شایعه در کمین آرامش
در روزهایی که نگرانیهای عمومی نسبت به آینده افزایش یافته، گفتوگوهای خانوادگی و جمعهای دوستانه بیش از گذشته به محل طرح پرسشهایی درباره احتمال تکرار بحرانها تبدیل شده است؛ پرسشهایی از جنس «آیا جنگ دوباره شروع میشود؟» که اگرچه از دل نگرانی برمیخیزد، اما در تکرار و بازنشر بیضابطه، میتواند به بازتولید اضطراب اجتماعی و تضعیف آرامش روانی جامعه بهویژه در میان کودکان و سالمندان منجر شود.
به گزارش اخبار اصفهان به نقل از ایرنا فضای یک دورهمی خانوادگی در ظاهر گرم و صمیمی است؛ چای روی میز، گفتوگوهای معمول، خندههای کوتاه اما کافی است یک نفر جملهای را آغاز کند: «شنیدی دوباره ممکنه جنگ بشه؟»
سکوتی کوتاه شکل میگیرد، نگاهها جدیتر میشود و گفتوگو آرامآرام از خاطرات و روزمرگیها به تحلیلهای پراکنده، شنیدههای نامطمئن و پیشبینیهای نگرانکننده کشیده میشود.
در گوشهای، کودکی بیصدا به حرفها گوش میدهد؛ سالمندی آه میکشد و مادر خانواده سعی میکند موضوع را عوض کند اما دیگر فضا تغییر کرده است.
این صحنه، امروز دیگر استثنا نیست؛ بلکه به بخشی از زیست روزمره جامعه ایران و ایرانی تبدیل شده است. ایرانی که روزهای مقاومت و سخت را در پس جنگ و تجاوز سپری میکند.
شایعه؛ از گفتوگوی ساده تا چرخه اضطراب
کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند آنچه در این روزها رخ میدهد، صرفاً تبادل نظر نیست بلکه شکلگیری یک «چرخه بازتولید شایعه» در سطح جامعه است.
مطالعات علمی نشان میدهد شایعهها در شرایط بحران، با سرعتی بسیار بالا منتشر میشوند و میتوانند در مدت کوتاهی بر ادراک عمومی اثر بگذارند. بهگونهای که با گسترش شبکههای اجتماعی، سرعت انتشار اطلاعات نادرست به سطحی «بیسابقه» رسیده و میتواند بهسرعت ذهن و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهد. این یعنی شایعه دیگر صرفاً «دهانبهدهان» منتقل نمیشود؛ بلکه از فضای مجازی وارد گفتوگوهای روزمره شده و در جمعهای خانوادگی و اجتماعی بازتولید میشود.
محمدعلی اسدی جامعهشناس در گفتوگو با ایرنا با اشاره به این روند میگوید: مشکل اصلی این نیست که مردم نگران هستند؛ مشکل این است که نگرانیها بدون راستیآزمایی، مدام بازگو میشود و همین بازگویی، اضطراب را چند برابر میکند.
وی معتقد است: این افزایش اضطراب ناشی از چرخه بی امان و نامحدود اخبار، تحلیل های شخصی و شایعات است که بر مبنای تکرار با تبدیل یک «واقعیت غیرواقع» برای افراد باورپذیر میشود.
اثرات اجتماعی؛ کودکان و سالمندان در خط مقدم آسیب
روانشناسان نیز معتقدند شایعه، بیش از آنکه یک مسئله اطلاعاتی باشد، یک پدیده روانی اجتماعی است. عماد رنجبر، روانشناس حوزه خانواده و پژوهشگر حوزه مطالعات بالینی در گفتوگو با ایرنا توضیح میدهد: فارغ از تبعات انسانی، خسارات مالی و جانی، دوران جنگ زمینهای برای پرورش و گسترش شایعات فراهم میکند.
وی معتقد است: شنوایی هیجانی، انتقال هیجانی و تحلیل هیجانی سه عامل اصلی هستند که جنگ را به محیطی مطلوب برای رشد شایعات تبدیل و به سرعت آن را به «ترس» و «ناامیدی» سوق میدهد. در این میان کودکان و نوجوانان همچنین افراد مسن به دلیل فقدان یا کاهش سطح تحلیل منطقی، بیشترین آسیب را خواهند دید.
این روانشناس اضافه میکند: کودکان توان تحلیل اخبار پیچیده را ندارند. وقتی مکرر درباره جنگ یا ناامنی صحبت میشود، آنها این پیام را دریافت میکنند که جهان اطرافشان ناامن است. در سالمندان نیز، بهدلیل تجربههای قبلی و حساسیت بیشتر به بیثباتی، این نوع گفتوگوها میتواند اضطراب، بیخوابی و احساس ناامنی را تشدید کند.
مطالعات علمی نشان میدهد در فضای شبکههای اجتماعی، کاربران اغلب پیش از آنکه صحت یک خبر مشخص شود، تمایل دارند آن را بازنشر دهند و حتی از آن حمایت کنند؛ موضوعی که باعث میشود شایعات پیش از تکذیب، اثر خود را بر افکار عمومی بگذارند.
این چرخه، در نهایت به فرسایش آرامش جمعی منجر میشود؛ آرامشی که بهویژه در شرایط بحرانی، سرمایهای حیاتی برای جامعه محسوب میشود.
هر شهروند؛ یک رسانه، یک مسئولیت
در عصر شبکههای اجتماعی، هر فرد عملاً به یک «رسانه» تبدیل شده است. بر اساس پژوهشها، وابستگی به شبکههای اجتماعی و دریافت غیرمستقیم اخبار، احتمال انتشار اطلاعات نادرست را به طور طبیعی افزایش میدهد و بسیاری از افراد بدون آنکه آگاه باشند، به ناقلان شایعه تبدیل میشوند.
محمد محتاطی استاد علوم ارتباطات در گفتوگو با ایرنا میگوید: بخش قابل توجهی از شایعات نه توسط افراد مغرض بلکه توسط شهروندان عادی و از سر نگرانی منتشر میشود. همین موضوع مقابله با آن را پیچیدهتر میکند.
او تأکید میکند: در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی افراد اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ اینکه هر خبری را بازگو نکنیم، هر تحلیلی را منتشر نکنیم و پیش از نقل یک خبر، درباره صحت آن مطمئن شویم.
فرهنگسازی در دل بحران
در شرایطی که نگرانیهای عمومی نسبت به آینده افزایش پیدا میکند، نقش رفتارهای روزمره مردم در کنترل یا تشدید فضای روانی جامعه بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند.
محمدعلی اسدی جامعهشناس با اشاره به همین موضوع میگوید: در وضعیتهای بحرانی، جامعه وارد یک حالت حساسیت بالا نسبت به اخبار و تحلیلها میشود. در این شرایط، حتی گفتوگوهای ساده روزمره میتواند بار روانی سنگینی تولید کند یا برعکس، به آرامسازی فضا کمک کند.
وی معتقد است که مسئله اصلی، صرفاً وجود شایعه نیست، بلکه نحوه بازتولید آن در تعاملات اجتماعی است زیرا بخش مهمی از شایعاتی که در جامعه گردش پیدا میکند، نه از منابع سازمانیافته، بلکه از جمعهای کوچک خانوادگی، دوستانه یا کاری آغاز میشود. افراد معمولاً با نیت آگاهسازی یا نگرانی، موضوعی را که شنیدهاند بازگو میکنند اما همین بازگویی بدون راستیآزمایی، به گسترش اضطراب جمعی منجر میشود.
اسدی با تأکید بر مسئولیت اجتماعی شهروندان ادامه میدهد: در چنین شرایطی، هر فرد باید به این آگاهی برسد که نقش او صرفاً یک شنونده نیست؛ بلکه او یک حلقه در زنجیره انتقال اطلاعات است. اگر این حلقه با دقت و احتیاط عمل کند، بخش مهمی از چرخه شایعه متوقف میشود.
به گفته او، یکی از مهمترین مؤلفههای فرهنگسازی در بحران، «مدیریت گفتوگو در محیطهای غیررسمی» است چراکه باید یاد بگیریم که همه اطلاعات شنیدهشده را وارد فضای جمعی نکنیم. گاهی یک جمله ساده در یک مهمانی خانوادگی میتواند اضطراب را به چندین نفر منتقل کند، بدون اینکه اساساً آن خبر صحت داشته باشد.
او بر نقش آگاهی رسانهای تأکید میکند و میگوید: در عصر شبکههای اجتماعی، تفکیک میان خبر، تحلیل و شایعه برای بسیاری از افراد دشوار شده است؛ بنابراین آموزش سواد رسانهای باید از سطح عمومی جامعه آغاز شود تا افراد بتوانند منابع معتبر را از غیرمعتبر تشخیص دهند.
فرهنگسازی در بحران یعنی تبدیل شدن جامعه به یک شبکه مسئولیتپذیر. جامعهای که در آن افراد پیش از انتشار هر خبر، به اثر روانی آن بر دیگران فکر میکنند، بهطور طبیعی تابآورتر و آرامتر خواهد بود.
بازتاب شایعه در رفتارهای روزمره؛ از نگرانی تا واکنشهای جمعی
شایعه در شرایط اضطراب اجتماعی، فقط در سطح ذهن و گفتوگو باقی نمیماند بلکه بهسرعت به رفتارهای قابل مشاهده در جامعه تبدیل میشود؛ رفتارهایی که گاهی خود به تشدید همان اضطراب دامن میزنند. وقتی شایعه در جامعه منتشر میشود، مردم صرفاً درباره آن صحبت نمیکنند؛ بلکه شروع به تنظیم رفتار خود بر اساس آن میکنند، حتی اگر آن خبر صحت نداشته باشد.
یکی از اولین واکنشها در چنین شرایطی، رفتارهای احتیاطی افراطی در خرید و ذخیرهسازی کالاهای اساسی است؛ رفتاری که در برخی بحرانهای گذشته نیز مشاهده شده و معمولاً با انتشار شایعاتی درباره کمبود کالا یا اختلال در تأمین مایحتاج همراه است.
در چنین شرایطی، حتی یک شایعه ساده درباره کمبود یا اختلال در عرضه، میتواند منجر به افزایش خریدهای غیرضروری و هجوم مقطعی به فروشگاهها شود. این رفتار نه از نیاز واقعی، بلکه از ترس کمبود ناشی میشود و خود میتواند به ایجاد فشار بر بازار منجر شود.
گسترش شایعات با هجوم به ابعاد دیگر اجتماعی، اقتصاد را به نخستین هدف خود تبدیل میکند و به سرعت نه تنها در مایحتاج، بلکه کل بازار را تحت تاثیر ثرار میدهد و در نهایت با سلطه بر فضای اقتصادی، بیشترین فشار را به بدنه جامعه به خصوص اقشار متوسط و ضعیف و همانهایی که به شایعات دامن زدند، وارد میکند.
آرامش، محصول رفتار ماست
واقعیت این است که در شرایط حساس، جامعه بیش از هر چیز به «آرامش روانی» نیاز دارد؛ آرامشی که فقط از طریق تصمیمات کلان تأمین نمیشود بلکه در رفتارهای روزمره مردم شکل میگیرد.
شایعه، اگرچه ممکن است از دل نگرانی متولد شود اما در تکرار بیپایان خود میتواند به تهدیدی برای همین آرامش تبدیل شود. در چنین شرایطی، هر گفتوگوی ساده، هر جمله و هر بازنشر، میتواند یا به تقویت اضطراب یا به حفظ ثبات روانی جامعه کمک کند.
شاید مسئولیت امروز شهروندان، بیش از هر زمان دیگری، این باشد که بدانند: آرامش، فقط یک احساس نیست؛ یک انتخاب جمعی است.




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰