا متفاوتی بود. پیکان با والیبالش شناس بود و شناخته می شد. تیمی وجود بود که در پایتخت ایران، توجه زیادی را جلب کرده بود. این باشگاه، به جز دو باشگاه معروف استقلال و پرسپولیس بود که در لیگ برتر والیبال فعالیت میکرد. در واقع پیکان به عنوان یکی از چهار تیم پایتخت، در زمانی که سایپا سقوط کرده بود، شناخته میشد. در پیکان، بیشتر به ورزش والیبال توجه میشد، در حالی که باشگاههایی مانند سپاهان به فوتبال معروف بودند.
مثلا برگزاری جام باشگاههای آسیا به میزبانی پیکان، اتفاق مهمی بود که با هیچ هزینه دولتی انجام نشد. تمام هزینهها از طریق بخش خصوصی و اسپانسرها تأمین گردید. بازیکنان بزرگی مثل ارن گپت، امویپی المپیک، و کاپیتان تیم ملی هلند به تیم پیوستند و این تیم موفق شد با عملکردی شگفتانگیز، ژاپن را شکست دهد و قهرمان شود. این میزبانی، به شکل قابل توجهی درآمدزایی برای باشگاه پیکان انجام داد.
همچنین، پیکان قرارداد همکاری با باشگاه میلان در ایتالیا برای والیبال منعقد کرد و مربیان ایتالیایی را برای آموزش بازیکنان پایه به ایران آورد. این همکاری سالانه درآمدی حدود ۱۷۰ هزار دلار برای باشگاه به ارمغان میآورد، اما متأسفانه پیگیریهای لازم در این زمینه انجام نشد.
در همکاریهای بعدی، همکاری با شرکت بیمه آلیانس برای حمایت از تیم والیبال و فوتبال پیکان مورد توجه قرار گرفت. چالشهای زیادی در این زمینه وجود داشت، اما با این حال توانستیم به موفقیتهایی دست یابیم و بخشی از زیانهای باشگاه را کاهش دهیم. تمامی اسناد و اطلاعات موجود است و میتوان بر روی این موضوع کار کرد.
این مورد درآمدزایی جالب بود. چون جایی هم مطرح نشده بود.
بله. همه این بازی ها با بودجه بخش خصوصی انجام می شد. درآمد ۱۷۰ هزار دلار برای باشگاه و ذخیره ۱۱۵ هزار در صندوق ذخیره باشگاه عدد کمی نیست. روالی که می توانست ادامه پیدا کند ولی متاسفانه نشد.
تازه بعدها شایعه اینکه عطابخش پیکان را به اصطلاح انداخته هم راه افتاد.
بله. ببینید من سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ مدیرعامل پیکان بودم. تیم نهم شد. من نهم مرداد ۱۴۰۱ از باشگاه رفتم و تیم دو سال بعد افتاد. دو مدیرعامل بعد از من آمدند و رفتند. تازه من تیم سال بعد را هم بسته بودم .
شما بحث های مالی را شفاف تر از بقیه مدیران مطرح می کنید. آن سال پیکان با چه بودجه ای نهم شد؟
باورتان نمی شود ، با ۱۸ میلیارد.
چقدر جالب. خب چرا در اصفهان از این مدیر با این رزومه استفاده نمی شود؟
( با خنده) مدیران بزرگتر و برتری مثل آقای ساکت الان کجا هستند؟ فردی مثل سعید آذری الان کجاست؟
بخش دوم: نقدهای فوتبالی و مدیریتی
یکی از مواردی که همیشه مورد نقد شما بوده بحث بومیهاست.
البته منظورم بومی گرایی صرف نیست. این را تاکید می کنم. منظورم استفاده از ظرفیت های بومی در همه زمینه ها و ابعاد است به خصوص ورزش.
ولی شما در بعضی مصاحبه ها گفتهاید تخصص مهمتر از بومی بودن است. چرا؟
بله . الان هم همین دیدگاه را دارم . مدیر باید متخصص باشد، نه صرفاً بومی. من در سیرجان غیر بومی بودم، اما با تخصص و تلاش توانستم اعتماد هواداران را جلب کنم.
خب با این وضعیت مربیان اصفهانی را چگونه میبینید؟
حضور نویدکیا در سپاهان و حدادیفر در ذوبآهن اتفاق مثبتی است. این نشان میدهد که اسطورههای بومی میتوانند نقش مهمی در هدایت تیمها داشته باشند. اتفاقا این دو بزرگوار مصداق تلاقی تخصص و بومی گرایی هستند .
یعنی مثل همین موردی که الان در سمت سرمربی گری دو تیم فوتبال ذوب آهن و سپاهان داریم.
بله دقیقا.
با این دیدگاه الان وضعیت بازیکنان بومی در تیمهای بزرگسالان اصفهان را چطور تعریف می کنید؟
متأسفانه تعداد بازیکنان بومی در ترکیب اصلی ذوبآهن و سپاهان بسیار کم است. این نشان میدهد که سیاست استعدادیابی و پرورش بازیکنان پایه بهدرستی اجرا نشده است. به عنوان مثال احسان حاج صفی که مهره درخشان سپاهان است و از ۱۱ سالگی بازیکن سپاهان بود. احسان را آقای ابراهیم زاده کشف و شناسایی کرد. محرم نویدکیا محصول همین تفکر هستند. قاسم حدادی فر از همین فولادشهر خودمان میآید. از دوران آکادمی تا بازیگری حرفه ای و حالا هم مربی گری. می بینید چقدر هم به جواب رسیدیم. ببینید بی تعارف درست است که پول حرف اول را می زند ولی رتبه تعصب برای فوتبال و فوتبالیست کمتر از پول نیست.
با همین دیدگاه شما ترکیب هیئتمدیره باشگاهها را غیرتخصصی میدانید. اخیرا هم گفتید که غیرمتخصص های ورزش ، ورزش را بیچاره کردند.
نه فقط ورزش. غیرمتخصص ها در هر حوزه ای ورود کردند عامل بدبدختی شدند.
بحث هیئتمدیره باشگاهها را فراموش نکنید.
ببینید. در هیئتمدیرهها افراد متخصص فوتبال حضور ندارند. تصمیمگیریها بیشتر تحت نفوذ نهادهای بالادستی و اسپانسرهاست. این ساختار ناکارآمد است و باید اصلاح شود. در حال حاضر پنج عضو هیات مدیره باشگاه سپاهان غیر از اینکه غیر بومی هستند هیچ تخصص فوتبالی ندارند و این در ادامه روند حرکتی این باشگاه شاید با چالش مواجه بشود. من واضح تر حرف بزنم؟
بله حتمن.
زمانی آقای ساکت اینجا بود. خوب بلد بودند تیم و بازیکنان را با یک مدیربرنامه یا دو مدیربرنامه طرف نکنند.
مدیر برنامه، منیجر یا همان دلال ها منظورم هست؟
بله.
خب اینکه گفتید آقای ساکت خوب بلد بودند تیم و بازیکنان را با یک مدیربرنامه یا دو مدیربرنامه طرف نکنند، را بیشتر توضیح بدهید.
یعنی با چند مدیر برنامه کار می کردند. یک منیجر ۸ یا ۱۰ بازیکن در تیم نداشت چون در این صورت او تصمیم گیر می شد. اول تیم را تسخیر می کرد، بعد سکوها را و بعد حیا کن و رها کن سر می داد. هم برای هیات مدیره تصمیم می گرفت هم کادر فنی.
الان اینطور است؟
ان شااله که نیست.
با همه این گلایهها ولی به هر حال همین سپاهان قهرمان نیم فصل شد.
قهرمانی نیم فصل سپاهان فقط نتیجه زحمت های محرم نویدکیا بوده است و مدیران و هیات مدیره این باشگاه هیچ نقشی نداشتند. مربی اینقدر تعصب دارد که در برنامه زنده می گوید اگر قهرمان نشوم می روم. این برای سپاهان ثروت است. این مربی یعنی آبروی حرفه ای برای مهم است . کدام مربی این حرف را روی آنتن زنده می زند؟
حالا که بحث مدیریت ها داغ است ، نظر شما درباره مدیریت سعید آذری و محمدرضا ساکت چیست؟
هر دو از مدیران موفق اصفهان هستند.
کمی جزئی تر بگویید.
کارنامه آذری در ذوبآهن و سایر باشگاهها روشن است. ساکت هم در سپاهان و فدراسیون فوتبال عملکرد خوبی داشت. این مکتب مدیریتی میتواند الگویی ملی باشد. مدیرانی که آمدند و همه هم و غم شان استان بود. از رتبه هایی که تیم هایشان گرفت ، نه فقط در فوتبال. در همه رشته ها. تا اعتباری که باشگاه شان کسب کرد. کاش می شد روال مدیرتی آقای ساکت و آذری مطالعه می شد و تئوری آن را برای برخی مدیران ورزشی تدریس می کردند، شاید این که الان هست نمیشد.
با توجه به تجربه شما در زمینه همکاری با هر دو مدیر موفق ورزش اصفهان. کدام شان مدیرموفق تر و بهتری بودند؟
واقعا نمی شود جواب روشنی داد. آقای ساکت به کارگروهی و تیم وورک قائل بودند و آقای آذری خودشان ورود می کردند.
یعنی به کارگروهی علاقه نداشتند؟
چرا داشتند . هر دو بزرگوار علاقه مند به کارگروهی و تیم بودند. آقای ساکت واگذاری را بهتر و موفق تر انجام می داد و آقای آذری می دانست با ورود خودش به یک قضیه و پروژه سرعت و کیفیت انجام آن بهتر خواهد بود .
بحث های مالی هم خیلی مهم است. گشادگی اقتصادی آن زمان بیش از الان بود. الان شما مشکلات مالی ذوبآهن را ببینید، باشگاه در آستانه انحلال است!
بله متاسفانه . ذوبآهن بدهیهای سنگینی دارد و وابستگی شدید به کارخانه باعث شده باشگاه نتواند مستقل عمل کند.
شما که در پیکان تجربه اقتصادی موفقی داشتید چه راهکاری برای ذوبی ها پیشنهاد می کنید؟
راهحل یکی است. واگذاری بخشی از سهام به شرکتهای سودده زیرمجموعه شستا .
یعنی این مدل خصوصیسازی میتواند مشکلات باشگاهها را حل کند؟
بله، خصوصیسازی واقعی و ورود شرکتهای سودده میتواند منابع مالی پایدار ایجاد کند. بدون این اصلاحات اقتصادی، باشگاهها در مسیر افول خواهند بود، حالا ذوب آهن ، فردا دیگری. این وابستگی مالی به دولت نه درآمد زاست نه سرمایه خلق می کند.
بخش سوم: هوادارن ثروت باشگاهها
به نظر شما به عنوان یک مدیر ورزشی نقش هواداران در مدیریت باشگاهها چیست؟
هواداران سرمایه اصلی باشگاهها هستند. بدون توجه به خواستههای آنها، هیچ مدیری موفق نخواهد شد. باورکنید همین هواداران سپاهان گاهی تحلیل های تکنیکی و یا حتی مدیریتی دارند که حیرت انگیز است.
تازه هوادار ذوبیها یا سپاهانیها به خصوص امسال همیشه حامی بوده اند.
بله دقیقا. هواداری که در هر هوایی به ورزشگاه آمده برفی، بارانی، بادی ، آفتابی و با خوب و بد تیم ساخته ثروت است، مگر فوتبال چیزی جز هوادار می خواهد؟ همین استقلال و پرسپولیس نمونه اش.
چه عجب حرف دو تا تیم به جز سپاهان و ذوب را زدید.
من همه چیزم را از اصفهان دارم. از استقلال و پرسپولیس همین را بگویم که تنها استانی که همیشه در لیگ برتر دو تیم داشته طی ربع قرن اخیر استان اصفهان هست. این آمار را هیچ استانی ندارد. اصفهانی ها برای اینکه سرشان بالا باشد دلیل زیاد دارند، از صنعت گرفته تا ورزش؛ از تاریخ گرفته تا هنر؛ از زاینده رود گرفته ( بابغض ) تا …
بله حق باشماست. جالب اینکه طرفداران سپاهان و ذوب آهن هم هر دو خودشان را اصفهانی می بینند نه طرفدار یک تیم خاص.
بله. آفرین دقیقا. ببینید حال مردم اصفهان بعد از زاینده رود با این دو تا تیم خوش هست. ذوب آهن که قوی باشد سپاهان هم بهتر می شود و بالعکس. من لمس کردم وقتی یک تیم نتیجه می گیرد حال عمومی استان خوب می شود. بهترین نمونه اش تراکتورسازی تبریز است. ببنید الگوهای اقتصادی و رفتاری این باشگاه را. با همه انتقادها منجر به قهرمانی و خوب شدن حال ملت استان شد.
آینده فوتبال اصفهان را چگونه پیشبینی میکنید؟
اگر مشکلات مالی و مدیریتی حل نشود، آینده فوتبال اصفهان تاریک خواهد بود. اما با اصلاح ساختار و پرورش استعدادها، میتوان دوباره به اوج برگشت.
اگر موافق هستید بحث فوتبال را تمام کنیم با یک سوال. چه کنیم وضع فوتبال مان از این بدتر نشود؟ تغییر را از کجا کلید بزنیم؟
از ساختارها.
یعنی چه؟
از وقتی اسپانسرها تصمیمگیرنده اصلی شدهاند، هیئتمدیرهها عملاً بیاختیار شدند، این ساختار باید تغییر کند.
بخش چهارم: ورزش همگانی
نظر شما درباره نقش شهرداری و نهادهای دولتی در ورزش چیست؟
شهرداریها و نهادهای دولتی باید زیرساخت بسازند، نه اینکه صرفاً افتتاحیههای کوچک برگزار کنند. سیاست فرزندآوری جمعیت را افزایش میدهد و نیاز به اماکن ورزشی بیشتر خواهد شد.
شما بارها از سرانه ورزشی اصفهان انتقاد کردهاید. چرا؟
سرانه ورزشی در اصفهان حدود ۲۷ سانتیمتر است، در حالی که در سیرجان به دو متر میرسد. این فاصله نشاندهنده ضعف جدی در ساخت اماکن ورزشی است. بدون زیرساخت، نمیتوان انتظار رشد پایدار داشت.
ورزش همگانی چه جایگاهی دارد؟
ورزش همگانی باید تقویت شود. وقتی هزینه باشگاهها بالا میرود، اولین چیزی که از سبد خانوار حذف میشود ورزش است. این خطرناک است. منظورم از افزایش هزینه ها ورزش هایی است که خانواده می توانستند یک زمانی بروند، به طور مشخص استخر یا باشگاه بدنسازی و …
برای کلیت ورزش چه الگویی برای مدیریت ورزشی ایران پیشنهاد میکنید؟
الگویی که بر تخصص، استقلال مالی، پرورش استعدادهای بومی و ساخت زیرساختها استوار باشد.
پیام پایانی شما برای ورزش اصفهان چیست؟
ورزش اصفهان نیازمند بازنگری جدی است. اگر ذوبآهن و سپاهان قوی باشند، حال مردم اصفهان خوب خواهد بود. باید به این دو باشگاه توجه ویژه شود، حق این ملت و این استان این نیست.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰