دزدی بزرگ ثروت سوریه توسط آمریکا

مدت زمان زیادی از سقوط نظام سیاسی سوریه به ریاست جمهوری بشار اسد توسط گروه های تررویست و معارضین مسلح نمی گذرد. موضوعی که همچنان در صدر اخبار جهان است و تحلیل و تفسیرهای مختلفی با محوریت آن مطرح می شود.

در این میان، بسیاری از صاحب نظران سعی دارند چشم اندازهای آتی سیاسی و حکمرانی در سوریه را مورد بررسی قرار دهند و در این رابطه نسبت به ارائه تحلیل اقدام می‌‎کنند. از این رو، یکی از بازیگرانی که در طی تححولات روزهای اخیر سوریه مدام سعی داشته خود را کنار بکشد و از عدم مداخله خود در این تحولات صحبت کند، دولت آمریکا بوده است. حتی دونالد ترامپ رئیس جمهور منتخب این کشور نیز به صراحت در موضع گیری گفته است که “سوریه جنگ ما نیست و آمریکا قصد مداخله دراین کشور را ندارد”. با این حال، این موضع گیری به دلایل مختلفی پذیرفتنی نیست و بسیاری آن را رد می کنند. حتی بعضی بر این باورند که آمریکا طراح اصلی تحولات اخیر در سوریه بوده و صرفا برای اینکه از حملات احتمالی به منافع خود در سطح منطقه در امان بماند، اعلام بی تفاوتی نسبت به این تحولات می کند.

در این میان، بر اساس گزارش های رسمی که منتشر شده، ۸۰ درصد از چاه های نفت سوریه در مناطقی قرار دارند که کردهای سوری(به عنوان متحد آمریکا) بر آن ها مسلطند و آمریکایی ها دست به غارت آن ها می زنند. پیشتر وزات نفت سوریه در بیانیه ای در ماه اوت سال ۲۰۲۲ میلادی گفته بود در نیمه اول سال مذکور، تولید نفت این کشور بالغ بر ۱۴.۵ میلیون بشکه بوده و میانگین روزانه ۸۱ هزار بشکه را به ثبت رسانده است. این در حالی است که ۶۶ هزار بشکه تولید نفت روزانه سوریه توسط آمریکایی‌ها در میادین نفتی شرق سوریه سرقت می شود و این یعنی ۸۳ درصد از تولید روزانه نفت سوریه توسط واشینگتن به یغما می رود.

حال در وضعیت کنونی نیز باید انتظار داشته باشیم که این روند با توجه به حمایت های آشکار و پنهان دولت آمریکا از متحدانش در خاک سوریه، همچنان ادامه یابد. جالب است که آمریکایی ها در عین استقبال از سقوط نظام سیاسی سوریه و تصرف این کشور توسط تروریست های تحریر الشام به رهبری ابومحمد الجولانی، به تازگی تاکید می کنند که وی نیز تروریست است و باید هدفِ اقدامات تنبیهی آمریکا قرار گیرد. این بدان معناست که واشینگتن هرج و مرج در سوریه و بازی کردن با مهره ها و گروه ها و افراد در این کشور را راهی برای سرقت اقتصاد و ثروت سوریه ارزیابی می کند و در این مسیر هیچ خط قرمزی را پیش روی خود نمی بیند. در این رابطه، واشینگتن پیشتر عملکرد مشابهی را از خود در افغانستان و عراق هم به ثبت رسانده است.

موضوعی که نشان می دهد طرح شعارهای متعالی از سوی دولتمردان آمریکایی مبنی بر ضرورت استقرار آزادی و دموکراسی در دیگر کشورها، کاملا بی پایه است و آمریکایی‌ها برای تامین منافع خود، همه نوع بازی را با سرنوشت دیگر کشورها می کنند و از تبعات آن هم هیچ ابایی ندارند. معادله‌ای که می تواند برای دیگر ملت های جهان نیز عبرت آموز باشد.