فهم جدید حجاب در جهان مدرن: نه سنت‌گرایی، نه مدرنیته مطلق

حجاب به‌‌مثابه قرارداد اجتماعی

تحلیل جدید، حجاب را نه محدودیت، بلکه «قرارداد اجتماعی عقلانی» برای تضمین کرامت و تعامل امن در دنیای مدرن می‌داند.

نسل امروز درگیر تضاد قدیمی «سنت در برابر مدرنیته» نیست، بلکه با چالشی عمیق‌تر دست و پنجه نرم می‌کند: چگونه می‌توان حضوری فعال، مؤثر و پیشرو در جهان سرعت‌گرفته امروز داشت، بدون آنکه هویت، اختیار فردی و کرامت انسانی قربانی شود؟ این دغدغه، ریشه اصلی تنش‌های ذهنی جوانان و نوجوانان در دنیایی است که مرزهای تعاملاتش به سرعت در حال فرسایش است. در این فضا، کمبود اصلی، فقدان چارچوب‌های قابل اعتماد برای صیانت از حقوق طرفین است، نه صرفاً تمایل به تعامل.

اینجاست که می‌توان مفهوم عفاف و حجاب را از منظر عقلانیت اجتماعی بازخوانی کرد؛ با این رویکرد، حجاب چیزی نیست جز یک قرارداد اجتماعی تعریف‌شده. قرارداد اجتماعی به‌مثابه توافقی آگاهانه، مرزها و مسئولیت‌ها را شفاف می‌سازد؛ تعامل را مختل نمی‌کند، بلکه آن را امن، منصفانه و قابل پیش‌بینی می‌سازد. هیچ قراردادی برای حذف رابطه نوشته نمی‌شود، بلکه برای جلوگیری از تعدی، سوءاستفاده و بی‌عدالتی است.

در شرایط کنونی جهان مدرن، بدن و حضور اجتماعی افراد، به‌ویژه زنان، به‌سرعت وارد چرخه مصرف، قضاوت و مقایسه می‌شود. زمانی که چارچوب قراردادی وجود نداشته باشد، مرز حیاتی میان «توجه سالم» و «ابزارشدن» از بین می‌رود. در این وضعیت، بیشترین آسیب نه از برقراری ارتباط، بلکه از بی‌قراردادی ناشی می‌شود. حجاب، در این چارچوب تحلیلی، به منزله اعلام عمومی آن قرارداد نانوشته است؛ قراردادی که پیامی واضح دارد: «من فعالانه در جامعه حضور دارم، اما کرامت من قابل معامله یا مصرف نیست.»

مزیت این نگاه، ارتقاء حجاب از سطح یک «سلیقه شخصی» یا «اجبار» به سطح «عقلانیت جمعی» است. همان‌طور که بستن کمربند ایمنی در خودرو یا امضای یک تفاهم‌نامه کاری، به معنای محدود کردن آزادی نیست، بلکه تأمین‌کننده آزادی پایدار است، حجاب نیز چارچوبی است برای حفظ حرمت فردی. این تعهد باید دوطرفه باشد؛ عفاف و حجاب همزمان جامعه، رسانه‌ها و مردان را متعهد می‌کند که نوع نگاه و رفتار خود را بر اساس این قرارداد تنظیم کنند. بدون این تعهد متقابل، هر قراردادی بی‌معناست.

نیاز اصلی نسل جوان و پویا، یافتن راهی برای حفظ امنیت روانی در عین مشارکت اجتماعی است. در این منطق، حجاب نه مانع رشد اجتماعی، بلکه ضمانت اجرایی یک حضور محترمانه است؛ حضوری که در آن فرد برای دیده‌شدن مجبور به «هزینه کردن از خود» یا برای پذیرفته‌شدن مجبور به «کنار گذاشتن مرزهایش» نیست. مسئله کلیدی این نسل، یافتن راهی است که ارزش‌های بنیادین و شرایط روز جهانی بتوانند در کنار هم معنا پیدا کنند و حجاب، در این قاب جدید، یکی از هوشمندانه‌ترین پاسخ‌ها به این نیاز برای تعامل امن، نه انزوا، و صیانت پایدار از هویت است.

محقق و دین پژوه