درباره فیلم «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» به انگیزه اکران

کمدی تایلندی با طعم سردرگمی داستانی

سینمای ایران در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از عبور از دوران سخت‌گیری‌های کرونایی و بحران‌های اقتصادی اجتماعی، به طور چشمگیری به سمت ژانر کمدی گرایش پیدا کرده است.

سینمای ایران در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از عبور از دوران سخت‌گیری‌های کرونایی و بحران‌های اقتصادی اجتماعی، به طور چشمگیری به سمت ژانر کمدی گرایش پیدا کرده است. این گرایش، که اغلب به عنوان یک «سرگرمی نجات‌بخش» برای مخاطب خسته از واقعیت تعریف می‌شود، منجر به ساخت و اکران متعدد فیلم‌های کمدی در گیشه‌ها شده است. فیلم «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» (ساخته بهمن گودرزی و با نویسندگی حمید اکبری خامه) آخرین نمونه از این موج است که با تکیه بر ستاره‌های شناخته شده و لوکیشن‌های خارجی، به دنبال جذب حداکثری تماشاگر است.

فیلم

به گزارش اخبار اصفهان این فیلم، که در زمره کمدی ماجراجویانه قرار می‌گیرد، با حضور سام درخشانی و محسن کیایی در نقش‌های اصلی و همچنین حضور یک بازیگر خارجی (اولگا لاورنتیوا)، تلاش می‌کند تا یک تجربه بصری متفاوت را به مخاطب ایرانی ارائه دهد. اما سؤال اصلی اینجاست: آیا این ترکیب انفجاری از بازیگران، لوکیشن تایلند و کارگردانی کاربلد بهمن گودرزی، موفق به خلق یک اثر منسجم و ماندگار شده است، یا صرفاً ادامه‌دهنده مسیر «بساز و بفروش» سینمای کمدی ایران است؟

نگاهی به کارنامه کارگردان و استراتژی جذب مخاطب

بهمن گودرزی کارگردانی است که سابقه موفقی در جذب مخاطب عام در ژانر کمدی دارد. فیلم‌هایی مانند «هاوایی»، «آتیش بازی» و «شیش و بش» نشان می‌دهد که او به خوبی می‌داند چگونه با ریتم تند و موقعیت‌های طنز، سینماهای کشور را پر کند. موفقیت نسبتاً خوب «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» در گیشه، مؤید این نکته است که استراتژی استفاده از عناصر جذاب، هرچند تکراری، همچنان کارآمد است.

استفاده از لوکیشن خارج از ایران (تایلند) و به کارگیری بازیگران زن خارجی، دو مؤلفه کلیدی است که پس از موفقیت‌های چشمگیر فیلم‌هایی چون «تگزاس»، به یک فرمول امتحان‌شده تبدیل شده است. این عناصر نه تنها جلوه بصری فیلم را ارتقا می‌دهند، بلکه حس «فرار از روزمرگی» را که مخاطب ایرانی به دنبال آن است، تقویت می‌کنند. این فیلم قصد دارد از ترندهای روز سینمای ایران برای کسب بازدهی حداکثری استفاده کند.

روایت گم‌شده: خلاصه داستان و ضعف انسجام روایی

داستان فیلم حول محور دو دوست به نام‌های پاشا (سام درخشانی) و بهروز (محسن کیایی) می‌چرخد که برای حل‌وفصل یک مأموریت یا کار ناتمام، عازم جزیره جیمز باند در تایلند می‌شوند. این سفر، بستر مناسبی برای وقوع مجموعه‌ای از موقعیت‌های طنزآمیز، سوءتفاهم‌ها و چالش‌های غیرمنتظره فراهم می‌کند.

نقد اصلی وارد بر این فیلم، دقیقاً در همین بخش نهفته است: فیلمنامه. «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» فاقد یک خط داستانی منسجم و قوی است. به نظر می‌رسد فیلمنامه حمید اکبری خامه بیشتر بر پایهٔ جمع‌آوری چند موقعیت خنده‌دار پراکنده بنا شده است که به زور به هم چسبانده شده‌اند تا یک اثر سینمایی شکل گیرد. این امر باعث می‌شود تماشاگر لحظاتی را صرفاً به دلیل بازی خوب بازیگران یا موقعیت فیزیکی، بخندد، اما پس از پایان فیلم، درک درستی از مسیر یا هدفی که شخصیت‌ها دنبال می‌کردند، نداشته باشد. این فقدان درام و ساختار، بزرگ‌ترین چالش این کمدی ماجراجویانه است.

زوج طلایی سینمای کمدی: تحلیل شیمی بازیگران اصلی

حضور سام درخشانی و محسن کیایی در کنار یکدیگر، نقطه قوت غیرقابل انکار فیلم محسوب می‌شود. این دو بازیگر، که با سریال «پژمان» به عنوان یک زوج کمدی پرمخاطب تثبیت شدند، شیمی فوق‌العاده‌ای دارند که به راحتی می‌تواند ضعف‌های داستانی را پوشش دهد.

سام درخشانی (با کارنامه‌ای از «خوب بد جلف» تا «روزی روزگاری مریخ») در نقش کمدی‌اش همواره توانسته است با اغراق‌های حساب‌شده و انرژی بالا، تماشاگر را درگیر کند. محسن کیایی نیز که اخیراً بیشتر در آثار درام و اجتماعی دیده می‌شد، با بازگشت به کمدی، توانایی خود را در ایفای نقش‌های مکمل کمدی که بار زیادی از بار طنز را به دوش می‌کشند، به نمایش می‌گذارد. تماشای این دو بازیگر، به تنهایی برای بسیاری از طرفداران سینمای ایران، دلیلی برای دیدن فیلم جدید است.

نگاهی به سینمای کمدی ایران: تله «بساز بفروش»

معضل اصلی که در نقد فیلم‌هایی نظیر «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» باید مورد توجه قرار گیرد، به معضلات سینمای کمدی ایران بازمی‌گردد. سازندگان این ژانر اغلب در تله «بساز بفروش» گرفتار می‌شوند؛ جایی که هدف اصلی از تولید، صرفاً کسب بالاترین میزان فروش در کوتاه‌ترین زمان ممکن است.

این رویکرد باعث می‌شود فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، به جای صرف زمان برای توسعه شخصیت‌ها و پی‌ریزی داستانی قدرتمند، به سراغ ترفندهای ساده‌تر مانند شوخی‌های کلامی دم‌دستی، موقعیت‌های سخیف (که البته در این فیلم کمتر دیده شد) یا استفاده از بازیگران پرطرفدار بروند. نتیجه این می‌شود که فیلم‌هایی با ۲۰ دقیقه خنده خالص، ۷۰ دقیقه باقیمانده برای تماشاگر آزاردهنده و کسل‌کننده خواهند بود. اگر این روند ادامه یابد، شاهد تکرار نسخه‌های کم‌عمق‌تر از آثار موفق گذشته خواهیم بود؛ آثاری در حد و اندازه همین فیلم ماجراجویی در جزیره جیمز باند.

 پتانسیل‌های فنی و زیبایی‌شناسی بصری

یکی از جنبه‌های مثبت فیلم، سرمایه‌گذاری روی بخش فنی و بصری است. فیلمبرداری در تایلند و استفاده از مناظر طبیعی بکر، یک عنصر بصری قدرتمند ایجاد کرده است. این انتخاب، از نظر بصری، یک تجربه سینمایی متفاوت در مقایسه با کمدی‌های داخلی است که اغلب محدود به چند لوکیشن ثابت در تهران یا شهرهای دیگر هستند. این زیبایی‌شناسی بصری، به نوعی تلاش می‌کند تا کمبودهای داستانی را جبران کند و فیلم را برای تماشای چند باره جذاب‌تر سازد.

سرگرمی لحظه‌ای یا تجربه سینمایی ماندگار؟

«ماجراجویی در جزیره جیمز باند» یک فیلم کاملاً سرگرم‌کننده لحظه‌ای است. اگر هدف شما صرفاً خندیدن برای ۹۰ دقیقه و دیدن تضاد بین بازیگران ایرانی و پس‌زمینه زیبای تایلند است، این فیلم می‌تواند انتخاب مناسبی باشد. حضور دو ستاره کمدی سینمای ایران، موتور محرکهٔ اصلی این اثر است.

اما اگر به دنبال یک فیلمنامه هوشمندانه، روایتی منسجم یا کمدی‌ای هستید که پیامی عمیق‌تر را منتقل کند، این فیلم شما را ناامید خواهد کرد. این اثر بیشتر یک محصول سینمایی ساخته شده برای فروش و مطابق با سلیقه مخاطب عام امروز است تا یک اثر هنری بلندمدت. در نهایت، این فیلم موفقیت تجاری خود را مدیون فرمول جواب‌داده و بازیگران گیشه‌سازش است تا ضعف‌های ساختاری‌اش. برای درک بهتر تحول سینمای کمدی ایران، تماشای این فیلم می‌تواند یک مورد مطالعاتی جالب باشد.