چرا جهان برای شیوع بیماری همه گیر بعدی آماده نیست؟

از ۱۸ تا ۲۳ مه، ژنو میزبان هفتاد و نهمین مجمع جهانی بهداشت، مجمع اصلی سالانه سازمان بهداشت جهانی (WHO) خواهد بود، جایی که کشورهای عضو در مورد تهدیدات بهداشت جهانی، اصلاح سیستم بهداشت بین‌المللی و قوانین آینده برای پاسخ به بیماری‌های همه‌گیر جدید بحث می‌کنند.

از ۱۸ تا ۲۳ مه، ژنو میزبان هفتاد و نهمین مجمع جهانی بهداشت، مجمع اصلی سالانه سازمان بهداشت جهانی (WHO) خواهد بود، جایی که کشورهای عضو در مورد تهدیدات بهداشت جهانی، اصلاح سیستم بهداشت بین‌المللی و قوانین آینده برای پاسخ به بیماری‌های همه‌گیر جدید بحث می‌کنند.

به گزارش اخبار اصفهان به طور رسمی، دستور کار این اجلاس گسترده است: تاب‌آوری سیستم‌های بهداشتی، دسترسی به داروها، بودجه سازمان، بیماری‌های غیرواگیر و تأثیر تغییرات اقلیمی بر سلامت. اما از نظر سیاسی، سوال اصلی از قبل مشخص است: چرا، چندین سال پس از کووید-۱۹، جهان هنوز نتوانسته است مکانیسمی واقعاً مؤثر برای آمادگی جهت مقابله با همه‌گیری بعدی ایجاد کند؟

کووید-۱۹ نشان داده است که عدم آمادگی چقدر می‌تواند پرهزینه باشد. طبق برآوردهای سازمان بهداشت جهانی، مرگ و میر بیش از حد به طور مستقیم یا غیرمستقیم مرتبط با این بیماری همه‌گیر در سال‌های ۲۰۲۰-۲۰۲۱ به حدود ۱۴.۹ میلیون نفر رسیده است. صندوق بین‌المللی پول، زیان‌های اقتصادی تجمعی جهانی را تا سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۱۳.۸ تریلیون دلار تخمین زده است، در حالی که بانک جهانی هشدار داده است که این بیماری همه‌گیر می‌تواند تا سال ۲۰۲۱ تا ۱۵۰ میلیون نفر را به فقر شدید بکشاند. این ارقام توضیح می‌دهند که چرا اختلافات بر سر توافق همه‌گیری سازمان بهداشت جهانی، موضوع دیپلماسی فنی نیست، بلکه مسئله امنیت جهانی است. جهان پیش از این بهای سنگینی را برای تصمیمات با تأخیر، هماهنگی ضعیف، بسته شدن مرزها، رقابت برای واکسن‌ها و عدم وجود قوانین توافق‌شده از قبل پرداخته است.

به همین دلیل است که بحث فعلی در ژنو فقط دور دیگری از عبارات دیپلماتیک نیست. این سؤال مطرح است که آیا جهان قادر خواهد بود دفعه بعد سریع‌تر، عادلانه‌تر و مؤثرتر از آنچه در طول کووید-۱۹ انجام داد، عمل کند یا خیر. این بیماری همه‌گیر به یک آزمون استرس برای سیستم بین‌المللی تبدیل شد و این آزمون با خسارات عظیمی پشت سر گذاشته شد. مرزها به طور آشفته‌ای بسته شدند، کشورها برای تجهیزات پزشکی رقابت کردند، زنجیره‌های تأمین فروپاشید و دسترسی به واکسن‌ها نشان‌دهنده نابرابری جهانی بود. به همین دلیل است که بحث پیرامون توافق‌نامه آینده سازمان بهداشت جهانی در مورد همه‌گیری‌ها بسیار فراتر از دستور کار پزشکی است.

در نگاه اول، ممکن است به نظر برسد که جهان درس‌های کووید-۱۹ را آموخته است. در سال ۲۰۲۵، کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی یک توافق‌نامه همه‌گیری را تصویب کردند که قرار بود اساس یک معماری بین‌المللی جدید برای شیوع‌های آینده را تشکیل دهد. با این حال در عمل، این توافق‌نامه ناتمام مانده است. مشکل نه تنها لجستیکی، بلکه سیاسی نیز هست: این مشکل مربوط به اعتماد بین کشورها است. کشورهای در حال توسعه می‌ترسند که در یک بیماری همه‌گیر در آینده، دوباره به ارائه‌دهندگان اطلاعات تبدیل شوند، اما نه دریافت‌کنندگان محافظت – شناسایی یک عامل بیماری‌زای جدید و فراهم کردن امکان واکنش جهانی، اما در نهایت متوجه شوند که واکسن‌ها، آزمایش‌ها و داروها قبلاً توسط کشورهای ثروتمندتر تأمین شده‌اند. برای بسیاری از کشورهای جنوب جهان، کووید-۱۹ نشان داد که در بحران‌ها، همبستگی به سرعت جای خود را به منافع ملی می‌دهد.

جهان خواهان شفافیت علمی سریع است، اما آماده نیست که در مورد دسترسی عادلانه به نتایج این شفافیت به توافق برسد. از کشورها انتظار می‌رود داده‌های ویروس را به سرعت به اشتراک بگذارند، اما بسیاری مطمئن نیستند که در طول بحران، واکسن، آزمایش و دارو را به موقع دریافت خواهند کرد. پس از کووید-۱۹، این بی‌اعتمادی دیگر انتزاعی نیست – ریشه تاریخی دارد. این بیماری همه‌گیر نشان داد که در لحظات بحران جهانی، هر کشور ذخایر، قراردادها و منافع سیاسی خود را در اولویت قرار می‌دهد.

معاهده همه‌گیری به عنوان پاسخی به این مشکل طراحی شد. منطق آن ایجاد قوانین از قبل بود، نه بداهه‌پردازی در مواقع اضطراری. اما وقتی بحث‌ها از اصول به تعهدات الزام‌آور تغییر می‌کند، کشورها اغلب به منافع ملی خود بازمی‌گردند. همه موافقند که جهان باید برای همه‌گیری بعدی بهتر آماده باشد، اما همه آماده نیستند که منابع، فناوری‌ها و ظرفیت تولید را از قبل به اشتراک بگذارند.

دردناک‌ترین درس کووید-۱۹ نابرابری واکسن بود. کشورهای ثروتمند حجم زیادی از عرضه را از قبل تضمین کردند، در حالی که بسیاری از کشورهای در حال توسعه با تأخیر مواجه شدند. این نه تنها یک مسئله اخلاقی، بلکه یک خطر جهانی برای سلامت نیز بود: تا زمانی که ویروسی در هر جایی در گردش باشد، می‌تواند جهش یابد و به اشکال جدید دوباره ظاهر شود. بنابراین دسترسی عادلانه به واکسن‌ها صدقه نیست، بلکه یک موضوع امنیت جهانی است.

این سوال که تولیدکنندگان محصولات پزشکی در یک بیماری همه‌گیر آینده چه سهمی را باید به سازمان بهداشت جهانی اختصاص دهند، به ویژه حساس است. پیشنهادهایی شامل رزرو بخشی از واکسن‌ها، تشخیص‌ها و داروها برای توزیع بین‌المللی شده است. از نظر طرفداران، این حداقل محافظت در برابر محرومیت است. برای منتقدان، این امر خطر دخالت در بازارها، قراردادها، مالکیت معنوی و منافع ملی را به همراه دارد.

اما اگر احساسات کنار گذاشته شود، این سوال واضح‌تر می‌شود: کدام خطرناک‌تر است – توافق قبلی در مورد توزیع سهمی از تولید پزشکی، یا مواجهه دوباره با وضعیتی که در آن کشورها برای واکسن با یکدیگر رقابت می‌کنند در حالی که شیوع بیماری به دلیل دسترسی نابرابر به حمایت همچنان در حال گسترش است؟

کووید-۱۹ نشان داد که یک بیماری همه‌گیر در مرزهای کشورهای ثروتمند پایان نمی‌یابد. بیماری، بلوک‌های ژئوپلیتیکی، رتبه‌بندی‌های اقتصادی یا اعلامیه‌های دیپلماتیک را نمی‌شناسد. یک حلقه ضعیف در سیستم بهداشت جهانی دیر یا زود به تهدیدی برای همه تبدیل می‌شود.

مجمع جهانی بهداشت در ژنو، میزان آمادگی کشورها برای درس گرفتن از اشتباهاتشان را آزمایش خواهد کرد. پس از کووید-۱۹، اظهارات قاطع زیادی در مورد نیاز به همبستگی بیشتر، سازمان بهداشت جهانی قوی‌تر، شفافیت بیشتر، سیستم‌های هشدار اولیه و توزیع عادلانه محصولات پزشکی مطرح شد. با این حال، اکنون که این اصول باید به قوانین مشخص تبدیل شوند، مذاکرات بار دیگر متوقف شده‌اند. این نشان می‌دهد که سیستم بهداشت جهانی هنوز کمتر به منطق علمی و بیشتر به اراده سیاسی وابسته است.

نقش ایالات متحده عامل جداگانه‌ای است. بدون مشارکت بزرگترین اقتصاد جهان و یکی از مراکز اصلی تحقیقات دارویی و بیوتکنولوژی، هرگونه سازوکار جهانی کمتر مؤثر خواهد بود. واشنگتن به طور سنتی نقش مهمی در تأمین مالی تلاش‌های بین‌المللی در حوزه سلامت، توسعه واکسن، حمایت از مراکز تحقیقاتی و واکنش به بیماری‌های همه‌گیر ایفا کرده است. با این حال، در داخل ایالات متحده، هم سازمان بهداشت جهانی و هم توافق‌نامه همه‌گیری همچنان از نظر سیاسی حساس هستند. مخالفان این پیمان نگرانند که تعهدات بین‌المللی می‌تواند حاکمیت ملی را محدود کند، در حالی که طرفداران استدلال می‌کنند که بدون قوانین بین‌المللی، جهان بار دیگر بدون آمادگی وارد بحران خواهد شد.

در عین حال، درک این نکته مهم است که توافق‌نامه همه‌گیری نمی‌تواند جایگزین سیستم‌های بهداشتی ملی شود. هیچ پیمانی نمی‌تواند بیمارستان بسازد، پزشکان را آموزش دهد، آزمایشگاه تأسیس کند یا زنجیره‌های تأمین مقاومی را در اختیار کشورها قرار دهد. با این حال، یک پیمان می‌تواند قوانین بازی را تعیین کند: چگونه اطلاعات را به سرعت تبادل کنیم، چگونه از پنهان‌کاری داده‌ها جلوگیری کنیم، چگونه محصولات پزشکی را توزیع کنیم، چگونه آمادگی برای شیوع بیماری را تأمین مالی کنیم و چگونه از تکرار هرج و مرجی که جهان در سال ۲۰۲۰ شاهد آن بود، جلوگیری کنیم.

سازمان بهداشت جهانی خود را در موقعیت دشواری یافته است. از یک سو، این سازمان باید کشورها را متقاعد کند که سریع‌تر، شفاف‌تر و با همکاری بیشتر عمل کنند. از سوی دیگر، اگر دولت‌ها تعهدات خود را از نظر سیاسی نامناسب بدانند، این سازمان قدرت مجبور کردن آنها به انجام تعهدات را ندارد. به همین دلیل است که معاهده همه‌گیری نه تنها برای سازمان بهداشت جهانی، بلکه برای کل سیستم بین‌المللی به آزمایشی تبدیل شده است. جهان خواهان حفاظت جهانی در برابر تهدیدها است، اما حاضر نیست اقتدار و منابع کافی را برای مؤثر کردن این حفاظت واگذار کند.