سوگ یاس؛ روایتی از کوچ بیبازگشت بانوی دو عالم
مدینه در سکوتی سنگین و جانکاه فرو رفته بود؛ سکوتی که نه از سر آرامش، که از انباشتِ اندوهی سترگ بر دلِ دیوارهای خشتی و کوچههای بنیهاشم حکایت میکرد. روزگار، پس از پیامبر رحمت (ص)، به سرعت چهره در هم کشید و امانتِ رسول خدا، پاره تن و مونسِ تنها روزهای تنهاییاش، در محاصرهی طوفان بیوفاییها قرار گرفت. فاطمه (س) تنها یک دختر نبود؛ او تجلی تمام عیار حقیقتِ نبوت بود، سنگری معنوی که در آن سوی درِ بسته نیز از آرمانهای عدالتخواهی و ولایت دفاع میکرد.
در تقویم تاریخ، فاطمیه نه فقط یادآور یک شهادت، بلکه گواهی بر اوج مظلومیت حق در برابر مصلحتاندیشیهای دنیوی است.
دردِ فاطمیه تنها در فشار بین در و دیوار یا جراحات جسمانی خلاصه نمیشود؛ دردِ بزرگ، شکستنِ حرمتِ وحی و خانه ایست که ملائک بدون اذن وارد آن نمیشدند. فاطمه (س) در بستر بیماری، نگرانِ آیندهی امت و گمگشتگیِ راهِ حق بود. او با وصیتِ شبانه و غریبانه خود، خواست تا برای همیشه سندِ مظلومیتش را در تاریکخانه تاریخ به یادگار بگذارد.
امروز، پس از قرنها، هر بار که نام فاطمه (س) زمزمه میشود، عطرِ یاس فضای جان را پر میکند. او الگوی تمامعیارِ پایداری، بصیرت و دفاع از حریمِ ولایت است. فاطمیه بهانهای است تا در طوفانِ بلاهای روزگار، قطبنمای حقیقت را گم نکنیم. سلام بر فاطمه، بر روزهایی که زیست، بر لحظاتی که مظلومانه درد کشید، و بر تربتِ پنهانش که تا ابد فریادگرِ حقطلبی است.




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰