جنگ شناختی علیه مردم

مسئله، مسئله جنگ است نه حمله؛ به این معنا که صرفاً یک حمله نیست که اتفاق افتاده باشد و حالا بحث انتقام‌گیری مطرح شود. خیر، یک جنگ تمام‌عیار آغاز شده است.

مسئله، مسئله جنگ است نه حمله؛ به این معنا که صرفاً یک حمله نیست که اتفاق افتاده باشد و حالا بحث انتقام‌گیری مطرح شود. خیر، یک جنگ تمام‌عیار آغاز شده و ما باید کاری کنیم که پایان آن در نقطه مناسبی و به نفع ما رقم بخورد.یعنی دقیقاً باید موازنه لازم در این جنگ رعایت شود.مثلاً اگر درجنگ تحمیلی، موازنه به این صورت بود که از مرزها چیزی کاسته نشود، یا متناسب با هزینه‌ای که دشمن تحمیل می‌کرد، ما نیز هزینه وارد کنیم، این جنگ نیز باید تا جایی ادامه پیدا کند که درواقع آن توازن قوا ایجاد شده باشد.

این یک حمله نیست که بتوان گفت حالا یک حمله‌ای شده و ما هم انتقامی می‌گیریم، مثلاً با پرتاب چند موشک به گوشه‌ای از اسرائیل، و تمام.

جنگی که رخ داده، علیه مردم است نه مسئولان. چراکه مسیری که اسرائیل، آمریکا و ترامپ دنبال کرده‌اند، چنین است که ما با مردم ایران کاری نداریم، هدف ما مسئولان، تاسیسات هسته‌ای و این‌گونه موارد است. این فضا را دنبال کردند. تبیین این موضوع مهم است که این جنگ، جنگ با مردم ایران است؛ دشمنی با مردم ایران است، نه دشمنی با روحانیون، نه با سپاهیان، و نه فرماندهان.

عقب‌نشینی معنایی ندارد. مثلاً اینکه ترامپ توییت زده که این یک آغاز بود و اگر ایران بخواهد ادامه دهد، ما هم پاسخ می‌دهیم؛ در واقع نوعی تهدید مطرح می‌کند که اگر جلو نیایید، ما نیز متوقف می‌شویم و بیایید سر میز مذاکره. این‌گونه نیست که مردم تصور کنند اگر ما الان بنشینیم پای میز مذاکره، موضوع تمام خواهد شد.