اعزام «جرالد فورد»، بزرگترین دستاورد نیروی دریایی ایالات متحده!

ترامپ و دیپلماسی قایق توپدار در تنگنای بازدارندگی نوین

اعزام ناو هواپیمابر «جرالد فورد»، بزرگترین دستاورد نیروی دریایی ایالات متحده، به آب‌های پیرامونی ایران توسط دونالد ترامپ، موجی از بازتاب‌های رسانه‌ای و تحلیل‌های امنیتی را به همراه داشته است.

اعزام ناو هواپیمابر «جرالد فورد»، بزرگترین دستاورد نیروی دریایی ایالات متحده، به آب‌های پیرامونی ایران توسط دونالد ترامپ، موجی از بازتاب‌های رسانه‌ای و تحلیل‌های امنیتی را به همراه داشته است.

به گزارش اخبار اصفهان ترامپ با استفاده از این حرکت، به رویه مرسوم خود یعنی شانتاژ تبلیغاتی گسترده روی آورده و تهدیداتی را علیه کشورمان مطرح می‌کند. تحلیلگران بین‌المللی این اقدام را تکرار سیاست سنتی واشنگتن با عنوان «دیپلماسی قایق توپدار» می‌دانند؛ سیاستی که با اعزام ناوها و جنگنده‌ها به مناطق حساس، هدف ارعاب رقبای منطقه‌ای و اخذ امتیازات سیاسی، امنیتی و اقتصادی است. با این حال، پشت این جوسازی‌ها، دولت آمریکا با دو محدودیت جدی در برابر ایران مواجه است که راهبرد فشار را به چالش می‌کشد.

ناو

چالش توازن قوا در خلیج فارس و نمایش قدرت پنهان

ورای اقدامات تبلیغاتی، دولت آمریکا از قدرت دریایی ایران آگاه است؛ قدرتی که بخش اعظم آن تاکنون رونمایی نشده است. تردید جدی رئیس‌جمهور آمریکا در مورد ماجراجویی در محیط دریا و فاصله‌گیری ناوهای آمریکایی از آب‌های سرزمینی ایران، مهر تأییدی بر این واقعیت است. قدرت دریایی ایران با تجهیز به طیف متنوعی از موشک‌های کروز و بالستیک در کلاس‌های مختلف، یک کابوس بزرگ برای هر نیروی مهاجم خارجی تلقی می‌شود. این معادله نشان می‌دهد که ایران، برخلاف برخی سناریوهای مورد انتظار، ونزوئلای دیگری برای اجرای نسخه‌های قدیمی دکترین نظامی غرب نیست.

فرسودگی خدمه و ریسک عملیاتی ناوهای غربی

محدودیت مهم دیگر، وضعیت خدمه ناوهای اعزامی است. ناوهایی نظیر «آبراهام لینکلن» یا «جرالد فورد» مدت زمان طولانی را در مأموریت‌های طاقت‌فرسا گذرانده‌اند. فرسودگی روحی و جسمی پرسنل، این نیروها را در هرگونه تقابل احتمالی با ایران به شدت آسیب‌پذیر می‌سازد. ندانستن تسلیحات دقیق و توان شوک‌آفرین ایران در محیط دریا، ریسک مأموریت خدمه ناوهای آمریکایی در مجاورت سواحل ما را به شدت افزایش داده و این امر، اعزام را به یک امر پُراسترس تبدیل می‌کند.

ناو

دیپلماسی فشار در تقابل با بازدارندگی نوین ایران

در این شرایط، ترامپ تنها به دنبال استفاده تبلیغاتی از حضور این ناوها است، زیرا به خوبی می‌داند که هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، صورتحساب‌های سنگینی را بر وضعیت سیاسی او در داخل آمریکا تحمیل خواهد کرد. این وضعیت، خود به یک عنصر قوی بازدارندگی نوین برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. این معادله زمانی جدی‌تر می‌شود که ایران رسماً هشدار داده است در واکنش قاطع به هرگونه تجاوز، در مدیریت یک جنگ منطقه‌ای تردیدی نخواهد کرد.

آینده روابط دفاعی: پایان دوران دیپلماسی قایق توپدار؟

حضور نظامی صرف، دیگر ابزار کارآمدی برای کسب امتیازات مطلوب واشنگتن نیست. هرچند اعزام ناوها نمادی از تداوم دیپلماسی فشار است، اما نتایج آن در قبال ایران محدود خواهد بود. تقویت مستمر توان موشکی و دریایی ایران، توازن قوا را به شکلی تعریف کرده است که قدرت مانور طرف مقابل برای اقدام نظامی مستقیم کاهش یافته و هرگونه محاسبه اشتباه می‌تواند به یک درگیری منطقه‌ای تمام‌عیار منجر شود که منافع آمریکا را به طور جدی تهدید می‌کند.