پیام واشنگتن به دنیا «تسلیم شو تا راحت‌تر حذف شوی»

در پاسخ به تهدیدات نظامی و سابقه حذف قذافی پس از تسلیم، ایران تأکید می‌کند که حق هسته‌ای و توان دفاعی‌اش غیرقابل مذاکره و برگ برنده بازدارندگی عزتمندانه است.

«تسلیم شو تا راحت‌تر حذف شوی» نقل‌قول اخیر جیم جاتراس، دیپلمات پیشین آمریکایی، زاویه‌ای تلخ اما واقعی از سیاست خارجی واشنگتن را روایت می‌کند. او با اشاره به سرنوشت معمر قذافی در لیبی، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا اساساً در معادلات قدرت‌های بزرگ، جایی برای «تسلیم‌شدگان مشروط» وجود دارد؟

قذافی پس از سقوط صدام در عراق، وحشت زده تمام برنامه هسته‌ای خود را کنار گذاشت و با شروط غرب کنار آمد، به این امید که از سرنوشت مشابهی دور بماند. اما نتیجه چه شد؟

همان غرب نه تنها امنیتش را تضمین نکرد، بلکه زمینه‌ساز حذف فیزیکی او در خشونت‌بارترین شکل ممکن شد. این پیام برای کشورهای دیگر کاملاً شفاف است و آن اینکه «خلع سلاح در برابر غرب، نه تنها تضمین‌کننده بقا نیست، بلکه ممکن است کشور را در مرحله بعد، آسیب‌پذیرتر و آماده‌تر برای حذف نشان دهد. شاید این تجربه تلخ، یکی از دلایلی باشد که کشورهایی مانند کره شمالی، امنیت خود را نه در توافق، که در بازدارندگی هسته‌ای جستجو می‌کنند.»

اما آنچه که باید بیش از گذشته مورد توجه ما قرار گیرد:

دولت ترامپ با به راه انداختن جنجال رسانه‌ای پیرامون لشکرکشی ناوها و تهدید به اعزام یگان‌های جدید، به دنبال ایجاد خطای محاسباتی در اراده ملت ایران است. اما حقیقت اینجاست که اگر این تحرکات نظامی کارایی واقعی داشتند، نیازی به این حجم از هیاهوی رسانه‌ای و تبلیغات جهانی نبود. حضور حماسی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن ثابت کرد که محاسباتِ مبتنی بر تهدید و ارعاب، هیچ خللی در ایستادگی ملی ایجاد نخواهد کرد. دورانِ تحمیل اراده‌ها زیر سایه تجهیزات جنگی به سر آمده است.

جمهوری اسلامی ایران بر مبنای منطقِ «احترام متقابل و منافع مشترک»، همواره مسیر دیپلماسی را باز نگه داشته است. حضور در مذاکرات مسقط، نه از موضع نیاز، بلکه برای اتمام حجت با جهانیان و نشان دادن حسن نیت ایران به افکار عمومی دنیاست. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که طرف مقابل به دنبال حل واقعی مسائل نیست، بلکه صرفاً به دنبال تحمیل خواسته‌های غیرقانونیِ جبهه استکبار و صهیونیسم است؛ شراکتِ شومی که پاسخ ایران به آن همواره قاطع و پشیمان‌کننده بوده است.

ایران تحت فشار و تهدیدِ ناشی از توطئه‌های بیگانگان، از اصول راهبردی خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. واشنگتن باید درک کند که ایران، ونزوئلا نیست که با فشار اقتصادی و نمایش‌های نظامی از پا درآید؛ اینجا کشوری با عمق استراتژیک و قدرت بازدارندگی واقعی است.

بنابراین طرف مقابل باید بداند که اولا درخصوص حق هسته‌ای که یک دستاورد بومی و حق قانونی است و با هیچ ابزار فشاری معامله نمی‌شود. دوماً درخصوص توان دفاعی هم بداند که این حوزه، بخشی از حاکمیتِ مطلق و درونی ایران است و به هیچ عنوان وجه‌المصالحه قرار نمی‌گیرد. پس موضوعات مرتبط با امنیت ملی، هرگز در دستور کار هیچ مذاکره‌ای نبوده و نخواهد بود.

نتیجه‌گیری نهایی اینکه « ترامپ باید از تجربه‌های شکست‌خورده گذشته درس بگیرد. ایرانِ مقتدر با پیوند میان «میدان» و «دیپلماسی عزتمندانه»، ثابت کرده است که ساختار بازدارندگی و امنیت کشور، امری غیرقابل‌نفوذ و فراتر از دست‌اندازیِ بیگانگان است. هرگونه حماقت علیه این خاک، به معنای دریافت پاسخی است که هزینه‌های آن فراتر از تصور طراحان این نمایش‌های تبلیغاتی خواهد بود».

کارشناس مسائل بین‌الملل