تروما، اضطراب، PTSD و افسردگی؛ هشدارهای رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران
پزشکان و روانشناسان این روزها بیشتر از همیشه بر توجه به سلامت روان جامعه به ویژه گروههای پر خطر مانند سالمندان و کودکان و نوجوانان تاکید دارند. آن ها معتقدند که قرارگیری در معرض تصاویر و صحنههای دلخراش میتواند باعث بروز اختلالات روانی جدی از جمله «اختلال استرس پس از سانحه» شود. اینکه در شرایط پراسترس، بهویژه زمانی که اتفاقات خارج از تجربیات روزمره رخ میدهند، فرد ممکن است دچار علائم روانی ناخوشایندی شود و درصورت تداوم، به مشکلات شدید روانی منجر خواهد شد. دکتر سید وحید شریعت رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران در گفتگو با ما پیرامون این موضوع نکات قابل توجهی را مورد تاکید قرار داد که درادامه می خوانید:
-تروماهای ناشی از مواجه با اتفاقات و حوادث پر استرس و خشن مانند آنچه طی هفته های گذشته درنقاط مختلف کشور تجربه شد، به چه صورت در افراد خودش را نشان می دهد؟
ببینید، حوادث خشونتآمیز اخیر در کشور را نباید صرفاً رویدادی سیاسی یا اجتماعی محسوب کنیم. وضعیتهایی همانند این حادثه و یا رویدادهایی حتی با شدت و وسعت کمتر، پیامدهای عمیق و ماندگاری بر سلامت روان جامعه بر جای میگذارند. مواجهه گسترده مردم با تصاویر دلخراش و اخبار ناگوار، سطح اضطراب و افسردگی را بهطور محسوسی افزایش میدهد و در بسیاری موارد، خود این تصاویر بهمنزله یک تروما عمل میکنند؛ بهگونهای که به شکل خاطرات مزاحم و تکرارشونده در ذهن افراد باقی میمانند و عملکرد شغلی، تحصیلی و روابط اجتماعی آنان را مختل میکنند.
در این میان کودکان، نوجوانان و جوانان بیشتر در معرض آسیبهای ناشی از تروما هستند و ممکن است علائم متفاوتی نشان دهند. شنیدن اخبار خشونت بار و تماشای تصاویر فجیع با جزئیات وحشتناک و بدون تعدیل، زندگی روزمره انسان را حتما تاحت تاثیر قرار می دهد. این فشارهای روانی ممکن است به شکل علائم جسمانی بروز کند و در افرادی که بیماریهای زمینهای مانند دیابت، فشار خون یا بیماریهای قلبی دارند، موجب تشدید یا دشوار شدن کنترل بیماری شود. و از حیث روانی نیز، در برخی موارد ممکن است تا سالیان سال به اشکال مختلفی مانند: اضطراب های دائمی-احساس عذاب وجدان کاذب یا واقعی- سوگواری مادام العمر-انتقام-افسردگی- پرخاشگری و اختلالات روانی آسیب زننده، در افراد بروز کند.
–چه راهکاری را برای کمترآسیب دیدن در چنین مواقعی، پیشنهاد می دهید؟
به هرحال ترکش های ناشی از حوادث تلخ بر روح و روان افراد و جامعه تاثیرات خودش را می گذارد و انکارناپذیر است منتهی می توان درزمان مواجه با آن ها شدت یا ضعفش را مدیریت کنیم.
یعنی زیاد در اخبار غرق نشویم و دائما خبرها را رصد نکنیم، اطلاع کلی از رویدادها کافی است و حواسمان باشد که دقیق شدن دائمی در جزئیات و تصاویر خشونتبار، تنها بار روانی را افزایش میدهد و روحمان را تکه تکه می کند. توجه ویژه ای به گروههای آسیبپذیر خصوصا کودکان و نوجوانان داشته باشیم، نیازی نیست همه مسائل را موبه مو و عمیق برایشان بیان کنیم. از مواجهه مستقیم آنان با تصاویر خشن جلوگیری کنیم و ضمن محکوم کردن رفتارهای خشونت آمیز، فضای روانی خانه و خانواده را عادی و معمولی نگه داریم.
از ارتباط با افرادی که به هر دلیل دائما رویدادهای تلخ و دلخراش را یادآوری و توضیح می دهند فاصله بگیریم. نکته ای که باید یادآورشوم اینکه: وقتی جمعیتی تحتتأثیر یک حادثه قرار میگیرد، همه آنها به یک اندازه دچار اختلال نمیشوند. ممکن است از هر صد نفر، ۱۰ یا ۱۵ نفر واکنش شدیدتر و آسیب عمیقتری را تجربه کنند.
این افراد نیازمند شناسایی هوشمندانه و ارائه خدمات تخصصیاند. خدمات اولیه روانی، یک ارزیابی کلی از وضعیت سلامت روانی، جسمی و اجتماعی فرد است و شامل توجه به نیازهای اولیه مانند خواب، تغذیه و احساس امنیت نیز میشود. ارائهدهنده این خدمات حتماً نیازی نیست روانپزشک یا روانشناس بالینی باشد، بلکه میتوان به نیروهای داوطلب یا همکاران سایر حرفهها آموزشهای لازم را داد تا در بستر بحران، افراد پرخطر را شناسایی کنند و به سطوح تخصصیتر ارجاع دهند.
–علاوه بر بیماران و گروههای سنی پرخطر، مشاغل پرخطری هم وجود دارد که در معرض آسیب های بیشتری از این حوادث قراردارند، دراین خصوص هم صحبت بفرمایید:
بله به موضوع مهمی اشاره کردید. برخی گروههای شغلی بیش از دیگران در معرض آسیب روانیاند؛ از جمله پزشکان، پرستاران، امدادگران و خبرنگاران که بهطور مستقیم با صحنههای آسیبزا سروکار دارند و لازم است خدمات «کمکهای اولیه روانشناختی» دریافت کنند. این گروهها علاوه بر ملزم بودن به انجام وظایفشان در هر شرایط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و حتی امنیتی، مجبور به تحمل انواع فشارهای روانی نیز هستند. متاسفانه بعضا در این اقشار پس از مدتی سرخوردگی و ناامیدی و حتی افکارِ “پایان دادن به زندگیِ خود”، ایجاد می شود، از این جهت است که باید در بحث مدیریت بحران ها، سیاستگذاران حواسشان به تامین حمایت های لازم از این طیفِ جامعه نیز باشد.
-برخی از سیاسیون معتقدند بخشی از دلایل ناآرامی ها و آنچه در کشور رخ داد، مربوط به ضعف خدمات روان شناختی است، به عنوان رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران چه اندازه با این صحبت موافق هستید؟
این پدیدهها باید بهعنوان پیامد شرایط اجتماعی و اقتصادی در نظر گرفته شوند، نه علت آن. سلامت روان جامعه تابع کیفیت زندگی، احساس عدالت، امنیت و افق آینده است. بهبود آن، مستلزم اصلاح شرایط عینی زندگی مردم و کاهش فشارهای ساختاری است، نه تقلیل مسائل اجتماعی به کمبود خدمات روانشناختی. اینکه عده ای می گویند” کمبود خدمات روانشناختی در وقوع ناآرامیها هم قابل بررسی است” چنین تحلیلی یک آدرس اشتباه و از نظر علمی کاملاً غلط و بدون پایه است.
مطالعات متعدد نشان میدهند که عوامل ایجادکننده ناآرامیهای اجتماعی، مسائل اقتصادی- سیاسی- اجتماعی و نابرابریها هستند. تاکید می شود که وضعیت سلامت روان جامعه بیشتر یک «تابع» و متأثر از این شرایط است، نه یک «علت» برای ایجاد آنها. بهبود شاخصهای سلامت روان در گرو بهبود شرایط عینی زندگی مردم و کاهش بیعدالتیها است.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰