کالبدشکافی شورش به دنبال سقوط نظام آموزشی فرانسه
برخلاف تصور بسیاری، این آشوبها با شعارهای سیاسی آغاز نشد، بلکه جرقه این انفجار اجتماعی در یکی از فرسودهترین دبیرستانهای حومه پاریس زده شد؛ جایی که سقفهای کلاسها میچکید، شیشههای پنجرهها شکسته بود و موشها در محیط آموزشی میگشتند. آنچه امروز به شکل غارت فروشگاههای لوکس و درگیریهای خونین در خیابانها میبینیم، در واقع خروجی سالها نادیده گرفتن حقوق ابتداییترین لایه جامعه یعنی دانشآموزان است.
بحران در کلاس درس
به گزارش اخباراصفهان ریشه اصلی این جنبش را باید در وضعیت فاجعهبار زیرساختهای آموزشی فرانسه جستجو کرد. دانشآموزان فرانسوی از کلاسهای پرتراکم با بیش از ۳۵ نفر، نبود صندلی و میز، و از همه مهمتر، بحران شدید کمبود معلم به ستوه آمدهاند. تصور کنید در یکی از پیشرفتهترین کشورهای جهان، کلاسها هفتهها بدون معلم رها میشوند و دانشآموزان در محیطی ناسالم و فرسوده، با استرس بالای امتحانات و سیستمهای پذیرش ناعادلانه دست و پنجه نرم میکنند.
این سیستم پذیرش که حالا به نماد خشم جوانان تبدیل شده، از نظر آنها ابزاری برای غربالگری اجتماعی است که آینده انسانها را به دادههای الگوریتمی تبدیل کرده و حس بیارزش بودن را در آنها نهادینه کرده است. وقتی بودجه آموزش در لایحه سال ۲۰۲۷ کمتر از نرخ تورم افزایش مییابد، دانشآموزان متوجه میشوند که در اولویتهای دولت مکرون، آموزش در جایگاه آخر قرار دارد.
تبدیل اعتراض صنفی به آشوب سیاسی
اما چطور اعتراض به سقفهای فرسوده مدرسه، به غارت ویترینهای لویی ویتون و آتش زدن شهرداری لیموژ منجر شد؟ پاسخ در «اتصال نقاط» است. وقتی دولت به جای گفتگو، پاسخ مطالبات صنفی دانشآموزان را با گاز اشکآور و ماشینهای آبپاش داد، این جنبش از یک اعتراض آموزشی به یک شوران اجتماعی تبدیل شد.
پیوستن اتحادیههای کارگری و معترضانی که از گرانی سوخت و هزینههای زندگی خسته شده بودند، به این موج قدرت بخشید. حالا دیگر بحث فقط نبود معلم نیست، بلکه بحث «عدالت» است. معترضانی که در مدارسشان صندلی ندارند، در ویترینهای لوکس پاریس، نمادهای ثروتی را میبینند که در تضاد مطلق با واقعیت زندگی آنهاست. علاوه بر این، پیوند خوردن این اعتراضات با مسائل انسانی و سیاسی بینالمللی، به این جنبش بعدی اخلاقی داد و آن را از یک مطالبه ساده صنفی به یک تقابل فرهنگی و سیاسی تبدیل کرد.
ماشین سرکوب در برابر تختهسیاه
پاسخ دولت مکرون به این بحران، بیشتر امنیتی بود تا آموزشی. آمارها تکاندهنده است، بازداشت هزاران نفر و مجروح شدن صدها تن از معترضان و نیروهای انتظامی. اما تلخترین تصویر این روزها، خبر قطع دست یک دانشآموز ۱۵ ساله در شهر لانس است که در اثر برخورد با نارنجکهای پلیس رخ داد. این اتفاق، هرگونه فضای گفتگو را نابود کرد و شعلهها را بیشتر زبانه کشید.
البته دولت تلاش کرد با وعده بهکارگیری سه هزار معلم جایگزین، آتش را خاموش کند، اما این اقدام از سوی نمایندگان دانشآموزان «خردهنان» نامیده شد. اعزام ۷۰ هزار نیروی پلیس برای کنترل خیابانها شاید نظم ظاهری را بازگرداند، اما نمیتواند بوی ناامیدی را از کلاسهای درس پاک کند.
سایه انتخابات ۲۰۲۷
از منظر تحلیل سیاسی، این آشوبها در بدترین زمان ممکن برای امانوئل مکرون رخ داده است. در حالی که فرانسه به انتخابات ریاستجمهوری نزدیک میشود، هر لرزشی در خیابانها، جای پای راست افراطی را محکمتر میکند. مارین لپن و متحدانش منتظرند تا از این هرج و مرج و احساس ناامنی مردم برای پیشبرد شعارهای پوپولیستی خود استفاده کنند. اگر دولت نتواند بین «امنیت خیابانی» و «عدالت آموزشی» تعادل ایجاد کند، احتمالاً شاهد چرخی سیاسی خواهیم بود که چهره فرانسه را برای سالها تغییر میدهد.
میراثی از مدرسه تا خیابان
در واقع فرانسه امروز با یک حقیقت تلخ روبهرو است اینکه نمیتوان با پلیس و گاز اشکآور، آینده یک ملت را مدیریت کرد. وقتی مدرسه که باید مهد امید باشد، به کانون ناامیدی و فضای رطوبتی و فرسوده تبدیل شود، خیابانها تنها جای باقیمانده برای فریاد زدن هستند.
تخریب ساختمانها و غارت فروشگاهها، نشانههای بیرونی یک بیماری عمیقتر به نام «سقوط سرمایه اجتماعی» است. تا زمانی که دولت مکرون متوجه نشود که یک صندلی در کلاس درس، ارزشمندتر از هزاران نیروی ضدشورش در خیابان است، شعلههای خشم نسل جدید خاموش نخواهد شد. پاریس شاید دوباره آرام شود، اما زخمی که در دل نظام آموزشی این کشور ایجاد شده، با چند وعده توخالی التیام نمییابد.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰