رسانه؛ همزاد بشر و سرمایه اعتماد عمومی

همزمان با رشد بشر و ورود فناوری‌های جدید به زندگی انسان، رسانه نیز توسعه یافت و شکل‌های متنوع‌تری به خود گرفت.

رسانه در طول تاریخ، یکی از مهم‌ترین ابزارهای انسان برای ارتباط، انتقال پیام و شناخت جهان پیرامون خود بوده است؛ رسانه‌ای که همزاد بشر است و از زمانی که انسان پدید آمد، به اشکال مختلف شکل گرفت و همراه با او تکامل یافت. نگاهی به آثار به‌جامانده از پیشینیان و نیاکان ما نشان می‌دهد که انسان‌های نخستین با ترسیم تصاویری بر دیواره غارها، پیام‌هایی را به کسانی که پس از آنها به آن مکان‌ها مراجعه می‌کردند، منتقل می‌کردند. حتی روی شن‌های کنار ساحل، درختان و پوست حیوانات نیز به شیوه‌های مختلف پیام‌رسانی صورت می‌گرفت.

همزمان با رشد بشر و ورود فناوری‌های جدید به زندگی انسان، رسانه نیز توسعه یافت و شکل‌های متنوع‌تری به خود گرفت. بنابراین، درباره نقش رسانه در زندگی بشر، نیاز به توضیح چندانی نیست؛ چراکه رسانه همواره همراه انسان بوده و با تحول جوامع انسانی، خود نیز تغییر و تکامل یافته است.

درباره اینکه دولت‌ها و حکومت‌ها برای کمک به رسانه‌ها و صاحبان رسانه چه می‌توانند انجام دهند، به نظر من، در شرایط کنونی، همین که مانع ایجاد نکنند، بزرگ‌ترین کمک به رسانه است.

در کشورهای جهان سوم، به‌خصوص، هنوز جایگاه واقعی رسانه به‌درستی درک نشده است. صاحبان قدرت و ثروت معمولاً از ابتدا رسانه را پدیده‌ای چالش‌برانگیز تلقی کرده‌اند و تلاش‌هایی برای محدود کردن آن صورت گرفته است؛ در حالی که رسانه در واقع یک «چشم سوم» در جامعه است که می‌تواند به حاکمان در امر مدیریت جامعه کمک کند.

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های رسانه برای کمک به مدیریت جامعه، ایجاد ارتباط و تعامل میان مردم و مسئولان است. رسانه می‌تواند واسطه‌ای مؤثر میان این دو باشد، خواسته‌ها و مطالبات طرفین را منتقل کند و در امر حکمرانی و مدیریت جامعه نقش مؤثری ایفا کند.

با این حال، از آنجا که رسانه همواره پدیده‌ای چالش‌برانگیز تلقی شده است، بخش قابل‌توجهی از تلاش‌ها به سمت محدود کردن آن بوده، نه بسترسازی برای استفاده از ظرفیت‌هایش.

اگر بخواهیم جایگاه رسانه را در شرایط کنونی ارزیابی کنیم، می‌توان آن را به آب جاری تشبیه کرد. اگر در مسیر آب موانعی ایجاد شود، در نهایت راه خود را پیدا می‌کند و مسیری برای حرکت می‌یابد. رسانه نیز مسیر خود را پیدا خواهد کرد تا بتواند رسالت خود را به انجام برساند.

در حال حاضر، به نظر من، شرایط رسانه‌ای چندان مطلوب نیست؛ چراکه مشکلات متعددی بر رسانه‌ها و صاحبان آنها تحمیل شده است. با توجه به شرایط عمومی کشور، از جمله دوره کرونا، جنگ و مسائل دیگری از این دست، باری که بر دوش رسانه‌ها قرار دارد، واقعاً سنگین‌تر از گذشته شده است.

با این حال، معتقدم رسانه‌ها از این مرحله نیز عبور خواهند کرد و مسیر خود را پیدا می‌کنند. امیدوارم این مسیر برای انجام رسالت اجتماعی که بر دوش رسانه‌هاست، روزبه‌روز هموارتر شود.

در عین حال، هر رسانه رسالت خود را دارد و کسانی که در پشت رسانه‌ها قرار دارند نیز دیدگاه‌های مختلفی دارند؛ ممکن است رویکردهای سیاسی و اجتماعی متفاوتی داشته باشند و بر اساس همان رویکردها عمل کنند.

با این حال، مهم‌ترین مسئله برای هر رسانه، مخاطب آن است. اگر مخاطب به یک رسانه اعتماد کند و رابطه‌ای دوسویه میان آنها شکل بگیرد، به نظر من، بخش مهمی از رسالت رسانه محقق شده است.

اعتماد چیزی نیست که بتوان آن را با بخشنامه ایجاد کرد. نمی‌توان به مخاطب گفت «به من اعتماد کن» و انتظار داشت این اعتماد به‌سرعت شکل بگیرد. اعتماد، فرآیندی تدریجی است که در طول زمان و بر اساس عملکرد رسانه شکل می‌گیرد و مخاطب به‌تدریج به آن اعتماد می‌کند.

وقتی این اعتماد شکل بگیرد، مخاطب می‌تواند خبری را که در یک رسانه منتشر می‌شود یا تحلیلی را که ارائه می‌شود، معتبر و قابل اتکا بداند یا دست‌کم آن را نزدیک به واقعیت تلقی کند.

امروز رسانه‌ها نیز چندوجهی و متنوع شده‌اند. این مسئله از یک سو کار مخاطب را آسان‌تر کرده است؛ چراکه می‌تواند اطلاعات خود را از منابع و رسانه‌های مختلف دریافت کند. اما از سوی دیگر، این چندگانگی، انتخاب را نیز برای مخاطب دشوارتر کرده است.

مخاطب امروز با چشمه‌های فراوانی برای دریافت اطلاعات مواجه است و همین تعدد منابع، انتخاب را دشوار می‌کند. به نظر من، تنها چیزی که می‌تواند این چندگانگی را برای مخاطب مدیریت کند، همان اعتماد است؛ اعتمادی که رسانه باید در طول زمان و بر اساس عملکرد خود به دست آورد.