فیلم غوطهور؛ مهیجی بیسرانجام
فیلم «غوطهور» به کارگردانی محمدجواد حکمی، با ایدهای جذاب در مرز ژانرهای روانشناختی و تعقیبوگریز آغاز میشود: یک افسر پلیس مصمم (با بازی محسن قصابیان) پس از یک تصادف ناگوار با خودروی یک گروگانگیر، در تلاش برای نجات قربانی و دستگیری مجرم، وارد ماجرایی پیچیده میشود. با این حال، این طرح اولیه امیدوارکننده، به سرعت در چالشهای بنیادین فیلمنامه گرفتار میآید و در نهایت، اثری ناهمگون را تقدیم تماشاگر میکند که بیش از هرچیز، فرصتی از دست رفته به نظر میرسد.
مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که فیلمنامه در انتقال اطلاعات اساسی داستان و شخصیتها، نوعی کمگویی آزاردهنده را در پیش میگیرد. ما تا دقایق پایانی فیلم به درستی از انگیزه گروگانگیر مطلع نمیشویم. این ابهام، نه از جنس تعلیق هوشمندانه، که شبیه نقصی در روایت است و باعث میشود مخاطب نتواند عمق بحران و خطر واقعی تهدیدکننده قربانی را درک کند. در نتیجه، صحنههای پرداختهشده با اضطراب مصنوعی و موسیقی پرحجم، بیش از آنکه دلهرهآور باشند، اغراقآمیز و گاه دافعهدار به نظر برسند.
ضعف در شخصیتپردازی، دیگر آفت بزرگ «غوطهور» است. شخصیت پلیس فیلم، با وجود بازی جدی و حرفهای محسن قصابیان، همچون جزیرهای ناشناخته باقی میماند. بیخوابیهایش، گذشتهاش و حتی رابطهاش با دخترش، تنها در حد اشارههایی کلی و بیپاسخ میمانند و این امر، مانع از همذاتپنداری عمیق مخاطب با او میشود. در سوی دیگر، آنتاگونیست فیلم با مشکلات بزرگتری روبروست. فیلم با پیوند دادن همجنسگرایی شخصیت آنتاگونیست به مشکلات خانوادگی و سپس تبدیل این ویژگی به نشانهای از روانپریشی، نه تنها تبیین روانشناختی قانعکنندهای ارائه نمیدهد، که در دام کلیشههایی تقلیلدهنده میافتد. این شخصیتپردازی سطحی و مبتنی بر دیالوگهای توضیحی، باعث میشود بازی ها نیز نتواند تاثیر مطلوب خود را بگذارد.
محمدجواد حکمی در مقام کارگردان، تلاش میکند با ریتم سریع و استفاده از فضاهای بسته، ضعفهای داستانی را جبران کند. در معدود صحنههایی مانند سکانس اول پس از گروگانگیری، این تلاش تا حدی به ایجاد تنش میانجامد. اما این لحظات، نمیتوانند خلأ ناشی از یک ساختار داستانی شکننده و شخصیتهای کمعمق را پر کنند. به نظر میرسد کارگردان بیشتر انرژی خود را صرف جلوههای سطحی تعلیق کرده، غافل از اینکه پایههای اصلی هر فیلم مهیج، یعنی داستان منسجم و کاراکترهای باورپذیر، در «غوطهور» سست است.
در نهایت، «غوطهور» را باید تجربهای آموزنده برای فیلمساز اول آن دانست که تواناییهای فنی نسبی را در کنار ضعف مفرط در نویسندگی به نمایش میگذارد. این فیلم با تکیه بر بازی چهرههای شناختهای چون قصابیان و دهقانی، میتوانست فرصت به مراتب درخشانتری باشد، اما با فیلمنامهای کممایه و پر از فرصتهای از دست رفته، نهایتاً تماشاگر را با حسی از ناکامی و ابهام تنها میگذارد. «غوطهور» بیشتر از آنکه ما را در عمق یک درام انسانی غرق کند، تنها بر سطح یک ایده خوب شناور میماند.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰