بهبود رابطه های زندگی مشترک
کيفيت رابطه زماني بهبود مييابد که هر يک از زوجين مسئوليت انتظارات ناخودآگاه خود را بپذيرد که ممکن است به اين معني باشد که نياز به رواندرماني فردي يا زوجي وجود دارد. هر دو طرف ميتوانند توانايي خود را در مسئوليتپذيري اين انتظارات ناخودآگاه با آگاهي از آنها افزايش دهند. در نهايت، بسياري از اين ها به تخيلات و فانتزيهاي ما تبديل ميشوند زيرا غيرواقعي هستند. در عين حال اگر هر دو طرف بتوانند از زخمهاي عاطفي ديگري آگاه شوند، شفقت و ميل به برقراري ارتباطِ مجدد ميتواند در بحبوحه دعوا و مشاجرات به وجود بيايد.
در هر رابطهاي ممکن است مشاجره، دعوا، اختلاف نظر و نااميدي پيش بيايد و اين به خودي خود مشکل نيست، مشکل زماني است که نميدانيم چگونه با اين چالشها مقابله کنيم.زوجها بر سر هر چيزي از کنترل تلويزيون گرفته تا مسائل مربوط به خيانت و بياعتمادي ممکن است با هم مشاجره کنند. برخي فکر ميکنند که فقط مسائل بزرگ است که به طور بالقوه ميتواند رابطهها را از بين ببرد، اما اين درست نيست، حتي کوچکترين مسائل نيز ميتواند به يک مبارزه و مشاجره واقعا بزرگ تبديل شود.
تحقيقات نشان داده است که بدرفتاري عاطفي در دوران کودکي ميتواند منجر به کاهش کيفيت روابط شود. البته اين بدان معنا نيست که افرادي که مورد بدرفتاري عاطفي قرار گرفتهاند هرگز نميتوانند يک رابطه سالم را تجربه کنند. اين بدين معتي است که ممکن است انتظارات ناخودآگاهي در افراد به وجود آمده باشد که بايد در مورد آنها آگاهي داشته باشند.
به عنوان مثال، اگر من ناخودآگاه انتظار داشته باشم که شريک زندگيام بتواند زخمهاي آسيبديدهام را التيام ببخشد هر کاري که شريک زندگيام انجام ميدهد و به نظر ميرسد آن انتظار ناخودآگاه را برآورده نميکند ميتواند باعث ايجاد مشکل در رابطه شود. مشکل اين است که از آنجايي که اين مسائل غالبا به شکل ناخودآگاه است، من به احتمال زياد مسئوليت آن يا تظاهرات آن را در تعاملاتم با شريک عاطفي خود نميپذيرم و اين موضوع هر بار به بهانههاي مختلف تکرار ميشود و هيچ يک نميدانيم چگونه از دست هم عصباني ميشويم و درباره آن چه بايد بکنيم.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0