جادوی تخیل و پیوند نسلها در فیلم من جاسوزنی نیستم
علیرضا خمسه نیز در این نشست با نگاهی جامعهشناسانه به نقش کودکان پرداخت. او با اشاره به تجربیات شخصی خود از دوران نوجوانی، بیان کرد که همواره تلاش کرده با ایجاد شادی و خنده در برابر فضای افسرده جامعه واکنش نشان دهد. خمسه معتقد است که نسل کودک و نوجوان امروز میتواند راهنمای جامعه بزرگسال باشد زیرا اندیشههای نسل گذشته دیگر پاسخگوی شرایط امروز نیست و جامعه به نگاههای تازه و مدرن نیاز دارد. او تأکید کرد که بزرگسالان باید نگاه متفاوت نسل جدید را جدی بگیرند تا جامعه به سمت پویایی هدایت شود. همچنین او به نکته بسیار مهمی اشاره کرد و گفت که در تولید آثار کودک و نوجوان نباید مخاطب را یک گروه واحد دانست؛ چرا که نیازهای یک کودک چهار ساله با یک نوجوان هجده ساله کاملاً متفاوت است و فیلمساز باید با شناخت دقیق روانشناسی هر گروه سنی، روایت و شخصیتپردازی اثر را طراحی کند.

سادگی و صمیمیت؛ کلید موفقیت یک اثر
فیلم من جا سوزنی نیستم با تکیه بر سادگی در روایت و صمیمیت در اجرا، توانست در اولین حضور خود در جشنواره، نظر مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند. این فیلم ثابت کرد که وقتی دغدغههای واقعی کودکان با نگاهی هنرمندانه و با کمک نمادهایی چون عروسکها روایت شود، نتیجه اثری خواهد بود که تا سالها در ذهن مخاطب میماند. تماشای این اثر در کنار عواملش، یادآور این حقیقت بود که سینمای کودک، سینمای قلبهاست و هرگاه با صداقت ساخته شود، مرزی میان سنین مختلف باقی نمیماند.
سینمای کودک و نوجوان همواره بستر مناسبی برای بازتاب رویاها و دغدغههای پاکترین گروه سنی جامعه بوده است. در این میان، حضور عروسکها به عنوان پل ارتباطی میان واقعیت و خیال، جایگاه ویژهای در فرهنگ بصری ما دارد. عروسکها در آثار ماندگار سینمایی و تلویزیونی گذشته، شخصیتهایی بودند که میتوانستند مفاهیم پیچیده اخلاقی و انسانی را به سادهترین شکل ممکن به کودک منتقل کنند. در همین راستا، سی و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان میزبان اثری بود که تلاش کرد دوباره این جادوی قدیمی را با نگاهی مدرن زنده کند و نشان دهد که دنیای کودکان در کنار همراهانی به نام عروسک، تا چه اندازه متفاوت و رنگارنگ است.
ورود منوچهر هادی به دنیای رنگین کودکان
یکی از اتفاقات جذاب این دوره از جشنواره، اکران فیلم من جا سوزنی نیستم بود. این اثر از آن جهت اهمیت ویژهای داشت که اولین تجربه کارگردانی منوچهر هادی در فضای سینمای کودک محسوب میشود. کارگردانی که پیش از این با آثار اجتماعی و معمایی خود شناخته شده بود، این بار دوربین خود را به سوی دنیای معصومانه کودکان چرخاند تا دغدغهای عمیق و در عین حال شیرین را روایت کند. تماشای این فیلم برای اولین بار در فضای گرم جشنواره و در کنار عوامل و بازیگران اثر، تجربهای متفاوت بود؛ جایی که هر صحنه از فیلم با تحسین و لبخند تماشاگران همراه میشد و نشان میداد که زبان مشترک سینما، فارغ از سن و سال، همان صداقت و سادگی است.

رویای یک دختربچه و میراث پدربزرگ
داستان فیلم حول محور دغدغه و اشتیاق دختربچهای میچرخد که میخواهد در کنار مادرش باشد و به او کمک کند. این دختر کوچک که نقش او را صوفیا هادی، دختر عزیز کارگردان فیلم بر عهده دارد، رویایی در سر دارد که فراتر از بازیهای معمول کودکان است. او میخواهد کارگاه قدیمی خیاطی پدربزرگش را دوباره راه بیندازد و به آن روح ببخشد. این تلاش برای احیای یک میراث خانوادگی، در کنار مشکلاتی که در مسیرشان با آنها روبرو میشوند، لایههایی از عشق، مسئولیتپذیری و پیوند میان نسلها را به تصویر میکشد. حضور صوفیا هادی در نقش اول، به دلیل ارتباط عاطفی واقعی با کارگردان، جانی دوباره به شخصیت دختربچه بخشیده و بازی او را به شدت باورپذیر و اثرگذار کرده است.
عروسک دکمه، پل ارتباطی میان واقعیت و تخیل
در کنار داستان اصلی، حضور شخصیتی به نام دکمه، یکی از نقاط قوت و قابل توجه فیلم است. دکمه که یک عروسک است، در واقع نمادی از دنیای درونی و تخیلات کودک است. ارتباط میان دختربچه و این عروسک، نشان میدهد که کودکان چگونه در لحظات سخت یا هنگام رویابافی، به همراهانی نامرئی یا نمادین تکیه میکنند. حضور دکمه در فیلم من جا سوزنی نیستم، یادآور همان سنت دیرینه سینمای کودک است که در آن عروسکها نقش راهنما یا دوست صمیمی را ایفا میکنند. این پیوند نشان میدهد که عروسکها در فرهنگ ما تنها اشیایی بیجان نیستند، بلکه بخشی از رشد عاطفی کودک و ابزاری برای درک بهتر جهان پیرامون هستند.

درخشش بازیگران پیشکسوت در دنیای کودکان
یکی از جذابیتهای بصری و روایی این اثر، حضور بازیگران توانمندی چون یکتا ناصر، علیرضا خمسه، بهنوش بختیاری و یوسف تیموری است. حضور این چهرههای محبوب در کنار بازیگران کودک، تضاد جالبی ایجاد کرده و باعث شده است تا ماجراهای فیلم با ریتمی شاد و پرکشش پیش برود. تعامل میان این بازیگران با دنیای کودک، به گونهای طراحی شده که مخاطب احساس نکند با یک فیلم آموزشی مواجه است، بلکه هر لحظه از تماشای بازیهای بداهه و صمیمی آنها لذت میبرد. این همافزایی باعث شده تا فیلم در عین حال که برای کودکان جذاب است، برای بزرگسالان نیز خاطرهانگیز و دلنشین باشد.
روایت کارگردان از هنر بازیگردانی کودکان
پس از اکران فیلم، در نشست خبری عوامل اثر جضور یافتیم و منوچهر هادی با نگاهی تحلیلی به تجربه ساخت این فیلم اشاره کرد. او اظهار داشت که برای ساخت این اثر، توجه ویژهای به داستان و نحوه اجرای آن داشته تا روایتی خلق کند که ارتباطی عمیق و مناسب با مخاطب کودک برقرار سازد. هادی معتقد است که کودک در زمان بازی، ظرفیتها و ویژگیهای متفاوتی از خود نشان میدهد و کارگردان باید بتواند این ویژگیها را بشناسد و در مسیر تولید اثر به کار بگیرد. او تأکید کرد که هدایت بازیگران کودک با بازیگران بزرگسال کاملاً متفاوت است زیرا کودک جهان ذهنی متفاوتی دارد و نمیتوان شیوههای معمول بازیگردانی را در مواجهه با او به کار گرفت. او در نهایت خاطرنشان کرد که تلاش کرده است شرایطی ایجاد کند تا کودکان بتوانند در فضای کار، امکان بازی و بروز تواناییهای واقعی خود را داشته باشند.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0